اولین وبگاه تخصصی جن , علوم غريبه , متافیزیک , ادعیه , سنگ ها
آيت الله سيد محمد حسين حسيني تهراني در کتاب روح مجرد مي فرمايند: « آقاي قاضي براي گذشتن از نفس اماره و خواهش هاي مادي و طبعي و شهوي و غضبي که غالباً از کينه و حرص و شهوت و غضب و زياده روي در تلذذات بر مي خيزد، روايت عنوان بصري را دستور مي دادند به شاگردان و تلامذه و مريدان سير و سلوک إلي الله، تا آن را بنويسند و بدان عمل کنند. يعني يک دستور اساسي و مهم، عمل طبق مضمون اين روايت بود.
و علاوه بر اين مي فرموده اند بايد آن را در جيب خود داشته باشند و هفته اي يکي، دو بار آن را مطالعه نمايند. » 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 16:15  توسط  محمد  | 

1. ارزش نماز اول وقت
2. زنده نگه داشتن سنت
3. آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام
4. ارزش وضو و طهارت
و .............. توصيه ميكنم از دست نديد براي اهل عمل كم نظيره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 0:47  توسط  محمد  | 

روایت شده که چون پیامبر (ص) به جنگ بنی المصطلق تشریف می بردند در نزدیکی وادی و دره ناهمواری فرود آمدند چون آخر شب شد فرشته وحی الهی نازل شد وبه حضور پیامبر عرضه داشت که طایفه ای از کافران ومتمردین جن در این وادی کمین کرده اند می خواهند به اصحاب شما حمله کنند .

در ادامه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 0:39  توسط  محمد  | 

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .
وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 0:32  توسط  محمد  | 

از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی می‌كنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 0:19  توسط  محمد  | 

تفسير سوره جن دكتر محمد علي انصاري

در 5 قسمت ميباشد به لينك زير مراجعه كنيد حجم فايل ها و زمان ان گفته شده است .

http://www.rasekhoon.net/Song/PersonPage-165.aspx

در اين صفحه به تفسير سوره جن برويد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 23:59  توسط  محمد  | 

امروزه وجود هالة نوراني به روشهاي مختلف اثبات شده است. در برخي كشورها، دانشمندان توانسته‌اند با لنزهاي مخصوص از هاله عكس و فيلم تهيه كنند و يا از طريق دوربين مداربسته آن را روي صفحة تلويزيون نمايش دهند. در بعضي پژوهشها مشاهده شده است كه حوزة انرژي انسان باعث انحراف اشعه ليزر از مسير خود به صورت ضعيف مي‌شود. برخي دانشمندان توانسته‌انـ‌د اين انرژيهاي لطيف را با سرعـت كم از طريـق سيـم برق منتقـل كنند. عينكهاي خاصي تحت عنوان عينك كرليان وجود دارد كه توسط آن هر شخصي قادر به رؤيت هاله مي‌باشد. كانونهاي انرژي در هالة انسان قادر به حركت دادن آونگ در حالت‌هاي خاص است. بعضي محققان نيز توانسته‌اند با دستگاه تشعشع‌ياب، انرژي هالة نوراني را رديابي نموده، طول موج و فركانس آن را بطور دقيق مشخص نمايند.

در ادامه مطلب ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 23:14  توسط  محمد  | 

متافيزيك به تعبير ابن‌سينا مجموعه‌اي از حكمت ماقبل‌الطبيعه و مابعد‌الطبيعه مي‌باشد، همچنين ابعاد غيرفيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل مي‌شود.....

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 23:9  توسط  محمد  | 

1- اگر 786 بار بسمله بخواند، حق سبحانه و تعالي او را محافظت مي كند.

اگر مومن در هنگام شب 21 بار بسمله بخواند از هر گونه آفت وبلا ومصيبت و سرقت و حريق در امان ماند واز مرگ نجات پيدا مي كند.

اگر رو در روي ظالمي 51 بار بسمله خوانده شود، از شر او نجات حاصل مي شود.

اگر مومن با صدق دل پس از نماز صبح 600 بار بسمله و 600 صلوات بخواند از جايي كه اصلا به عقلش نمي رسدرزق وروزي نصيبش خواهد شد.

اگر به تعداد 786 بار به ذكر بسمله ادامه دهد به هر آرزوي خود مي رسد.

اگر زن وشوهر ويا دو دوست با هم اختلاف داشته باشند، هفت بار «يا ربي» نوشته 31 بار بسمله را بخوانيد و به كسي كه محبت او كم شده بخورانيد، محبت او افزايش مي يابد.

2- تعداد 786 دفعه بسمله شريف به يك استكان آب خوانده شود و سپس آن آب را هر كس بخورد او را هم دوست خواهد داشت و اگر هفت روز اين كار هارا تكرار كند عشق ومحبت او زيادترمي شود وهمه او را دوست خواهند داشت.

3- اگر كسي كه 786 بار بسمله خوانده باشد، اگر وسوسه اي ديده شود، خداوند ذوالجلال وسوسه را از او دور مي سازد آن را به يك ليوان آب خوانده هفت روز آب را بنوشيد.

4- به تعداد 786 بار بسمله در آب خوانده شود به شخصي كند ذهن و كم هوش خورانده شود، باذن الهي شفا مي يابد. هفت روز بايد دوام پيدا كند. 786 بار بسمله را پس از نماز صبح هفت روز خوانده آب آن راهفت روز بخورند. آن شخص ذهنش فعالتر مي شود. و توان حفظ و از بر كردن وي بيشتر مي شود.

5- پس از نماز صبح 2500 بار بي آنكه به كسي بگويد، بخواند چشم و دلش باز مي شود و قطع مرحله مي كند.

6- بسمله شريفه را 40 بار بر روي كاغذ تميزي بنويسد ودر داخل آب بيندازد آن را به بيمار بدهند كه بنوشد از آب زمزم و يا از آب باران استفاده كنيد.

7- بسمله را بر كاغذ نوشته به صورت تابلو از منزل آويزان كنيد، حزين، مصيبت، هر امر شر دفع مي شود و خير و بركت مي آيد.

 8- در نخستين چهارشنبه ي ماه محرم بسمله را 141 بار نوشته با خود حمل كنيد تا آخر عمر از هر شر و بدي نجات پيدا مي كنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 15:35  توسط  محمد  | 

سوره ي فاتحه: در زمان خاص اگر شخصي آن را بخواند خداوند او را به آرزوي مادي و معنوي مي رساند از بسياري بلايا و مصائب نجات مي يابد. و اگر كسي موقع خواب 7 بار بخواند، غيرازمرگ همه چيزاومحافظت مي شود.

بقيه در ادامه مطلب......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 15:27  توسط  محمد  | 

فاتحه: مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کليد بهبودي-برآورده شدن حاجات- درمان بيماري ها رهايي از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان راه رسيدن به بهشت جهت عبور از پل صراط بخشايش گناهان پدر ومادر

ادامه مطلب.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:37  توسط  محمد  | 

حضرت ابى عبداللّه عليه السلام : اگر سوره  (حمد) را هفتاد بار بر مرده بخوانند و روح در بدنش باز آيد شگفت نيست .

ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:33  توسط  محمد  | 

جادو در دین اسلام

مسلمانان که پیرو دین اسلام هستند، به جادو اعتقاد دارند و انجام آن (سحر) را منع و نهی می‌کنند. سحر به معنای غیب گویی یا جادوی سیاه است. مسلمانان عقیده دارند که دو فرشته به نام‌های هاروت و ماروت، جادوگری را به انسان یاد دادند تا فرمانبرداری او را برای خودداری و پرهیز از انجام آن آزمایش کنند.

ادامه مطلب .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:30  توسط  محمد  | 

مرحوم مجلسی(رحمه الله) می نویسد: بر حسب اقسام گوناگون سحر، چگونگی تأثیر آن نیز فرق می کند. پس آن قسم که از قبیل شعبده است کیفیتش نیز روشن است و با حرکات سریع دست از خطای دیگران استفاده می کنند و طرف مقابل، مثلاً، آتشی را که دور می چرخد به دایره ای آتشین می بیند.

اما این که به وسیله جادو حبّ و بغض یا غم و ناراحتی در قلب کسی به وجود بیاید ظاهر این است که خداوند همان گونه که در ادویه خواص دارویی قرار داده در اعمال ساحر یا اورادش نیز این خاصیت را نهاده است; همانند مستی در شراب یا تدخین در حشیش که زایل کننده عقل است یا این که اجنه و شیاطینی که توسط ساحر به استخدام گرفته می شوند موجب حبّ و بغض می گردند.

اما این که بعضی ادعا می کنند که ساحر توسط سحر باران نازل می کند یا ابرها را جمع می نماید، ما این را قبول نداریم که چنین چیزی ممکن باشد تا بتوان به واسطه جادو در عالم بالا تصرف نمود و خبر موثق در این باره به ما نرسیده است. 

اما چشم زخم هم در آیات و روایات آمده و هم در اخبار که حقیقت دارد و به تجربه و مکرر و در موارد متعدد مشاهده شده است. 

منبع : لقمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:28  توسط  محمد  | 

 در مجموع، از ۳۱ روایت بررسی شده در خصوص سحر و جادو، هشت مورد آن درباره چشم زخم و حقیقت آن و دعاهایی می باشد که برای مصون ماندن از چشم زخم وارد شده است.

درباره جادو، حدیث معتبری از امام صادق(علیه السلام) در کتاب احتجاج طبرسی وارد شده که بسیار جامع و نافع است. زندیق مصری در بحثی طولانی که با امام صادق(علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر می تواند کارهایی عجیب و غریب انجام دهد؟ امام (علیه السلام) فرمود: سحر بر چند وجه است:

یک نوع آن به منزله پزشکی است; یعنی همان گونه که پزشکان برای هر مریضی راه علاجی می یابند جادوگران نیز برای هر صحتی، راهی برای از بین بردن آن می یابند و برای هر عافیتی راهی برای رفع آن می جویند.

نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است.

نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت می گیرند.

زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟

فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکی را می آموزند ; بعضی را به تجربه و بعضی را به علاج .

زندیق گفت: درباره ماجرای هاروت و ماروت... چه می گویی؟

فرمود: آن ها برای امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود که اگر بنی آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روی می دهد.... به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم می گفتند که ما برای امتحان شما آمده ایم. چیزی را که ضرر می رساند و فایده ای برای شما ندارد از ما فرا نگیرید.

زندیق پرسید: آیا ساحر می تواند با سحر خود ، انسان را به صورت سگی یا الاغی یا مثل این ها درآورد؟

امام(علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر می توانست هر آینه از خودش پیری و فقر و مریضی را دور می کرد . . . پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکی است; ساحر کاری می کند که مرد نتواند با زن خود هم بستر شود. او نیز نزد پزشک می رود و خود را معالجه می کند و خوب می شود. 

دیگر احادیث نیز به نحوی مطالب این حدیث را در بردارند و چیزی اضافه بر آن ندارند، جز آن که در بعضی روایات، رقیه نوشتن (نوشتن دعاهای مأثور یا آیات و همراه کردن آن ها با خود) جایز دانسته شده، اما همراه کردن سنگ های مخصوص یا اوراد مخصوص شرک و حرام شمرده شده است.

منبع : لقمان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:12  توسط  محمد  | 

يکي از اصول اساسي توحيد، اين است که همه قدرت ها در اين جهان از قدرت پروردگار سرچشمه مي گيرد، حتي سوزندگي آتش و برندگي شمشير بي اذن فرمان او نمي باشد. منتها مفهوم اين بيان مجبور بودن افراد در کار خود نيست..

.........در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 14:10  توسط  محمد  | 

یکی از مراحل سیر و سلوک الی الله مقام «ریاضت» یعنی تمرین است. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «وانما هی نفسی أروضها بالتقوی» (نهج البلاغه، نامه 45، بنده 10) من نفس خود را با تقوا ریاضت می دهم. همچنین آن حضرت می فرماید: «لأروضن نفسی ریاضة تهش معها إلی القرص إذا قدرت علیه¬مطعوما و تقنع بالملح مأدما و لأدعن مقلتی کعین ماء نضب معینها مستفرغة دموعها»، (نهج البلاغه، نامه 25، بند26)؛ چنان نفس خود را ریاضت و تمرین می دهم که به قرصی نان، هرگاه به آن دست یابم، کاملا متمایل شود و به نمک، به جای نان خورش قناعت کند و چنان از چشمهایم اشک بریزم که همچون چشمه ای خشکیده، دیگر اشکم جاری نگردد. کسی که با تمرین بخواهد حیوان سرکشی را رام کند می گویند آن را ریاضت می دهد و «رائض» کسی است که با تمرین حیوان سرکش را رام می کند.

در ادامه مطلب......

تفاوت روزه با ریاضت هاى غیردینى در چیست؟

ریاضت مورد تایید اسلام کدام است؟فایده و اقسام ریاضت ؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 13:2  توسط  محمد  | 

يكي از معجزات رياضي قرآن كريم، شيوه اي است كه در آن رقم 19 با شيوه عدد شناسي در آيات به رمز در آورده شده است. اين رقم در آيه 30 سوره مدثر مورد تاكيد قرار گرفته است:
«بر آن آتش نوزده تن موكلند.» و همچنين در آيات مختلف قران نيز رمزگذاري شده است.

كه در ادامه مطلب به آنها اشاره شده است....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:59  توسط  محمد  | 

کلمه فرشته (88) بار و کلمه شیطان نیز (88) بار تکرار شده است
کلمه بهشت (77) بار و کلمه جهنم نیز (77) بار تکرار شده است
کلمه دنیا (115) بار و کلمه آخرت نیز (115) بار تکرار شده است
کلمه گیاه (26) بار و کلمه درخت نیز(26) بار تکرار شده است
کلمه تابستان گرم (5) بار و کلمه زمستان سرد نیز (5) بار تکرار شده است
کلمه مجازات (117) بار و کلمه آمرزش نیز(117 * 2 ) بار تکرار شده است
کلمه آسمان (7) بار و کلمه ساخت آسمان  نیز (7) بار تکرار شده است
کلمه زکات (32) بار و کلمه برکت  نیز (32) بار تکرار شده است
کلمه شراب (6) بار و کلمه مستی  نیز (6) بار تکرار شده است
کلمه رحمت (72) بار و کلمه هدایت  نیز (72) بار تکرار شده است
کلمه فقر (13) بار و کلمه ثروت  نیز (13) بار تکرار شده است
کلمه بگو (332) بار و کلمه گفتند  نیز (332) بار تکرار شده است
کلمه الرحمن ( 57 ) بار و کلمه الرحیم ( 114 ) بار تکرار شده است
کلمه الفجار (3) بار و کلمه الابرار (6) بار تکرار شده است
کلمه سختی (12 ) بار و کلمه اسانی (36) بار تکرار شده است
کلمه ابلیس (11) بار و کلمه استعاذه با لله (11) بار تکرار شده است
کلمه المصیبت (75) بار و کلمه الشکر (75) بار تکرار شده است
کلمه الجهر (16) بار و کلمه العلانیه (16) بار تکرار شده است
کلمه الشده (102) بار و کلمه الصبر (102) بار تکرار شده است
کلمه المحبه (83) بار و کلمه الطاعه (83) بار تکرار شده است
کلمه سجده (34) بار تکرار شده است وما در نماز های یومیه (34) بار سجده می کنیم


برگرفته از سايت كله سر

www.kolohooser.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:56  توسط  محمد  | 

سلام دوستان عزیز ، مومن و خداشناس

 آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟

و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟

آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب  آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی  است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای  است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر  ملیتی که دارند.

مفصل تر در ادامه مطلب......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:54  توسط  محمد  | 

علوم غریبه ، علمی میراثی از انبیاء ، علمی ناباور ، مطمئن و صحیح می باشد .
علوم غریبه برای نجات انسانها و اصلاح زندگی آنها به وجود آمده است و باید از این علم به طرز صحیح استفاده نمود .
علوم غریبه......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:45  توسط  محمد  | 

سلام دوستان عزیز همتنطور که در توضیح علم ریمیا گفتم یکی از عجایب این علم طى‏الارض می باشد .

طى‏الارض را اینطور می توان تعریف کرد : 

مفصل تر در ادامه مطلب.....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:37  توسط  محمد  | 

از جمله علوم شریفه ای که خداوند منان آن را از دسترس عموم بر حذر داشته و آن را اختصاص به انبیاء و اولیاخود قرار داده و بعد به معدودی از افراد به عنوان مشت نمونه خروار اعطا فرموده است علم صحیح و عزیز رمل  می باشد و چنانچه صاحب نفحات از ابن عباس نقل نموده این علم از جمله معجزات هفت تن از انبیاء عظام به این شرح :

آدم ، شیث ، ادریس ، لقمان ، شعیا ، ارمیا و دانیال (ع) بو ده است .

این روایت منسوب به حضرت امیر مومنان علی (ع) است که فرمودند :

((الم تر ان الله جل ثنائه افاض علی ادریس علما ترملا و الهمه علم النقاط بفضله و اوحی الیه کلما کان مشکلا ))


و از نظر فقهاء عظلام نیز از جمله علوم صحیحه شمرده می شود و کافی است به عنوان شاهد بر این مدعی کلام مرحوم خلد آشیان خاتم المجتهدین استاد الاساتید حاج شیخ مرتضی الانصاری عطالله  مه فرمودند :
(( اما بعض العلوم الصحیحه مکالرمل و الجفر الخ ))

در اینجا به بیان این علم  به طرز ساده و روان با استفاده از رساله (( کفایه الرمل ))  از سید محمد جواد ذهنی تهرانی می پردازیم .

به گفته ایشان : و حقیر بعد از فراگرفتن این علم از استاد این فن بحسب التزام شرعی که نزد استاد به عهده گرفتم تدریس این علم را ترک نمودم فلذا تا حال هرچه طالبین مراجعه نمودند قبول ننمودم ولی بعدا بخاطر فاتر چنین آمد که رساله مختصری نگاشته که در صورت مراجعه افراد صالح از باب زکوه العلم تعلیمه به آنها تقدیم کنم .

 اوقات رمل :
بر حسب قاعده برای هر چیز ساعتو وقتی معین نموده اند و استادان این فن نیز برای استخراج مطلوب از طریق رمل ساعات و اوقاتی را معین کرده اند که ما به طور اجمال به آنها اشاره می کنیم :

به تجربه ثابت شدعه است که در وقت ابر و وزش باد و طوفان و حصول آیات سماوی حال ساءل ( فرد سوال کننده ) درست معلوم نمی گردد و غالبا در این حالات اشکال در رمل منقلب هستند که این خود علامت عدم انتاج است .

همچنین وقت حلول قمر در برج عقرب را نحس دانسته اند و از ایام روزهای :
3 ، 5 ، 7 ، 8 ، 16 ، 21 ، 22 ، 23 ، 29 را منحوس

و روزهای  : 1 ، 2 ، 6 ، 9 ، 12 ، 13 ، 19 ، 20 ، 25 ، 26 ، 27 ، 30 را نیک

و روزهای : 4 ، 10 ، 11 ، 14 ، 15 ، 17 ، 18 ، 24 ، 28 را میانه گفته اند .

و بهترین ساعت وقت بین الطلوعین می باشد .


تذکر :
سزاوار است در موقع عمل با طهارت و دوزانو  و روبرو به قبله نشینند و در مکان عمل شخص جنب و حائض نبوده و حتی الامکان محل ازارجاس و اقذار پاک باشد و در موقع عمل با کسی سخن نگویند  و نیز از اعمال آن برای استفادات دنیوی اجتناب نموده کما اینکه از کثرت اشتغال به آن حذر نمایند که مورث درویشی و فقر می باشد و استادان این فن گفته اند :
مراعات آداب و سنن اثر بسزایی دارد و از جمله آنها دعا قبل از ریختن قرعه یا چیدن نقاطمی باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:32  توسط  محمد  | 

همانطور که بیان شد  علم رمل از معجزات حضرت دانیال پیغمبر است ، ایشان در زمان پیغمبری خود مدتی خلق را به حق دعوت می کرد ، هیچکس به او نمی گروید و توجهی به سخنان او نداشت .

حضرت از آن شهر بیرون رفته و به شهری دیگر که او را نمی شناختند رفت ، مکانی برای خود برگزید و تخته ای محیا ساخت ، ریگ سرخ بر آن ریخت و خطی چند بر آنجا کشید و از احوال گذشته و آینده خبر می داد .

آوازه ی او به پادشاه آن اقلیم رسید و او را به حضور فراخواند ، برای امتحان چند چیز از او پرسید ، چنانچه واقع بود خبر داد ، پادشاه از وی درخواست کرد تا ملازم او شود ، حضرت چهار نفر از ملازمان شاه را استادی نمود تا در این فن ماهر شدند .

روزی دانیال به ایشان گفت رمل بزنید و بنگرید در این عصر پیغمبری وجود دارد یا نه ؟
ایشان رمل زدند و گفتند هست ....
حضرت گفت اکنون حلیه او را بنویسید تا مشخص شود او کیست .
ایشان صورت و شکل او بنوشتند و چون نگریستند همه صفت او ( حضرت دانیال ) بود .
گفتند پیغمبر توئی سپس همه به او گرویدند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 2:30  توسط  محمد  | 

در اين كتاب دعا و ذكرهايي است براي ابطال سحروجادو و نحوه باز كردن بخت كسي كه بسته شده و معالجه چشم زخم و........................

دانلود با حجم 112kb

لينك دانلودhttp://www.irfreeup.com/images/cjtubwcedezf8k9r7mm0.pdf

اين كتاب برگرفته از وب tehyar.blogfa.com  ميباشد .
                    (اين وب الان بسته شده)



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 0:37  توسط  محمد  | 

اين كتاب دعاها و ذكرهايي را بيان ميكند براي بعضي از بيماريها و امراض روحي و جسمي


دانلود با حجم 148kb


لينك دانلودhttp://www.irfreeup.com/images/3odx4ica6iv4utwuxzs.pdf 

اين كتاب برگرفته از وب tehyar.blogfa.com  ميباشد .
                    (اين وب الان بسته شده)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 0:30  توسط  محمد  | 

اين كتاب اموزش كاربردي استفاده از حروف ابجد رو بيان ميكند كه

شامل

حروف ابجد و معاني ان

استعلام زوجيت

استعلام دختر يا پسر بودن براي زن حامله

استعلام براي سحر و جادو

فهميدن احوال غايب

و .............................


دانلود با حجم 115kb

لينك دانلود http://www.irfreeup.com/images/9pudbngf6gu3qz9givf.pdf


اين كتاب برگرفته از وب tehyar.blogfa.com  ميباشد .
                    (اين وب الان بسته شده)
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/30ساعت 0:25  توسط  محمد  | 

خلاصه زندگی نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
 افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند .
 در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم له ، عبارتند از :
 يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...

ادامه زندگينامه و كامل تر در ادامه مطلب .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 17:8  توسط  محمد  | 

پژوهشي بر سحر در ادامه مطلب .......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 14:48  توسط  محمد  | 

سحر از جمله عناوینی است که در اعصار مختلف و سرزمین‌های گوناگون، محل گفتگو بوده و از آن طرفداری می‌شده است؛ بعضی آن را پدیده‌ای اجتماعی، عده‌ای دیگر پدیده‌ای سیاسی و برخی هم آن را خرافه و ساختگی پنداشته‌اند. مهم آنکه سحر و جادو همچون ابزاری بُرنده مورد سوء استفاده استثمارگران اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است و به واسطه آن قدرت خویش را تثبیت نموده و چند روزی بر سلطه غیرقانونی خود ادامه داده‌اند. از سوی دیگر مردم پاک‌طینت به همراه مشعلداران هدایت با آن به مبارزه پرداخته‌اند و چهره‌های مزوّر و غیرواقعی سلطه‌گران و اعمال جادویی آنان را بر ملا ساخته و رسوایشان کرده‌اند. با این مقدمه کوتاه به بررسی آن می‌پردازیم.

در ادامه مطلب..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 13:21  توسط  محمد  | 

سحر چیست ونظر اسلام درباره ی آن چه می باشد ؟

پاسخ در ادامه مطلب.......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 12:47  توسط  محمد  | 

پرسش :
آيا سحر و جادو واقعيّت دارد به ويژه با توجه به آيه ي 102 سوره ي بقره ؟

پاسخ در ادامه مطلب ........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 12:44  توسط  محمد  | 

مسيحيان بسياري به پيشگويي حوادث آخرالزمان پرداخته‌اند. حوادثي چون بازگشت عيسي(ع)، وقوع جنگ آرماگدون، ورود ضد مسيح، دوران محنت، رهايي و بسياري بلاياي طبيعي. اين مطلب حاوي فهرستي از پيشگويي‌هاست كه پيشگويان آنها احتمال مي‌دهند بين سال‌هاي 2005 تا 2010 روي دهند. در گذشته نيز پيشگويي‌هاي بسياري از اين دست صورت گرفته كه همگي در يك نكته مشترك بودند: هيچ يك به واقعيت نپيوستند. احتمال دارد بسياري (يا حتي هيچ يك) از پيشگويي‌هاي حاضر نيز به حقيقت نپيوندند.

 پيشگويي‌هاي آينده نزديك

 جنبش كشيش‌هاي وابسته به ماري1 اعلاميه‌اي با اين عنوان صادر نمود: «چرا من هنوز مي‌گريم؟» اين اعلاميه ظاهراً به نقل از مريم مقدس مي‌گويد:

انسان بيش از هميشه فاسد، ملحد، شرور و ظالم مي‌شود. تنبيهي سخت‌تر از طوفان نصيب اين بشر بيچاره و گمراه خواهد شد. آتش از آسمان زبانه مي‌كشد و اين نشانه اين است كه «عدالت خدا»، زمان ظهور خود را قطعي نموده است.

متأسفانه در اين اعلاميه زمان شروع اين همه سوزي مشخص نشده است.

 «دنيل دل مايو»2 عقيده دارد بشقاب پرنده‌ها در طول تاريخ به زمين سركشي كرده‌اند. هدايت اين سفينه‌ها را موجودات هوشمندي در دست دارند كه كره خاكي را آفريده‌اند. او معتقد است در زمين نيروهايي وجود دارند كه سعي مي‌كنند به ما بگويند به‌زودي مورد هجوم بيگانگان قرار خواهيم گرفت. سپس كل بشريت متوجه آماده‌سازي خود و طغيان عليه چنين حمله‌اي خواهد شد. اما، در واقع، «تهاجم» توسط عيسي مسيح و سربازانش كه براي نجات زمين بازمي‌گردند صورت مي‌گيرد.

 گروه ناشران «تيندل هاوس»3، «باشگاه غيب‌گويي متروك»4 را ايجاد نموده‌اند. آنها در ژانويه سال 2004 به پنج حادثه در سال 2003 اشاره كرده و معتقدند اين حوادث علائم حتمي پايان زمان در آينده‌اي نزديك هستند:

1. اسرائيل در حال ساختن ديوار 320 مايلي حائل است تا خود را از سرزمين فلسطينيان جدا كند.

2. سقوط صدام حسين كه احتمالاً  موجب بازسازي شهر بابل خواهد شد.

3. ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه پيشنهاد ايجاد يك «گروه پيشگام» در اتحاديه اروپا، به‌صورت مجزا از گروه اصلي، را ارائه كرد. اين حركت مي‌تواند همان پيشگويي ده پادشاه كه در كتاب دانيال نبي به آن اشاره شده است، باشد.

4. اين گروه احساس مي‌كند كليساي اسقفي آمريكا، با حركت به سمت حقوق مساوي براي همه، بخش‌هايي از كتاب مقدس را ناديده مي‌گيرد. براساس كتاب مقدس، ارتداد يكي از علائم آخرالزمان است.

5. آنها فكر مي‌كنند روي كار آمدن «ولادمير پوتين» و حزبش، ممكن است به بازسازي روسيه و تبديل شدن آن به بازيگر برجسته‌اي در صحنة جهان منجر شود. همانگونه كه در كتاب «حزقيال نبي» پيشگويي شده است.

 كليساي سنتي كاتوليك آمريكا پيشگويي مي‌كند «سه روز ظلمت» در اندك زماني زمين را فرا مي‌گيرد. علامت هشداردهنده اين واقعه، صليبي است كه در آسمان نقش مي‌بندد و همه آن‌را مي‌بينند:

... دروازه‌هاي آسمان باز خواهد شد و شيطان وارواح اهريمني آزاد گشته و اجازه مي‌يابند محدوديت در زمين سير كنند. سه روز تاريكي مطلق حكمفرا خواهد بود.

گويي زمان متوقف شده است. تنها منابع روشنايي، شمع‌هايي خواهند بود كه با تشريفات سنتي كليساي كاتوليك تقديس شده‌اند.

 

 «آگيپ پرس»5 گزارش داد اسقف «هواي هريس»6 73 ساله، از اولين پرستشگاه موقت وابسته به عيد پنجاهه در شهر «الكتون» ايالت مريلند مي‌گويد:

آنچه من مي‌بينم واقعيت يافتن كتاب مقدس در برابر ديدگانم است.

براساس اين گزارش آنچه او بعد از اين منتظر آن است بازگشت مسيج به عنوان منجي يهوديان مي‌باشد.

  سايت« Prophecykeepers.com » بيان كرد در پي حقيقت يافتن پيشگويي‌ها، در 31 ماه مي سال 2003، خورشيد در حالي كه حلقه‌اي نادر از نور يا حلقه‌اي از كسوف آتش تشكيل داده بود، به‌صورت يك پارچه خاكستر بر فراز اروپا و خاورميانه ظاهر گشت. آنها پيشگويي كرده‌اند كه سيكل ويرانگر پيشگويي‌هاي كتاب مقدس آغاز شده است.

2012ـ1998: «گوردن ميشل اسكاليون»7 حوادث و فجايع عمده را اينگونه پيشگويي مي‌كند: گرم شدن كره زمين، آب شدن توده‌هاي يخ قطب، زلزله، فوران آتشفشان و غيره.

 2009ـ 1999: «جري فالول» در ژانوية سال 1999 پيشگويي كرد عيسي مسيح تا ده سال ديگر ظهور مي‌كند، اما قبل از آن ضد مسيح مي‌آيد. فالول با اشاره به ضد مسيح گفت:

آيا  او زنده است؟ احتمالاً. چون در دوران محنت و رنج ظاهر گشته و خود را مسيح معرفي مي‌نمايد. او مطمئناً يك يهودي است و مطمئناً خود را مسيح معرفي مي‌كند. و چون عيسي مسيح به زودي خواهد آمد و او در آن زمان انسان بالغي است، پس بايد الان جايي در اين زمين زنده باشد.

در پي اين سخنان، خاخام جيمز رابين اظهار داشت، مسيحيان بايد نسبت به چنين اظهارنظرهايي محتاط باشند. وي گفت سخن فالول نمايشگر بعضي مخالفت‌هاي تاريخي و پنهان با يهوديان است. فالول بعداً به‌خاطر گفته‌هايش عذرخواهي كرد.

 قرن بيست و يكم: «توماس چيس»8 پيشگويي كرد زماني كه جمعيت زمين به 66/6 ميليارد نفر برسد، جنگ آرماگدون رخ مي‌دهد. در سال 1999 جمعيت كره زمين به 6 ميليارد نفر رسيد.

 6 آوريل 2005: «وارن جف»10، پيشگوي كليساي بنيادگراي مسيح، در سال‌هاي اخير حداقل سه بار به پيشگويي آخرالزمان پرداخته است. او پيروانش را جمع كرده تا همگي به سوي آسمان بالا روند. پيشگويي‌هاي او تاكنون واقعيت نيافته است. جف دليل آن را برعهده اعضا مي‌داند. گفته مي‌شود او منتظر حادثه‌اي مهيج در ششم آوريل سال 2005 است. اين تاريخ يكصد و هفتاد و پنجمين سالگرد تأسيس اين كليسا توسط جوزف «اسميت» است.10


سال 2006

«ميشل دروزين» در كتاب خود با عنوان: كد كتاب مقدس مي‌نويسد:

كدهاي كتاب مقدس حوادث آينده را به‌خوبي مشخص كرده‌اند. در كتاب مقدس به صورت رمز به «قتل عام جهاني» و «جنگ جهاني» اشاره شده است و براساس كدها هر دو اين حوادث در سال 2006 رخ خواهند داد.

 «آني استانتون» برخورد يك شهاب سنگ را به زمين پيشگويي كرده كه در پي آن عيسي(ع) باز مي‌گردد و دوره هزار ساله صلح آغاز مي‌شود.

 براساس نوشتة «ساندي تايمز»، يك گروه مذهبي با نام «خانواده» پايان جهان را در سال 2006 انتظار مي‌كشند. گفته مي‌شود اعضاي اين گروه مشغول ذخيره غذا هستند و مي‌خواهند در غاري در هند مخفي شوند.

 به پيش‌بيني «ويكلي ورلد نيوز»، در سال 2006 بمب‌هاي هيدروژني در لندن، واشنگتن و تلاويو منفجر خواهند شد و اين شروع جنگ آرماگدون خواهد بود.

2007: باز به پيش‌بيني «ويكلي ورلدنيوز»، در ساعت 7 روز هفتم از هفتمين ماه تقويم عبري كه برابر است با سال 2007 ميلادي مسيح همزمان در اورشليم، بغداد، واشنگتن، مسكو و همة پايتخت‌هاي جهان ظاهر مي‌شود.

 سال 2008

 21 مارس 2008: گروه انگليسي «شاهدان لرد»11 بعداز محاسبات طولاني به اين نتيجه رسيدند كه شروع آرماگدون در اين تاريخ خواهد بود و در اين نبرد سه چهارم جمعيت جهان از بين مي‌روند. اين اتفاق درست 666 ماه عبري پس از تأسيس سازمان ملل در سال 1945 است.

 6 آوريل 2008: «فيليپ بي. براون»12 پيشگويي كرده بود كه دوران محنت بزرگ با ظاهر شدن دو نمونه از شواهد كتاب مكاشفه در هفتم آوريل سال 2001 آغاز مي‌شود. او همچنين پيشگويي كرد شروع سلطنت هزارساله عيسي(ع) از ششم آوريل سال 2008 خواهد بود.

 29 آگوست سال 2009: «جان داچمن»13 ادعا مي‌كند اخترشناس رصدخانه «مونت ويلسون» است. او ظاهراً معتقد است كه ستاره كوچكي در حال عبور از ابر ارت، يعني جايي مجاور منظومه شمسي كه ستاره‌هاي دنباله‌دار از آن جا سرچشمه مي‌گيرند، است. داچمن مي‌گويد: نيروي گرانش اين ستاره يك سوم ستاره‌هاي دنباله‌دار را ـ بيش از يك ميليون ستاره ـ به سمت خورشيد مي‌كشاند. او پيشگويي مي‌كند زمين مورد اصابت صدها ستاره دنباله‌دار قرار مي‌گيرد كه قطرشان 100 تا 900 متر مي‌باشد. او انتظار دارد برخوردها در 29 آگوست سال 2009 صورت پذيرد.

 2010 : فيل استون از مؤسسة « Bible Time » بازگشت مسيح را 2000 سال بعد از زيارت او از معبد در سن 12 سالگي در سال 12 ميلادي تخمين مي‌زند و چون تقويم كتاب مقدس تقريباً كوتاه‌تر از تقويم شمسي است، وي سال 2010 را مشخص نموده است. احتمالاً وضعيت وخيم‌تر از پيش‌بيني استون است. چون بيشتر دين‌پژوهان معتقدند عيسي(ع) 4 تا 7 سال قبل از ميلاد متولد شده است. يعني پيشگويي اين فرد بايد زودتر به حقيقت برسد.

 

پي‌نوشت:

منبع: www.religioustolerance.org

 1. The Marian Movement Priests.

2. Daniel Dl Maio.

3. Tyndale House Publishers.

4. Left Behind Prophecy Club.

5. Agape Press.

6. Haey Harris.

7. Gorden Michael Scallion.

8. Thomas Chase.

9. Warren Jeff.

10. اين تاريخ نيز سپري شد و ظاهراً اتفاقي رخ نداده است.

11. Lord’s Withesses.

12. Philip B. Brown.

13. John Dutchman.

مترجم: ف. شفيعي سروستاني

 
منبع : ماهنامه موعود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/28ساعت 0:47  توسط  محمد  | 

در طول تاریخ انسان همیشه بدنبال راه های بوده تا از اینده خودش با خبر شود . کائنان و معابد مختلفی در طول تاریخ پا به عرصه حیات گذاشته اند ..این قشر و مراکز همیشه مورد احترام مردم و حاکمان وقت بوده اند . در این کتاب بزرگترین پیشگویان تاریخ را به شما معرفی کرده ایم و از پیشگوئیهای انها با شما صحبت کردیم . نوستر اداموسپیتر هورکس – سنت اودلیا – چیرو بزرگ – خانم دیکسون وغیره اشخاصی بودند که تاریخ هرگز نمیتواند انها را فراموش کند 


لينك دانلود

http://www.4shared.com/file/27602594/7a4c2dab/PISHGOOYAN.html  .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 16:27  توسط  محمد  | 

دوستان و كاربران

سوالات و مشكلات خودتان را درباره جن و علوم غريبه و ماورا در اين بخش مطرح كنيد و در اسرع به

انها پاسخ داده ميشود و كساني كه سوال خصوصي دارند سوال در بصورت خصوصي مطرح كنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 16:15  توسط  محمد  | 

سخنراني دکتر ولی الله نقی پور فر درباره روح و جن  (از شبكه يك سيما پخش شده در برنامه اين شبها)

دو فايل mp3 ميباشند لينك ها دانلود را پايين قرار دادم 

قسمت اول با حجم 6.04 http://www.rasekhoon.net/song/download-57372.aspx

قسمت دوم با حجم http://www.rasekhoon.net/song/download-57371.aspx 6.42

دانلود از سايت راسخون ميباشد

لينك كل دانلود  http://www.rasekhoon.net/song/PersonPage-327.aspx


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:46  توسط  محمد  | 

معنای لغوی جن

(جن)در لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقاتش بر استتار و پناهنی دلالت دارد ، مانند (جنت) که به معنی باغی است سر سبز و آباد ، و (جنان) یعنی آن دلی که در سینه پنهان است ، و (جنین) به معنی کودک در شکم ، و (مجنون) که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود ، و (جنه)به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشانند.

 در فارسی به جن و شیطان ،( پری ، دیو و اهریمن ) نیز می گویند که ظاهراَ این ترجمه غلط است. زیرا کلمه شیطان مترادف در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید.  جن به معنای شیء مستور است ، یعنی شیء نامرئی و پوشیده شده و غیر قابل رویت.   استاد مرتضی مطهری   

درکتاب اقرب الموارد و قاموس قرآن آمده است که جان اسم جمع جن است اما در مجمع البحرین و کشاف آمده است که جان پدر بزرگ جن است . و در معیار الغت آمده است که جان پدر جن است مثل آدم که پدر بشر است و این واژه هفت بار در قرآن کریم آمده است دو بار درباره عصای موسی و پنج بار در مقابل انسان .

در تفسیر روح البیان و مجمع البحرین آمده است که جمع جن میشو جنی زیرا اجنه جمع  جنین  است نه جن

در مفردات راغب اصفهانی آمده است : اصل کلمه جن پنهان و پوشیده بودن شیئ از حواس است.


در فرهنگ المنجد در معنای جن آمده است : جن الیل به معنای تاریکی شب و پوشانندگی آن است و جن الناس به معنای بزرگان آدمیان است .
وقتی که گفته میشود : لا جن بهذالامر یعنی آن کار مخفی و پنهان نیست جنه مفرد جنی است و نیز مفرد جنیه است
 

8.راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتند .

 

 نظر سایت جن:

 در معنای لغوی جن این است که جن در عربی به همان معنای پوشیده ، پنهان ، غیر مرئی ، یا پشت پرده در فارسی میباشد.

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

معنای اصطلاحی جن

ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.

 در فرهنگ لاروس و المنجد آمده:(جن:موجود نامرئی بین انسان و ارواح است، پری. واحد آن جنی و مؤنث آن جنّیه است)

3. در مجمع البحرین آمده :جن موجوداتی اند که بر خلاف انسان هستند و به خاطر این که دیده نمی شوند جن نامیده شده اند.گفته شده که جن اجسامی اند هوائی که قادرند به اشکال مختلف درآیند. آنها دارای عقل و فهم بودهو بر انجام اعمال سخت قدرت دارند و ابن عربی حکایت کرده:مسلمین اجماع دارند که اجنه می خورند و می آشامند و نکاح می کنند، بر خلاف فلاسفه که منکر وجود جن هستند. علامه مجلسی(ره) در بحار

از ابن سینا نقل کرده که در رساله (حدود الاشیاء) گفته: جن حیوانی است هوائی که به اشکال مختلف متشکل می شود و این تعریف، شرح الاسمی است،«نه حقیقی»

4.مرحوم طبرسی (ره) در مجمع البیان، ذیل سوره جن فرموده:جن صنفی از مخلوق هستند که اجسام نازک و لطیف و سبکی دارند، به صورت و شکل مخصوص، به خلاف انسان و فرشته

5.مرحوم قمی(ره) در تفسیر خود فرموده:«جنیان فرزند جاننّد» همانطور که انسان ها فرزند آدمند

6.مرحوم ملا فتح الله کاشانی(ره) در تفسیر منهج الصادقین فرمودند:(جن اجسام لطیفه شفافه اند که ناریه و هوائیه بر ایشان غالب است و به اشکال مختلفه متشکل  می شوند(

 

7.فخر رازی در تفسیر کبیر خود گفته:علما درباره جن اختلاف کردند.بعضی گفتند: جن از جنس غیر شیطان است و صحیح آن است که شیاطین از اقسام جن هستند، پس هر هر جنی که مؤمن باشد شیظان نامیده نمی شود و هر جنی که کافر باشد به اسم  شیطان نامیده می شود و دلیل بر صحت این مطلب آن است که لفظ جن مشتق از اجتنان به معنای استتار است و هر چه که چنین باشد از جن شمرده می شود.

8.راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتندو در بسیاری از استعمالات، جن و شیطان متحد می نمایند و به فارسی « دیو » گویندو شخص دیوانه را مجنون گویند و غریف جن:غالباً آوازی است که از باد یا غیر آن در بیابان ظاهر می شود.

9.هیچ اختلافی بین امامیه و بلکه بین مسلمین نیست در اینکه جن و شیاطین اجسام لطیفه هستند که در بعضی مواقع دیده می شوند و در برخی موارد دیده نمی شوند و دارای حرکات سریع می باشند و بر انجام کارهای قوی و پرتوان قدرت دارند و همانند خون در اجساد بنی آدم جریان دارند و خدای متعال طبق مصالح آنها را به اشکال مختلف و صورتهای متنوع شکل می دهد، چنانکه سید مرتضی(ره) به آن معتقد است، یا اینکه خدای متعال قدرت انجام چنین کاری را در وجود آنها قرار داده است، چنانکه این مطلب از اخبار و آثار ظاهر و آشکار است.

10.همه توافق دارند که جن و شیاطین عبارت از اشخاصی نیستند که دارای اجسام کثیف(قابل رؤیت) باشند و مانند انسان و حیوانات رفت و آمد داشته باشند،بلکه قول به دست آمده دو تاست:1-آنها اجسامی هستند هوائی که قادرند به اشکال مختلف شکل گیرند و دارای عقل و فهم هستند و قدرت دارند کارهای سخت و طاقت فرسا انجام دهند.

2-حکما موجوداتی را ثابت کردند که نه مکان دارند و نه حالتی در مکان و گفتند:آنها مجرد از اجسام هستند.

11.جن جسمی ناری و سفلی(پست) است که به اشکال مختلف در می آید حتی به شکل سگ و خوک،ولی به شکل فرشته و نبی در نمی آید.

12.علامه طباطبائی فرمودند:کلمه جن به معنای نوعی از مخلئقات خدا است که از حواس ما مستورند و قرآن کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده و درباره آن مطالبی بیان کرده است.

در فرهنگ عمید جن چنین معنا شده :
جن- جنه :(به کسر جیم و تشدید نون) به موجودی خیالی و به موجودی خیالی و غیر مرئی بین انسان و ارواح میگویند که واحدش جنی و مونث آن جنیه است . جنی یعنی یک مرد جن و جنیه یعنی یک زن جن.
نویسنده برهان قاطع در معنای جن گفته است :
جن بکسر اول در عربی معروف است که پری و دیو باشد و دل را نیز میگویند و قلب هم خوانند و اول و تخست را هم گویند که در مقابل کهنگی است .
در فرهنگ عربی المنجد هم مانند فرهنگ عمید جن بع نای موجودی خیالی بین انسان و ارواح آمده وبه این سبب به این اسم نامیده شده که از دید ما مخفی و پوشیده است .

.

در فرهنگ لاروس در معنای جن نوشته شده است :
الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری . واحد آن جنی و مونث آن جنیه است

 نظر سایت جن:
اما در هر صورت باید بگوئیم اطلاق جن به جانور  اصلا درست نیست ( چون بعضی جاها آمده جن جانوریست که...) چون جانور قوه عقل را ندارد در صورتی که جن قوه عاقله و تفکر دارد اما از جانور بالاتر و از انسان پائین تر است اعتقاد ما این است که حتی چندین صنف موجود پائین تر از جن و بالاتر از حیوان(جانور) وجود دارد که در بخشهای دیگر سایت از آن به عنوان آل ، دیو و... بحث شده است لازم به ذکر است که این بالائی و پائینی منظور همان رتبه وجودی در کمال میباشد مثل انسان که اشرف مخلوقات است.

در مورد معنی اصطلاحی ترجیحا توضیحات سایت در قسمت ماهیت کاملتر میباشد.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:6  توسط  محمد  | 

جن و پری

پری در اوستا موجودی اهریمنی است و از آن به صورت زنی بسیار زیبا و فریبنده یاد شده که با پنهان و آشکار شدن پی درپی و تغییر شکل‌های گوناگون، مردم را می‌‌فریبد و به بیراهه می‌‌کشاند یا موجب دیوانگی آنان می‌شود.

در هفت خوان‌های رستم و اسفندیار، زنی زیبا و آراسته در حالی که رود می‌‌نوازد به پهلوان نزدیک می‌شود و او را به شادخواری و شادکامی دعوت می‌کند. اما هر دو پهلوان او را می‌‌شناسند و در نبرد او را می‌‌کشند.

پری از آتش می‌‌گریزد، بنابراین، برای شناختن یا فرار دادن پریان بدکار باید پیوسته آتش در خانه روشن بماند.

همچنین فلزات و چیزهای نوک تیز موجب فرار پریان است.          جستجوی دانشنامه ای

در لغت نامه ها بیان شده :

موجودی متوهم ، صاحب پر که اصلش از آتش است و به چشم نیاید و غالبا نیکو کار به عکس دیو که بدکار باشد.

 

در مورد پری دو نظر کلی بین مجربین و اساتید علوم ماورائی وجود دارد

عده ای پری را زنان جن میدانند ؛ یعنی جن معنای عام تر نسبت به پری دارد به مردان و زنان جن گفته میشود اما پری فقط به زنان جن اطلاق میگردد و چون دارای شمایل زیبا هستند آنها را پری میگویند.

عده ای دیگر چنین بیان میدارند ؛

در بسیاری از جاها پری را به موجودات افسانه ای ویا  به زنان جن اطلاق میکنند .

و بسیاری از جاها پری را همراه با پری آسمانی و دریایی تا مرز رویا و خرافه برده اند .

در صورتیکه پری نوعی از جن محسوب میشود و دارای جنس نر و جنس ماده است دارای عقل و شعور

شاید بتوان گفت نوعی از جن که دارای شمایلی زیباتر و در قدرت و سرعت از جن قوی تر ند.

در بین اجنه کسانی که بسیار دروغ گو  باشند وجود دارند درحالی که پری ها راستگو و درستکردارند .

آنها زن و مرد دارند و از نظر ما فقط زن بودن پری یا اینکه پری به زنان جن اطلاق شود صحت ندارد .

نظر عامه مردم و بسیاری از واژه نامه ها معنای فارسی جن را پری میگویند .

 

نظر سایت جن

اینکه لفظ  پری دقیقا برای چه موجودی وضع شده معلوم نیست اما آنچه در بین ایرانیان به کار برده میشود به زنان جن گفته میشود  در این باره فقط میتوان به فرهنگ لغات و واژه نامه ها مراجعه نمود که متاسفانه با آوردن کلمه موجودی افسانه ای مطلب را بی اعتبار مینمایند .

گرایش ما بیشتر به همان نظر دوم که پری نوعی از جن ها هستند که دارای شمایل زیبا و دارای زندگی سالم و بدون دروغ و دارای قوای قوی هستند میباشد .

 آنچه از داستانهای مکرر و گفته شاهدان بر میآید این است که پری بسیار زیبا و خوبرو  ومتخلق به اخلاق نیکو هستند.

پس دلیلی ندارد که جن دارای شمایل توصیف شده ، ولی زنان آنها با اختلاف فاحشی دارای روی بسیار زیبا تری باشند .

شاید به کار بردن لفظ جن و پری در کنار هم باعث شده شباهتی مثل زن و مرد در اذهان به وجود آید.

البته ما در این مورد نسبت به گفته ها و شنیده ها گرایش یا به نوعی سلیقه خود را  در این باره  اعلام نمودیم و این جدای از بحث علمی میباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:4  توسط  محمد  | 

رویت جن

دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود ، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد.

حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان ، نوع ریاضت و راهی که طی نموده ، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد .

سنگینی که بیان شد  : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد ) فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن ( در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است .

البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد ، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد .

پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است . این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین ، نرمش و امادگی قبلی است.

کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند .( در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود )

باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل .

در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی ، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود .

دیدن جن منحصر به روز و شب نیست . در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول  (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند . ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست. ( به قسمت انواع جن مراجعه شود )

 

دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد :

 بصورت اتفاقی : که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد

تسخیر : بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید   

تمایل از طرف اجنه : برای کسب علم و دانش از پیامبران ، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن .

 

تحلیلی بر طرق ارتباط با جن

ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1- طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2- اجرای اعمال :  اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4- تنهایی در طبیعت:  با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود 

5- بزرگی روح:  اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود .

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند .

آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند . آنها ظاهر نمیشوند ، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند  تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند .

البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است . بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم .

 

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص ) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:3  توسط  محمد  | 

تفاوت شیطان و ابلیس

ابلیس مختص بنام شیطان بزرگ است که حضرت آدم را سجده نکرد و سایر شیاطین ذریه و اولاد اویند ولی شیطان جنس برای مطلق شیاطین است که شامل ابلیس هم می شود اسم ابلیس حارث و کنیه او ابو مره است و گویند این واژه عبرانی عزازیل است و به ابلیس لقب داده شده است زیرا که ابلاس به معنای نا امیدی حیرت زده شدت حزن و اندوهی که از آن نا امیدی حاصل شده باشد آمده است و چون او تکبر ورزید حضرت آدم را سجده نکرد از درگاه خداوند متعال رانده شد و از رحمت حق نا امید گشته و از نا امیدی همیشه محزون است .
اما شیطان اگر مشتق از شطن باشد بر وزن فیعال است که به معنای تباعد و دوری آمده است زیرا که هر وقت بندگان خدا ذکر خدا را کنند او دور می شود و یا آنکه از رحمت خدا دور است. و اگر از نشاط مشتق باشد بر وزن فعلان است که به معنای سوختن از شدت غضن آمده است و چون او وقتی دید که بندگان خدا اطاعت پروردگارشان را می نماید از شدت غضب می سوزد بنابراین ابلیس شیطان است ولی هر شیطانی ابلیس نیست زیرا ممکن است آن شیطان از بندگان روی زمین و انس باشد یا از کرات آسمانی. تفاوت دیگر آن است که ابلیس تا روز وقت معلوم نرسیده باشد نمی میرد
و کشته نمی شود ولی شیاطین دیگر به توسط ملائکه و یا بوسیله عامل دیگر کشته می شود بلی ابلیس مضروب واقع می شود و اعضا و جوارحش قطع می شود.



شیطان پرستان چه کسانی هستند؟
............................................................................

خداوند متعال چند مورد در قرآن کریم بندگان خود را از پرستش غیر بر حذر داشته و فرموده است ( لا تعبدوا الا الله ) اما جمعی از مشرکان بودند که جن را می پرستیدند و عده ای فرشتگان را و برخی شیاطین را پرستش می نمودند.
آنان نمی توانستند خدا را از جن تمییز دهند و جن را خویشاوند خداوند سبحان می پنداشتند. یکی از طوایفی که از دبر باز مورد پرستش قرار گرفته اند جن های شرور یا به تعبیر دیگر شیاطین می باشند. در تفسیر نمونه آمده است : ( کلبی) در کتاب (الاصنام) نقل می کند یکی از طوایف عرب به نام (بنو ملیح) که شعبه ای از قبیله (خزاعه) بود جن را می پرستیدند حتی گفته می شود که پرستش و عبادت جن و عقیده به الوهیت آنها در میان مذاهب خرافی یونان قدیم و هند نیز وجو داشته است. علامه طباطبایی در این باره می فرماید: جنیان دومین طایفه از طوایف سه گانه هستند که مورد پرستش مشرکین واقع شده اند. 
مشرکین سه طایفه از موجودات را می پرستیدند : جن،ملائکه و قدیسین از بشر.از این سه طایفه دو طایفه اول در استحقاق پرستش مقدم بر طایفه سوم می باشند و طایفه سوم هر چند که اگر به حد کمال رسیده باشند از دو طایفه اول برترند ولیکن هر چه باشند ملحق به آن دو طایفه اند.
در جای دیگر در ذیل آیه شریفه 57 سوره نمل می فرماید : اگر در اصول آرای بت پرستان دقت کنیم خواهیم دید که این فرقه، ملائکه را به زعم ایشان منشأ خیر عالمند ، و جن را که باز به پندارشان مرجع شرور عالمند خدایان خود پنداشته و می پرستیدند ، ملائکه را به امید خیرشان و جنیان را از ترس شرشان.به نظر مشرکین خواندن هر اسمی از اسمای خدا پرستیدن همان اسم است یعنی پرستیدن ملک و جن که مظهر آن اسم است و همان جن و ملک معبود آن عبادت است و تعدد خدایان از همین ریشه گرفته است.
دکتر (ایزوتسو) در کتاب خدا و انسان در قرآن نیز بر این مطلب که شیاطین و جنها از سالها قبل از اسلام پرستیده می شده اند مهر تأیید زده می نویسد: علاوه بر آنچه باصطلاح خدایان نامیده می شد در دوران جاهلیت گونه های دیگری از موجودات فوق طبیعی مورد پرستش قرار داشت که بر حسب جاها و قبایل مختلف از آنها می ترسیدند و به درجات مختلف به تقدیس و تکریم آنها می پرداختند. فرشتگان، شیاطین و جنیان، همه اینها در نظام جهان بینی جدید اسلامی وارد شدند، ولی وضع و وظیفه آنها در طرح کلی تغییر اساسی پیدا کرد.
با ظهور اسلام فرشتگان(و جنیان) عنوان آفریدگان محض پیدا کردند و از این لحاظ هیچ تفاوتی با موجودات بشری نداشتند و آفرینش آنان برای آن بود که عبادت خدا کنند و بندگان خاضع و فرمانبردار خدا باشند.
هم اکنون نیز عده ای هستند که در بعضی کشورها شیطان پرست می باشند. هر چند به طور کلی آن دسته از انسانهایی که مرتکب گناه و معصیت می شوند،به دعوت شیطان لبیک می گویند و به نوعی شیطان را پرستش کرده اند.



عقاید و محل سکونت شیطان پرستان 
............................................................................

با عرض تأسف هنوز هم شیطان پرستی در این جهان به اصطلاح پیشرفته وجود دارد و طرفدارانش در جاهای مختلفی از جهان پراکنده اند و بیشتر آنان در کشور های اسلامی زندگی می کنند،یزیدیها در زمان معاصر ابلیس را می پرستیدند.
محل زندگی اکثر آنها در ولایت موصل عراق و ناحیه شیخان که مهد دولت آشوری بود می باشد دسته دیگر مقیم کردستان و دو آبادی در حوالی حلب و ناحیه سنجار در 160 کیلومتری موصل و بعضی هم در ارمنستان و ایروان و اطراف تفلیس و قسمتی هم در جنوب ایران ساکنند. ولی از جهت اینکه یکی از برنامه های آیین آنها مخفی داشتن مذهب خودشان است، اطلاعاتی کافی از ریشه و برنامه دین آنها در دسترس نیست.
ابلیسان از دل و جان و خلوص نیت شیطان را می پرستیدند و نجات دنیا و آخرت را در پرستش ابلیس عظیم و مقتدر می دانند و معتقدند که کلید سعادت و تمام ناز و نعمت دنیا در دست شیطان است و اعتماد و اتکای به ابلیس دارای هر کس او را پرستش کند، از موهبت او برخوردار می باشد و هر کس از شیطان بزرگ و مقتدر، روی برگرداند،به روزگار ذلت فقر و بدبختی به سر خواهد برد.علی رغم این پرستش بر این پندارند که ابلیس پس از وقوع درگیری میان او و خدا سقوط می کند و در عین حال معتقدند بعدها با خدا سازش و صلح می نماید و دوباره مقام والای از دست رفته خود را باز میابد.
شیطان پرستان جهان می گویند: شخصی به نام (شداد) دست نیاز به سوی شیطان دراز کرد و شیطان نیز خواسته او را برآورده کرد و از ایمان او خوشحال گردیده و برای او بهشتی ساخت که سراسر عمر خود را در آن بسر برد.ولی پیغمبران که شیطان را از آستانه خود راندند هر یک به مصیبتی گرفتار آمدند. چنانکه نوح دچار طوفان و یوسف مبتلای زندان گشت. گذشته از آن غالب مردمان جهان در هر عهد و دورانی پیرو شیطان بوده و خواهند بود هر چند که این پیروی و اطاعت برای مدت محدودی باشد.
 



آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان
............................................................................

(اسپروا) مستشرق معروف در مورد یزیدیان می نویسد: آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان پدیدار است مثلا از آداب بت پرستی، فقط از پرستش خورشید و ماه در مغز آنها باقی است و از آثار دیانت یهود، حلیت و حرمت بعضی از خوراکیها و ازآثار مسیحیت، خاصه عقاید نسطوری، غسل تعمید و نان مقدس و زیارت کلیسا و صرف شراب در میان آنها باقی است و از عناصر اسلامی، ختنه،قربانی،زیارت و کندن کتیبه ها بر قبور موجود است و از آثار تصوف،پنهان کردن و سرو خلسهو پرستش جماعتی از مشایخ و از دین صابعین،تناسخ و حلول باقی است.
 85نفر دختر و پسر جوان مصری در میان دانشگاههای مصر،سازمان و فرقه ای را جهت تبلیغ شیطان پرستی به وجود آورده اند.
افکار و عقاید پیروان گروه شیطان پرستان که بر اساس آنچه تحقیقات نشان داده وابسته به طبقه ثروتمند و مرفه مصر و از آن جمله فرزندان برخی از مسئولان بلند پایه سیاسی، هنرمندان و روزنامه نگاران هستند، عقاید آنان بر این اساس استوار است که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه به او اجازه دفاع از خود بدهد، او را از بهشت بیرون کرد از این رو باید او را پرستش کرد زیرا به گفته آنان او برای پرستش شایسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد.
رهبر این گروه که جوانی به نام (عمادالدین حمدی) است و لقب خدمتگزار شیطان را داردو تأکید کرده است که بارها توانسته شیطان را فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شیطان همه خواسته های او را برآورده کرده است.


مراسم نیایش شیطان پرستان
..............................................................................

این گروه مراسم و برنامه های خاص نیایش را دارندکه بارزترین آنها بدین قرار است: «اعضای این گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان "کومنولث" شهرک مصر در قاهره می رفتند و اجساد مردگان را از قبر ها بیرون می آوردند و صلیب شکسته و ستاره شش پر داودی یا ستاره پنج پر را در جسد مرده فرو می کردند و سپس برای تقرب به شیطان دور آن می گشتند.

همچنین قربانی هایی برای شیطان تقدیم می کردندکه عبارت بود از ذبح گربه ماده یا سگ که پس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهای خود می مالیدندو در یک دایره می چرخیدند تا شیطان از آنها راضی شود و اگر حیوانی برای قربانی نمی یافتند دست خود را زخمی می کردند تا خون جاری شود و سپس خون خود را به صورتهای خود می مالیدند و آنگاه نسخه ای از قرآن مجید را پاره پاره می کردند و بعد در حالی که صدای موسیقی مشهور "راک" نواخته می شد به استعمال مواد مخدر و حشیش می پرداختند»


چگونگی نفوذ شیطان پرستان در مصر
............................................................................

شیطان پرستی توسط سه جوان مصری از طبقه ثروتمند این کشور به قاهرا نفوذ کرده است این سه تن سفری به آمریکا کردند و در آنجا دو نفر از آنان به گروه شیطان پرستان امریکا پیوستند و سومی به خرید و فروش مواد مخدر روی آورد.این سه تن وقتی به مصر برگشتند شروع به تبلیغ شیطان پرستی توسط دختر جوانی کردند و کسی را که پس از عضویت در این گروه استعفا می داد تهدید به قتل می کردند.



نقش صهیونیست ها در ترویج شیطان پرستی
............................................................................

همچنین پیروان گروه شیطان پرست مصر با گروهی از جمعیت صهیونیستی "ایلات" دیدار کردند(جمعیت ایلات پیرو فرقه شیطان است که اکنون در اسرائیل پیروانی دارد)
دیدار از این دو گروه در مصر و در منطقه"طابا" و صحرای سینا صورت گرفت و طرح نخستین اردوی مشترک بین پیروان گروه شیطان پرستان مصر و اسرائیل توسط پسر یکی از مسئولان بلند پایه مصر تنظیم شد.
در این سفر هر دو گروه در جنوب سینا مستقر شدند و مراسم دینی خاص خود را در این سرزمین به جای آوردند.این شخص سوره "حشر" را به عنوان مسخره همراه با موسیقی خوانده است.
 اوراد و اذکاری که این گروه می خوانند و در نوارهای کاست ضبط شده و اوراد قدیمی می باشد. اجتماعات و مراسم شیطان پرستان در روزهای شنبه برگزار می شود. این روز از نظر یهود روزی مقدس است.
پیروان این فرقه علامتها و نشانه های خاص دارند که از آن جمله دایره ای است که درون ستاره ای وارونه به اضافه دو صلیب وارونه و ستاره داودی قرار دارد و همچنین معتقدند که دو جا برای تجاوز به دختران مناسب است نخست گورستانها و دیگر ساحل دریا به هنگام شب.آنان عقیده دارند که با تجاوز به دختران،تخم شیطان در رحم آنان قرار می دهند.



چگونگی پیدایش و شکل گیری شیطان پرستان در مصر
............................................................................

گروه شیطان پرستان در سال 1993 میلادی به صورت پنهانی در مصر تأسیس گردید و از آن تاریخ اعضاء و پیروان آن در محافل اشرافی و فرزندان طبقه ثروتمند مصر افزایش و گسترش یافت و کاخ متروک "بارون" را در ناحیه مصر جدید در قاهره محل برگزاری مراسم خاص مذهبی و اجتماعات خویش قرار دادند و به تدریج پیروان بیشتری یافتند تا آنجا که باشگاهی به نام (قدر احسن) تأسیس کردند و گروه خود را گروه اتحاد مرگ نامیدند.نکته قابل توجه این است که گروه شیطان پرستان با کمال آزادی به فعالیت خود ادامه دادند و مراسم مذهبی خود را در کازینوهایی در منطقه اهرام مصر، معادی و استان اسکندریه برگزار می کردند، یکبار در جشنی که شرکت تولید سیگار (مالبورو) ترتیب داده بود،شرکت کردند و هویت و عبادات خود را اعلام کردند و زیرپوشهایی پوشیدند که بر روی آنها ناسزا و اهانت به ذات مقدس پروردگار و ادیان آسمانی نوشته بود.مؤسسات اسلامی مصر و گروههای سیاسی و نیروهای ملی این کشور این گروه را سخت مورد انتقاد قرار دادند و تأکید کردندکه پوچ گرایی و خلأ دینی که این گروه گرفتار آن بوده اند، موجب ارتداد آنان از اسلام شده است. همچنین دستگاههای اطلاعاتی و آموزشی و تبلیغی مصر در برابر انحراف این جوانان مسئول شناخته شده و مورد انتقاد قرار گرفتند.

استاد (سید عسکر) دبیر مجمع بررسی های اسلامی، از طرف جبهه علمای الازهر، در گفتگو با مجله (العالم)تأکید کرد:سرکوبی و بیداری اسلامی توسط دولت مصر به منظور خشکاندن ریشه این بیداری، علت اصلی نفوذ گروه شیطان پرستان است.او خواستار توافق و سازش میان دولت و حکومت اسلامی در مصر شد و تأکید کردکه این سازش،آثار و نتایج خوبی برای این کشور خواهد داشت.



شیطان در مذهب بودا 
............................................................................


در این دین شیطان مظهر زشتی و پلیدی است و مردم از اطاعت آن باز داشته شده اند.
در کتاب (فروغ خاور) آمده است که:به موجب عقیده بودائی، شیطان نه تنها وارد کننده رنج در جهان،بلکه صاحب هر رنج و بدی و محرک بزرگ تمام اندیشه و گفتارها و کردارهای زشت در وجود انسان است.



شکل و شمایل شیطان در عقیده بودائیان
............................................................................

آنها معتقدند که (شیطان) یا (مارا) به شکلهای مختلفی دیده می شود. گاهی به شکل یک پیرمرد برهمن خزیده و تنگ نفس، گاهی به صورت یک دهقان، گاهی به شکل یک فیل و یا پادشاه. تا برای فریب دادن مردان پاک و مقدس اقدام نماید.برخی از بودائیان اعتقاد دارند به اینکه شیطان به اندازه یک کوه پول دارد و کسانی را که علاقه پایان ناپذیر و حرص فراوان به پول و مال دنیا دارند با پرداخت مقداری پول می خرد و همیشه از این معامله راضی است و هیچ وقت هم پولهایش تمام نمی شود. از نظر بودائیها ،از میان تمام دامهایی که شیطان برای فریب آدم گسترده، زن خطرناکترین آنهاست.به طوری که نوشته اند تا مدتها بودا جز مردان، هیچ زنی را به کیش و آیین خود نمی پذیرفت.ولی سرانجام در اثر اصرار نامادری بودا(ماها پاچاپاتی) او با کمال کراهت راضی شد که زنان هم در شمارگردان او پذیرفته شوند.

چگونگی پیروز شدن بودا بر شیطان
............................................................................


کتاب (ادبیات و ادیان) از (سنار
sonart) یکی از دانشمندان هند شناس فرانسه که راجع به مذاهب هند تحقیقات بسیار کرده است نقل می کند که می گوید: همچون آفتاب که از درون ابرهای تیره شب بیرون می آید، بودا نیز از درون تیرگی های ماری به نام مایا(Maya) سر بر می آورد و هنگام زاده شدن او، یک شعاع نورانی پیدا شد و تمام جهان را می پیماید و (مایا) مانند ابرهای صبحگاهی در برابر نور خورشید می میرد.
همانگونه که رب النوع خورشید با شیطان طوفان می جنگد (بودا) نیز در جنگ سختی بر ضد (مارا
MARA ( (شیطان،ابلیس) یعنی آن شیطان بدخواه در زیر درخت مقدس فاتح می گردد بودا به راه می افتد تا جهانیان را پند دهد و قانون مقدس خود را بر آنان ابلاغ فرماید. 


شیطان در دین زرتشت
............................................................................


در این مذهب نیز همچون دیگر مذاهب،شیطان مظهر زشتی و دروغ و جنگ و تفرقه است ، زرتشتیان این موجود خبیث را (اهرمن) یا ( اهریمن) می نامند.
اهریمن نیروی نابکار و ناپاکی است که دائم با (اهورامزدا) مظهر پاکی و نیکی، در جدال است و بالاخره روزی شکست می خورد.آنها حتی حیواناتی چون مورچه را به علل مختصر آزاری که به شهر می رساند از نوادگان شیطان می دانند.
شهید مطهری(ره) در این باره می نویسد: ممکن است تصور شود که در آیین زرتشتی، فکر ثنوی (یزدان-اهریمن) وجود دارد، در دین اسلام هم عقیده (خدا و شیطان) به صورت دو قطب مخالف یکدیگر مطرح است، چه فرق است میان اهریمن کیش زرتشتی و شیطان دین اسلام؟ میان اندیشه اهریمن در کیش زرتشتی و آیین مزدایی، و اندیشه شیطان در آیین اسلامی تفاوت از زمین تا آسمان است. در تعلیمات اوستایی از موجودی به نام (انگره منیور)یا اهریمن نام برده شده است و خلقت همه بدیها و شرها و آفات و موجودات زیان آور از قبیل بیماریها، درنده ها، گزنده ها، مارها، عقربها، زمین های بی حاصل، خشکسالی و امثال آنها به او نسبت داده شده است نه به (اهورامزدا) که خدای بزرگ است و نه به (سپنت منیور)که رقیب(انگره منیور) است.
زرتشتیان قائلند که آنچه در عالم خیر و خوبی وجود دارد خالق آنها یزدان است و آنچه در عالم شر وبدی وجود دارد خالق آنها اهریمن است و بعضی از آنها می گویند که ابلیس قدیم و ازلیست و عده دیگری می گویند ابلیس قدیم و ازلی نیست بلکه حادث است و خالق او یزدان است و می گویند یزدان لشکری به نام فرشته(ملائکه) و اهریمن لشکری به نام دیو(شیطان) دارد. لشکر یزدان همیشه مردم را به خوبیها دعوت می کند و لشکر اهریمن همیشه مردم را به بدیها وسوسه می کند یزدان با لشکرش (ملائکه) همیشه مهار به جنگ با اهریمن و لشکرش(شیاطین) دارند.




شیطان در دین مسیحیت
............................................................................


شیطان از نظر نصاری، انسان را از رهگذر طغیان، دشمن خدا می گرداند و در تعالیم آباء کلیسا آمده است.
ابلیس، رئیس و سرپرست عصیان در میان فرشتگان، دشمن خدا، مبدأ گناه و وسیله رسیدن به معاصی می باشد. به عقیده آنان ابلیس به سلطان این جهان نامبردار است و جهان بت پرستی برآورده صنع اوست لکن مسیح شوکت و اقتدار او را در هم شکسته و نیروی نفوذ فرمان او را تضعیف کرده تا آنجا که مسیحیت توانست بر وی چیره گردد.

او دارای مقام نخست در میان ساحران است برای اینکه پادشاه (ارواح سفلیه) نزد مسیحیان و شعرای قرون وسطی است. این شعرا منظومه هایی خرافی درباره ابلیس ساختند و تابلویی از شعر در گزارش شکل و شمایل او پرداختند مبنی بر اینکه ابلیس، موجودی سیاه چرده، دارای چشمانی است که لهیب آتش از آنها بیرون می زند و بوی گوگرد را در فضا می پراکند، شاخ و دم و ناخنهای واژه گونه و سم شکافته ای دارد.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:2  توسط  محمد  | 

شکل و شمایل جن 
 

در این قسمت به چند مورد که مربوط به مسئله شکل و شمایل میشود میپردازیم:

صورت و اندام

صدا و طریقه صحبت

نوع راه رفتن و نشستن

جن پس از تکاثف و تراکم جسمیت پیدا کرده و به اشکالی مختلف ( هر طور که بخواهد) در میآید ، اما بدون اینکه بخواهد به شکلی در آید ، یک شکل و شمایلی که خاص خودش میباشد (شکل واقعی خودش) دارد که در این قسمت ما در مورد آن صحبت میکنیم.

 

صورت و اندام

در کتاب دانستنیهایی در باره جن آمده:جن در شکل اصلی خود حالت سیال و انرژی دارد . در صورت واقعی دارای جسم نیست .

اما از نظر شکل کلی شبیه انسان است .لایه رویی بدن او حالت سیال اما تاحدی چروکیده دارد. سر او بیضی شکل ، چشمانش گرد و بدون هیچ برآمدگی و پلک و ابروست. مردمک ریزی دارد که بسیار تند در حدقه میچرخد .

گوشهای او هم بلند و در دو طرف سرش به بالا رفته است. اما در حالت عادی ، جسم آنها باریک و کاملا سیال و شبیه امواج در هوا هستند .

 

صدا و طریقه صحبت و تکلم

تکلم - به فتح تاء و ضم لام -  در کلیه فرهنگهای لغت به معنای همکلامی و سخن گفتن آورده شده است.

همکلامی یعنی استفاده از کلمه ، و کلمات دارای صدا و آهنگ خاصی هستند منظور از صدا و آهنگ ، همان صوت است.

توضیح : در صحبت کردن  هوای داخل ششها از میان دو پرده نازک در نای به تمام تارهای صوتی عبور می کند این دو پرده نازک که مرتعش شده و هوا را جبهه جبهه ( کپه کپه )‌به بیرون می فرستد. در هر ثانیه صدها و گاهی اوقات هزاران جبهه هوا ساخته می شود بطوریکه هوا بین گلو و دهان با مکانیزم لوله ها ی صوتی مرتعش می شود این ارتعش تحت تاثیر چگونگی قرار گرفتن زبان ـ دندانها ـ لب و سایر عوامل قرارمی گیرد .این هوای مرتعش باعث تغییرات جزئی در اطراف شخص صحبت کننده می شود که به آن صوت یا صدا می گوییم .

حال همین صدا یا صوت دارای فرکانسی خاص است .

برای انسان اصوات در فرکانس بین ۲۰ تا ۲۰۰۰ هرتز را می شنود و خارج از آن توانایی شنیدن ندارد.ولی سگ‌ها توانایی شنیدن بیش از ۲۰ کیلوهرتز را دارند.

صدای جنیان فرکانسی خاص دارد که شنوایی آن برای نوع انسان امکان پذیر نیست حال در مسئله صدای جن ، بعضی از افراد اعتقاد بر فرکانسی بالاتر از حد شنوایی انسان دارند و بعضی دیگر اعتقاد بر پایین تر بودن فرکانس صوتی اجنه دارند.

واکنش جسمی و روانی مغز انسان بر صدا بسیار سریع و متفاوت است . یکی از جدید ترین تکنولوژی هایی که برای تجمع های خیابانی و اعتراضات توسط بعضی از کشورها بکار برده میشود استفاده از دستگاههایی است که صدا را با طول موج خاص در فضا پراکنده  کرده و باعث حالت سردرد شدید و بهم خوردن وضعیت معده (استفراغ) میشود .

در روایتی آمده: حکیمه خاتون خواهر امام رضا(ع) خدمت حضرت بودند متوجه شدند حضرت با کسی سخن میگویند ، هر چه جستجو کردند، مخاطب حضرت را ندیدند . با تعجب از امام پرسیدند: شما با چه کسی سخن میگویید ؟

امام فرمودند: این عامر زهرایی، یکی از  جن ها است که با من درد دل میکند.حکیمه خاتون عرض کرد : دوست دارم سخن او را بشنوم . امام فرمودند :اگر صدای او را بشنوی تا یکسال تب میکنی ، ولی حکیمه خاتون اصرار کردند.

حضرت ناچار اجازه دادند و او صدای عامر را که شبیه سوت بود شنید ، بعد از آن تا یکسال تمام گرفتار تب شد .(اصول کافی جلد 2 ص 244)

صدای جنیان چیزی شبیه سوت انسانها با فرکانسی بالاتر است اما جن این قابلیت را دارد که صدای خود را همانند جسمش تغییر و یا تقلید کند به تمام اشکال یعنی حیوانات و انسانها .

واینکه در بعضی کتب و سایتها آمده است که صدای جن در فضا میپیچد و یا همانند کند شدن صدای نوار یا زیر و بم است از نظر ما مردود میباشد و این عقلانی نیست که جن بتواند صدای خود را تغییر دهد اما بطور کامل از عهده تغییر آن بر نیاید .

اگر صدای جن همانطور که بعضی کتب و سایتها آورده اند شنیده شده به خواست خودش بوده.

جنیان در بسیاری از مکانها تردد دارند و به شکل انسان و مانند انسان تمام خصوصیات خود را شامل : شکل و شمایل ، طریقه راه رفتن ، رفتارها ، صدا و غذا خوردن و...  به طور باور نکردنی با سرعت حیرت آور تغییر میدهند.

 

نوع راه رفتن و نشستن

 

......درحال تکمیل.....


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 15:0  توسط  محمد  | 

شنیدنیهایی از دنیای جن

ازدواج جن با انسان
............................................................................................................

در تاریخ 1359 شمسی مطابق با 1980 میلادی ماجرائی بوقوع پیوست ، که افکار اهالی کشور مصر و شهر های نزدیک و روستاهای مجاور را به خود معطوف داشت.
مردی سی و سه ساله ای ، بنام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به ( ابو کف ) که در دوم راهنمایی تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه کاتلا سوئز ، به ستون فقراتش ، ترکش اصابت کرد و این مجروحیت او منجر به فلج دو پایش گردید، ناچار جبهه را ترک کرده و به شهر خود باز گشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد.
در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد ، ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده ، در اولین دیدار او را همچون شبحی که بر دیوار نقش بسته باشد مشاهده کرد. مانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نمود، و به بستر ابو کف نزدیک شد ، گفت: ای جوان اسم من حاجت است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی.
ابو کف جواب نداد ، زیرا که وحشت ،قدرت بیان را از او گرفته بود و او را در عرق غوطه ور کرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نموده و اضافه کرد که من از نسل جن مؤمن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که برون آمده بود ناپدید شد.
ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند.باز شب دوم دوباره حاجت آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بگوید. شب سوم باز آمدو گفت: تنها کسی که می تواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست تا در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اطاقش را از داخل قفل کند و به رخنخواب برود تا کسی نتواند وارد شود .
اما یکدفعه دید حاجت و دخترش از درون دیوارعبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند. در همان شب وقتی که ابو کف به چهره دختر نگاه کرد. دید چهره جذاب ، بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید .
رو کرد به حاجت و گفت : من شرط شما را پذیرفتم ، حاجت وسیله عروسی را فراهم کرد شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنید، عروس را با این وضع وارد خانه کردند. حاجت عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است. روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که ابوکف سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت .
این شادی بطول نیانجامید ، زیرا که بزودی روش و رفتار ابوکف تغییر کرد، او در اطاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد ، تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد تمام روز و شبش را در پشت در سپری میکرد.
آخر برادران متوجه شدند که او با کسی که قابل رویت نیست صحبت میکند، گمان کردند عقلش را از دست داده، اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود، و طی دو سال همسرش برای او دو فرزند بدنیا آورد ، همسر و فرزندانش نیز در کنار او در همان اطاق بسر می برند ، و تنها او می توانست آنها را ببیند و صدایشان را بشنود ، یک شب حاجت به دیدار او آمد و گفت: من تصمیم دارم بواسطه تو امراض انسانهای بی بضاعت را معالجه کنم، و از تو تقاضا دارم منزل دیگری برای سکنی انتخاب کن زیرا با بودن مادر و برادران تو در اینجا، همسر و فرزندانت آزادی ندارند.
سه روز بعد ابوکف در شهر شبرالخیمه منزل کوچکی را اجاره کرد و نقل مکان نمود و در آن منزل فعالیت خود را در زمینه درمان و معالجه بیماران آغاز کرد، و موفق شد گونه هایی از نازایی، فلج ، بیماریهای کبد و کلیهو سرطان سینه را معالجه کند.
عمل های جراحی موفقیت آمیزی را پشت سر گذاشت و عمل های آپاندیس و زائده جگر را هم انجام می داد ، او از هر بیمار برای معاینه مبلغ 25قرش دریافت می کرد ، هر بیماریی را به محض مشاهده ، تشخیص می داد لکن معالجه و جراحی بیماران رایگان بود گاهی بیماران خود را با استفاده از گیاهان معالجه می کرد ، و اکثر اوقات داروها را از پول خود خریداری می نمود ، طولی نکشید که آوازه ابوبکر فراگیر و محدوده فعالیتش گسترش یافت شخصی که به گزاش های مربوط به فعالیت پزشکی بدون مجوز رسیدگش می کرد .
تمام فعالیت های ابو کف را گرد آوری کرده و به محکمه قاضی تحقیق سر گرد محمد عادی الطلاوی رد کرد. در نتیجه از سوی قاضی تحقیق حکم بازداشت آقای ابوکف صادر شد و ایشان در محکمه قاضی اعتراف کرد ، که بنا به دستور حاجت به معاینه و معالجه افراد بیمار می پردازد ، و اضافه کرد که من جرأت مخالفت و سرپیچی از دستورات ایشان را ندارم و اگر جزئی کوتاهی شود مورد اذیت و آزار قرار می گیرد ، قاضی تحقیق از نام و آدرس حاجت برای دستگیریش از ابو کف سؤال کرد ناگهان متوجه شد حاجت انسان نیست .
بلکه مؤمنه ای از جن است.ناچار به تحقیق خود پایان داد و حکم بازداشت 4 روز ابو کف را صادر نمود و دستور داد او را به داد گاه قانونی روانه کنند هنوز قاضی کار خود را تمام نکرده بود که به سر درد شدیدی مبتلا شد و مجبور گردید دفتر کار خود را ترک کرده و در منزل به استراحت بپردازد روز شنبه 15 آوریل سال 1980 مطابق با 1359 شمسی دادگاه شبر الخیمه جلسه خود را به ریاست قاضی رفعت عکاشه تشکیل داد ابو کف در دادگاه حاضر شد و به تمام اتهاماتی که نسبت به وی داده شده بود اعتراف کرد.
قاضی خواست مهارت و توانایی متهم را بیازماید لذا از او خواست تا بیماری هایی را که شش تن از وکلای حاضر در جلسه از آنها رنج می بردند را مشخص نماید. ابو کف از این آزمون با سربلندی و موفقیت بیرون آمد و بیماری هر یک از وکلا را تشخیص داده و داروی مناسب را برای آنان تجویز نمود سپس نوبت قاضی فرا رسید و بعد از او تمام افراد حاضر در جلسه مورد معاینه قرار گرفتند.
گفتگوی میان قاضی و متهم بسیار مهیج بود حضار با فریاد تکبیر بلند می گفتند قاضی وقتی که با این ماجرای مهم روبرو شد حکم کرد ابو کف باید به بیمارستان روانی تحویل داده شود تا بیماری وی مورد بررسی قرار گیرد و مدت بازداشت وی تا جلسه بعدی دادگاه یعنی یکشنبه 22 آوریل 1980 تمدید شد روزنامه الجمهوریه مشروح این ماجرا را در شماره ای که اول صبح روز چهارشنبه 16 آوریل 1980 منتشر شد چاپ نمود.
پخش این مطلب جنجال فراوانی را در پی داشت.تعدادی از علماء دین و پزشکان روان شناس دست بکار شده و نظریه خود را در این مورد ابراز نمودند برخی معتقد بودند ابو کف انسانی است دروغگو ، برخی دیگر می گفتند: او با نیروی نامرئی مرتبط است.
اما دکتر احمد عکاشه استاد روانشناس در تحلیل خود نوشت: ابو کف به اختلال و اظطراب فکری مبتلا شده ، و این حالت وی جزء جنونهای خطرناک است. ولی در میان همه جنجالها و هیاهوها کسی نتوانست موفقیت ابو کف را در تشخیص و معالجه و اجرای عمل های جراحی موفقیت آمیز خنثی نماید.
وقتی که در روز یکشنبه 22 آوریل 1980 دادگاه شبر الخیمه جلسه اش را با ریاست قاضی رفعت عکاشه برگزار نمود طی آن جلسه قاضی محکمه ابو کف را از تمامی اتهامات وارده بی گناه و مبرا دانست .
در متن حکم آمده بود:متهم متذکر شده که مجبور به انجام این امر بوده (یعنی معالجه) و هیچگونه از خود اختیاری نداشته ضمنا توانایی مقابله و مبارزه با نیرویی نامرئی را که بر وی مسلط گشته بود و برای اجرای دستورهای خود از او لاستفاده می کرده برای او غیر مقدور بوده و در صورت عدم اجرای دستور مورد ایذاء و اذیت نیروی نامرئی قرار می گرفت در این مورد قانون مجازات فاقد نص صریحی است که آیا اتهاماتی را که دادگاه بر علیه متهم اعلام نموده به عنوان جرم اثبات اتهامات فوق برعلیه متهم است یا به نفع متهم تمام می گردد. زیرا که اصل بر انسان برائت است و ابو کف بی گناه شناخته می شود .
;پس از شنیدن این حکم ابو کف با صدای بلند ذکر لا الله الا الله را تکرار می کرد و به روزنامه نگاران گفت: حاجت هنگام برگزاری جلسه در محکمه حاضر بود و موقع قرائت حکم توسط قاضی ، حاجت در پشت سر او ایستاده بود.
;وقتی که یکی از روزنامه نگاران از ابو کف در مورد ویژگیها و خصوصیات و نام حاجت سؤال کرد،او پاسخ داد:من از پاسخ این سؤال معذورم،فقط آنچه می توانم بگویم این است که حاجت از نسل جن است.
 (داستانهای شگفت درباره جن ص48 تا 53)
 

تقاضای دختر جنی ............................................................................................................

یکی از علمای معروف تعریف کردند:
منزل ما در همدان بود اما من در نجف تحصیل میکردم. یک سال برای دیدن اقوام به همدان رفته بودم. کسانی که به استقبال من آمدند گفتند شما امسال به منزلتان نروید ، زیرا جنیان به آنجا سنگ پرتای میکنند و برادرتاننیز دچار جنون شده است.
گفتم من آنرا علاج خواهم کرد ، لذا به منزل خودمان رفتم ، برادم حالت بهت زده داشت . گاهی هم همانطور که گفته بودند به داخل منزل سنگ پرتاب میشد .
من دعایی را که میدانستم نوشتم و در چهار گوشه منزل دفن کردم. پس از چند لحظه دیدم چهار عدد سنگ ، که آن کاغذ هارا روی آن چسبانده بودند ، پشت سر هم به داخل منزل پرتاب کردند .
در این هنگام بسیار ترسیدم و فهمیدم جلوگیری از این عمل کار من نیست. روزی هم برادرم از پشت بام افتاد ولی آهسته روی زمین قرار گرفت . ما تعجب کردیم که چه بود و چرا او صدمه ای ندید ؟ لذا روزی به شخصی که تسخیر جن نموده بود و نزد ما آمد جریان را گقتم.
او گفت : یک دختر جنیه به برادر شما علاقه مند شده به همین جهت دستوراتی داد که آن گرفتاری رفع شد و برادرم هم شفا یافت.
برادرم به من گفت: آن جن گیر راست گفته است ، کسی که همیشه مرا اذیت میکرد و میخواست با من هم آغوش شود ، دخترب بود که زیبایی نداشت و مثل دود سیاه بود.
آن روز که من از پشت بام پرت شدم ، اوروی پشت بام و عقب من بود . وقتی هم که غفلتا از پشت بام افتادم او در بین راه مرا گرفت و آهسته بر روی زمین گذاشت (شبهای مکه ص446 تا 448)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:57  توسط  محمد  | 

قدرت و سرعت  جن

مسئله قدرت و سرعت اجنه را از چند بعد میتوان مورد بررسی قرار داد :

قدرت جسمی

قدرت روحی

قدرت فکری

قدرتهای ماورائی

 

قدرت جسمی:

گفتیم جسم اجنه تا قبل از اینکه متراکم شوند حالت لطافت دارد این لطافت منظور نرمی نیست منظور ماهیت لطیف ، مانند هوا میباشد و  قدرت او نیز مثل باد است باد درعین اینکه دیده نمیشود اما دارای پتانسیلی است که در شراطی خاص به طوفانهای سهمگین تبدیل میشود .

زمانی که جن حالت تراکم پیدا کرده و جسمیت پیدا کند نوع حرکت او نیز مانند آنچه شکل او را به خود گرفته میشود یعنی اگر جسم خود را به یک انسان تبدیل کند از قوانین جسم او تبعیت میکند و قدرت او نیز تقریبا شبیه یک انسان خواهد شد .

اما در صورتی که جسمش ، به شکل طبیعی یک جن تراکم پیدا کند از قدرت فوق العاده ای برخوردار است. به علت قلبه ای که اجنه برقدرت جاذبه دارند میتوانند بارهایی بیش از 500 تن را نیز جابجا کنند .

یکی ار فرضیاتی که در ساخت بناهای کهن وجود دارد این است که ساخت این بناها از قدرت بشر خارج است البته نظر کسانی است که مادی صرف هستند و از عالم حسهای پنجگانه بیرون نمیروند .

کسانی که کمی فراتر میروند میگویند این بناها ساخته موجوداتی غیر از انسانها است یعنی قائل به وجود موجوداتی دیگر نیز هستند .

 اما واقعیت این است که  در زمانهای کهن انسان به خاطر قوت روحی و جسمی و زندگی در طبیعت خالص از وجود چنین موجوداتی بهره میبرده ، همانطور که حشمت الله حضرت سلیمان نبی با استفاده از آنان ساختمانهای بزرگ بنا میکرد.

نکته ای دیگر که در باب قدرت فیزیکی جن وجود دارد نیروی نهفته در آتش است و چون جن از آتش است  خاصیت نیرو و انرژی آن در وجودش قرار دارد آتش دارای انرژی و پتانسیل های زیادی می باشد به حرکت در آوردن و غلبه بر جاذبه در آتش باعث شده که امروزه بشر بهره های فراوانی از آن ببرد .

 با مثالی میتوان کمی به نوع قدرت این موجود پی برد : شما اگر تصور کنید آتشی که افروخته شده دارای قوه اختیار باشد ( بدون در نظر گرفتن تامین منبع سوختن آن) میتواند در مواقعی که بخواهد افروخته تر ، شعله ور تر و با حرارت تر شود ،تا جایی که نیاز داشته باشد به صورتی که حدی برای آن نمیتوان در نظر گرفت به همین شکل نوع  قدرت و غلبه بر اجسام فیزیکی در جن بسته به نیازش به سرعت تامین میشود.

کسانی که جنزده میشوند و جن در جسم آنان نفوذ میکند دارای قدرت زیادی میشوند حتی قادرند چندین نفر را به راحتی از پا در آورند چون جن از جسم آنها به عنوان ابزار استفاده میکند(رجوع شود به قسمت جن زدگی)

 

قدرت روحی و فکری:

اجنه از لحاظ روحی و فکری چیزی بین انسان و حیوانند . جهت آنها نمیتوانند مدارج بالایی در شناخت و معرفت را کسب نمایند به همین دلیل مانند دیگر مخلوقات طفیلی انسان و وابسطه به قدرت فکری انسانند . پیشرفت انسان در مسائلی که حاصل قدرت فکر  بشری است قابل تحلیل برای هیچ موجودی غیر از خداوند نمیباشد.

از طریقه زندگی اجنه که هنوز به شکل انسانهای کهن معاش خود را میگذرانند میتوان به این موضوع پی برد.

در بعضی کتب آمده : علت زندگی آنان به صورت کهن عدم  علاقه مندی به جوامع پیشرفته و شهر نشین است که اگر این فرض را هم قبول کنیم باز باید به ناقص العقل بودنشان پی برد .

در بین اجنه هیچ پیامبری وجود ندارد و هم آنها از پیشوایان انسان و پیغمبران بشر تبعیت میکنند . در آنها قوه وهم ، خیال و  اختیار ناشی از عقل وجود دارد و مکلف هستند ولی استحکام عقلانی برای اختراع و اکتشاف ندارند.

از قدرت روحی آنان میتوان به نفوذ در فکر بشر (البته انسانهایی که عقلشان تحت وهم و خیال است)اشاره کرد . در مسائل دعانویسی که از اجنه برای اجرای آن استفاده میشود آنها قدرت و اجازه به تخریب چیزی را ندارند فقط در افکار وسوسه کرده تا بتوانند مقصود را حاصل نمایند . ( در قسمت بعدی توضیح داده میشود.

مسائلی که در مورد زور و قدرت جن بیان گردید  جنبه جسمی آنان مورد بررسی بود . روح جن مانند روح انسان (البته نه به قوت روح انسان) قدرت عبادت ، دعا  و تلاوت کتب مقدس را حس میکند و به همین وسیله میتواند تقرب پیدا کند مانند ابلیس که از مقربین و قدیسین بود . علت حسد او نیز به ضعف عقلش بر میگشت .

او با قدرت دعا و عبادت توانست مقرب شود . البته اگر انسانی به مقداری که ابلیس عبادت کرد (چند صد سال ) عبادت میکرد بعید به نظر میرسید دیگر چیزی به عنوان هوای نفس بر عقلش غلبه کند.

 

قدرتهای ماورائی :

جن موجودی ماورائی نیست اما دنیای او از خاصیتهای برخوردار میباشد که تحلیل آن بسیار دشوار است  . اجنه طی الارض میکنند البته برای تعریف طی الارض میتوانید به صفحه تالار گفتگو مراجعه فرمائید . نوع طی الارض آنها نوع خاصی است در دنیای اجنه زمان به شکلی که در برای انسان مطرح است وجود ندارد .

 استاد ع . احمدی گفته اند:  وقتی سرعت بالا میرود زمان صفر میشود  در این جمله نکات بسیاری نهفته است . ما کارهایمان را بر اساس زمانی که به ثانیه و دقیقه شمرده میشود محاسبه میکنیم . حال اگر سرعت کارها به قدری زیاد  باشد که  دیگر نتوانیم با واحد زمانی بشمریم دیگر زمان برایمان محتوا پیدا نمیکند.

طی الارض انسان روحی و اثر غلبه روح بر جسم است اما در اجنه به علت حرکت با سرعت بالا توسط جسم جن صورت میگیرد یعنی در آنها حرکتی جیمانی صرف است مثل بادی که سرعتش چندین برابر نور باشد. بنابر این قابلیت روحی انسان بسیار بالاتر است چون در ماورائ دیگر چیزی به نام سرعت مطرح نیست و مفاهیم مجرد ماده است.

شاهد این امر آوردن تخت بلقیس در زمان سلیمان نبی میباشد که جن زمان برای آوردنش معین کرد اما عاصف بن برخیا در این مورد کمتر از لحظه تخت را حاضر کرد.

اجنه به علت لطافت بر خواص دنیای مادی ما غلبه دارند به همین دلیل تردد از موانع مادی برایشان کاری عادی و روزمره به حساب می آید. آنها از هوا لطیف ترند و چون دارای انرژی + قدرت فکر و اختیارند به راحتی میتوانند به هر کجا که میخواهند وارد و خارج شوند .

اگر در جایی دعا برای عدم ورود آنان خوانده میشود  مربوط به مسائل روحی آنان است و گر نه جسم آنان قدرت ورود را دارد.

استفاده از اجنه برای دعانویسی : جن آنچه را که  از  نوشتن دعا حاصل میشود میتواند ببیند یعنی در ادعیه ای که دعانویسان و تسخیر کنندگان برای انجام کارها مینویسند جن را مجبور به انجام کاری مینمایند (به همین جهت در اکثر موارد استفاده از این رقعه ها و ادعیه شرعا اشکال دارد )

خود تسخیر کردن جن در واقع دامی است که توسط اعمال و اذکار و اوراد به چشم اجنه دیده میشود حتی در مورد به دست کردن حدید سینی (چینی) که اذکار جلاله بر آن نوشته شده گفته اند اجنه انسان را دارای یک حصار نفوذ ناپذیر میبینند و برای همین کسی که آنرا به دست دارد ، اجنه نزدیک او نخواهند شد  پس مارواء در زندگی اجنه بیشتر از انسان محسوس است.

دعانویسان و تسخیر کنندگان بوسیله به دام کشیدن اجنه آنها را با ادعیه ای که مخصوص این کار است مامور به انجام اموری مینمایند . و لازم است بدانید اجنه قادر به هر کاری نیستند آنها بیشتر بوسیله وسوسه یعنی نفوذ در افکار باعث میشوند یک انتخاب درست یا نادرست شکل بگیرد و در پی یک انتخاب نادرست انتخابی نادرست تر و چنان فرد این کار را ادامه میدهد که روزی میبیند کارهایش به هم گره خورده است این بزرگترین اثر دعانویسی است و در زندگی افرادی که از استحکام عقل برخوردارند یعنی بسیار عاقلانه و بدون هوا و هوس تصمیم میگیرند هیچ یک از آنها اثر ندارد.

این هوا و هوس است که باعث میشود غباری عقل را بپوشاند و نتواند تصمیم بگیرد و هر حرکتی که ما در راستای هوای نفس میکنیم یک قدم از عقل دور میشویم.

دنیای ماوراء در زندگی انسان و جن چنان پیچیده است که فقط بزرگان میتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند اما آنچه میدانیم این است که انسان نیروهای درونی خود را اگر از حالت باقوه به فعلیت برساند چون خورشیدی در دنیا باید همه موجودات بر او سجده کنند و به هیچ عنوان با دنیای ضعیف جنیان قابل قیاس نیست.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:56  توسط  محمد  | 

غذاي جن

تغذیه جن

در روایتی هم آمده که غذای بعضی از آنها جذف است نوعی گیاه در یمن است که با خوردن آن نیاز به آب نیست یعنی گیاه آبدار است (بحار ج60 ص73 و سفینه البحار ص679)

حضرت علی بن حسین (ع) فرمودند : استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره میگیرند و اگر پاک کنید ، آنها از خانه ی شما چیزی را میبرند که بهتر از این باشد (حلیته المتقین ص67)

جنیان به خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و برای خود و حیواناتشان غذا خواستند ، حضرت استخوان را برای جنیان و سرگین را برای حیواناتشان قرار داد . به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست (حلیه المتقین ص257)

چون بر جنیان هوا و آتش غالب است ، غذا و خوراکشان آن چربی است که هوا در استخوان ها حمل مینماید ، زیرا خداوند روزیشان را در آنها نهاده است.

به همین دلیل پیامبر اسلام فرموده اند : استخوانها توشه برادران جنی شماست و در جای دیگر فرموده اند :خداوند در استخوانها برای جنیان روزی نهاده است.

جنیان بخشی از انرژی حیاتی خود را از ماه و درختان و آب و قسمتی را از زمین در هنگام شب که تنفس میکند نیز میگیرند.

غذای جنیان از انرژی متصاعد شده همه از همه چیز است گاهی آنان از بوی انسان یا برخی حیوانات ، بوی نم ، لجن ، دریا ، رودها ، بیابان و میوه های گوناگون است ، به این ترتیب آنان به هر جای طبیعت بروند میتوانند تغذیه کنند .

زندگی آنان به صورت زندگی تمام موجودات زنده است : با کودکی ، جوانی ، پیری ، ضعف و قوت ، سلامتی ، بیماری و مرگ همراه است .

امراض آنها بیشتر به شکل کاهش و از دست دادن انرژی است . هنگامی که قسمتی از بدن آنها انرژی خود را ازدست میدهد ، برای آنان حالت دردناکی بوجود می آورد و گاه تحرک آنان را از بین میبرد.

در مواردی دیده شده افراد معنوی که میتوانند از طریق انرژی انسان ها را درمان کنند ، درد و ناراحتی جنیان را برطرف ساخته و آنان را درمان کنند .

همچنین صدای تار ، نی ، دف برای آنان خوشایند است ، صوت قرآن را دوست دارند بطوری که اگر در نزدیکی محل آنان کسی قرآن را با صدای بلند تلاوت کند ، دور او جمع شده و به آن توجه می کنند . ( این نیز برای آنان نوعی تغذیه و خوراک میباشد)  آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

در مورد اینکه جنیان آیا خوراک دارند یا خیر ، شهید مطهری می فرمایند ( در روایات این مطلب هست که جن ها خوراک دارند ) که بعضی از روایات آن در زیر بیان می شود.

 از پیامبر اکرم سؤال شد: آیا شیطان با انسان هم غذا می شود؟ حضرت فرمود: آری ، هر سفره ای که بر سر آن( بسم الله الرحمن الرحیم ) گفته نشود شیطان با افراد آن سفره ، هم غذا می شود و خداوند برکت را از آن می برد.

پس از آنکه به این مطلب پی بردیم حالا غذای جنیان چیست؟شیخ بهائی می فرماید: ( خوراک ایشان هوای آمیخته به بوی طعام است ) روایتی را پیامبر اکرم نیز فرمودند که: ( با استخوانها استنجا ننمائید! چرا که استخوان ، توشه برادران جن شمااست ) آنها با بو کشیدن استخوان تغذیه می شوند به همین علت شارع مقدس در آداب غذا خوردن فرموده است: دستهایتان را بعد از غذا بشویید تا اینکه هنگام خواب اجنه و شیاطین دست شما را بو نکنند تا موجب اذیت شما گردند مخصوصا اطفالی که با دست آلوده می خوابند احتمال بیشتری دارد تا مورد آزار جن واقع شود.

 یکی از اصحاب می گوید از امام صادق سؤال کردم پیرامون استنجا با استخوان و ضایعات... امام نهی نموده و فرمودند استخوان و ضایعات ، غذای جنیان است.

از حضرت لقمان نیز نقل شده است که: بر طرف کردن نجاست با استخوان مکروه است زیرا جنیان به خدمت حضرت رسول آمدند و برای خود و حیوانات خود غذا خواستند حضرت استخوان را برای جنیان سرگین را برای حیواناتشان قرار داد .

به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست به سند معتبر منقول است که حضرت علی ابن الحسین فرمود: (استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره می گیرند و اگر پاک کنید آنان از خانه شما چیزی را می برند که بهتر از این باشد )

ابوحمزه ثمالی می گوید: در کنار حوض زمزم ایستاده بودم مردی به سویم آمد و گفت: ای ابا حمزه از این آب نخور! چون جن و انس در آن شریکند. از این آب بخور که فقط انسانها از آن خورده اند. از گفتار این مرد تعجب کردم و آنچه را که رخ داده بود به امام باقر گفتم. حضرت در جواب فرمودند: این مرد از جنیان بود و می خواست تو را راهنمایی کند.     

در کتاب آقای استاد احمدی بیان شده : که جنیان دارای زراعت و باغهای میوه هستند و قسمتی از ارتزاق آنان نیز  از طریق گوشت چهارپایان و پرندگان صورت میگیرد.

همچنین درباره ابلیس (شیطان)  آمده : او فردی میگسار و نوشیدنیش شراب مسکر است.از میان پرندگان  به طاووس بسیار علاقه مند و از خروس سفید متنفر است.
 (المستدرک الوسائل ج 16 روایت :9472و 1947)

نظر سایت جن

چون عناصر زمینی : منظور اجرام متراکم و جامد در انسان غالب است بنا بر همین انسان نیاز به غذای مادی و سلول زا دارد ولی در جن عناصر هوایی یعنی آتش ، دود ، حرارت و هوا غالب است بنابر همین نیاز به انرژی حاصل از غذا دارد.

با ذکر یک مثال برایتان واضح تر خواهد شد:

خاک از باقیمانده حیوانات و گیاهان اعم از آنچه از آنها دفع میشود مانند کود و آنچه پس از آنها باقی میماند مانند لاشه قوت و قدرت خود را میگیرد به همین دلیل خاکی که بر آن کود ریخته نشود گیاه پربار نخواهد داد زیرا قدرت و قوت ندارد.

آنان از انرژی که درون بعضی فلزات و سنگهای معدنی مثل طلا و الماس میباشد نیز استفاده و تغذیه مینمایند و اینکه در بسیاری از جاها گفته شده اجنه گنج را دوست دارند یکی از بزرگترین علتهای آن همین نیرو و انرژی گرفتن از آن است .

آتش از تبدیل کردن مواد به انرژی قدرت خود را تامین میکند مانند سوزاندن چوب و نفت برای شعله ور شدن آتش.

انسان از گوشت و ملحقات آن ، گیاهان و ملحقات آن ، مواد معدنی وملحقات تامین نیرو میکند اما جن از بوئیدن استخوان و باقیمانده غذای انسان ، قرار گرفتن در جوار طبیعت و استفاده از انرژی های موجود در آن تامین نیرو میکند.

گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.
(وسايل الشيعه، جلد
۱، ص۲۵۲)

و نيز امام صادق (ع) می فرمايد: استخوان و ضايعات غذای جنيان است. (وسايل الشيعه)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:52  توسط  محمد  | 

تغییر شکل جن

تغییر شکل جن 

جن فاقد عنصر مادی و فاقد جسم است اما قادر است خود را شبیه به هر موجودی بنماید .جن حتی میتواند خود را به شکل فیل تجلی دهد .اما این کار برای او آسان نیست و از این رو ترجیح میدهد بیشتر در جسم موجودات کوچکتر اهلی از جمله حیوانات اهلی وارد شوند .(دانستنیهایی درباره جن)

جنیان به خاطر لطافت جسمی و قدرت روحی ، میتوانند به شکلهای مختلف در آیند و به محض اینکه شکل موجودی را به تصور ذهنی خود در آورند ، به همان صورت شکل میگیرند.(دنیای مرموز جن)

اجنه عبارت از اجسم هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال مختلف از قبیل : مار ، عقرب سگ ، شتر ، گوسفند ، اسب ، درازگوش ، پرنده و انسان درآید . (دنیای شگفت جن، ابلیس شیطان)

 

نظر سایت جن :

چگونگی تغییر شکل بارزترین وجه تمایز جن  و انسان و عجیب ترین خاصیت و قابلیت او است .

تصور موجودی که با عقل و اراده میتواند شکل خود را تغییر داده و رفتارش را همانند موجودات دیگر نمایند ، همیشه برای انسان باور ناپذیر و برای شاهدان عینی عجیب و غیر قابل انکار است.

دود ، هوا و آتش مانند گاز به شکل ظرف خود در میآیند . حتی شما دودی که از چیزی حاصل میشود را میتوانید قبل از منبسط شدن و محو شدن به شکلی خاص مشاهده نمایید مانند دود قلیان هنگامی  که از دهان صادر میشود قابل رویت است و وقتی تراکم خود را از دست میدهد از دید ما خارج میشود.

در صورتی که همین دود ، صاحب عقل و دارای اختیار باشد میتواند خود را به اشکال گوناگون در آورد .

حال هنگامی که جن بخواهد شکل خود را متراکم کند و یا تغییر دهد در واقع چنین اتفاقی می افتد اما با سرعت بالا. (البته ما در این مسئله ، دود را به عنوان مثال و تقریب به ذهن بیان نمودیم )

جنها وقتی میخواهند تغییر شکل دهند غالبا شکل خاص یعنی انسانی خاص یا حیوانی خاص مد نظرشان است به همین دلیل پس از تغییر شکل در تمام نشانه های ظاهری شبیه او میشوند .

مثلا اگر انسانی خاص مد نظرشان باشد در شکل و شمایل ظاهری ، در تغییر صدا ، در راه رفتن و غذا خوردن ، حتی تیکهای عصبی و طریقه نگاه کردن کاملا شبیه فرد میشوند .

در مورد حیوانات نیز همین گونه است کتابها و بعضی منابع  بر این باورند که جن نمیتواند به بعضی حیوانات مثل سگ و خوک شبیه و متراکم شود . این از نظر ما مردود است حتی در روایتی از ابوحمزه  آمده :

 همراه امام صادق(ع) در بین مکه و مدینه بودم. ناگهان حضرت به جانب چپ نگاه کردند و سگ سیاهی را دیدند و فرمودند : ترا چه شده است ! خدا ترا تقبیح گرداند ، چقدر تند میروی ؟! یکباره دیدم که شبیه مرغی در آمد و پرواز کرد و رفت .

از حضرت پرسیدم : این چه بود ؟! حضرت فرمود: نام او عثم میباشد و پیک جنیان است . در این ساعت هشام مرده و او میرود خبر مرگ وی را به هر شهری برساند . (حلیه المتقین ص 463)

تنها شکلی که جن اجازه ندارد به آن جسمیت پیدا کند شکل و شمایل و ظاهر هدایت کنندگان : پیامبران الهی ، ائمه معصوم و بزرگان دین است  و واضح و آشکار است که اگر این اتفاق رخ میداد انسانها در پیدا کردن راه راست دچار مشکل میشدند.

هنگامی که جن بخواهد تراکم و جسمیت به شکل خاصی پیدا کند به سرعت تصور کردن چیزی در ذهن شما این اتفاق میافتد یعنی شما همین حالا یک خانه ویلایی را تصور کنید . همین حالا در ذهنتان نقش بست ، بدون هیچ فشار و هیچ گونه زحمتی .

حالا از شما میخواهم  یک فنجان قهوه را تصور کنید . آیا شما بعد از اینکه ذهنتان از یک خانه ویلایی به یک فنجان قهوه منتقل شد (تصورتان تغییر کرد) دچار سختی و مشقتی شدید؟ سرعت تغییر تصورتان چقدر بود؟ آیا هنگام تبدیل شدن تصورتان از یک خانه به یک فنجان با مانعی روبرو شدید؟

دقیقا شکل گیری اعم از  تراکم و جسمیت پیدا کردن ، تغییر و تحول ، سرعت و زحمت آن برای جن مانند مثالی که برایتان زدم ( تصور کردن) برای ماست. البته این مثال است اما شبیه ترین چیزی است که میتوان بیان کرد.

زمانی که جن میخواهد به ظاهر یک انسان در آید و از همه ظواهر او تبعیت کند با سرعت همان تصور کردن ، به مغز شخص رجوع کرده و چون همه چیز از مغز فرماندهی میشود عینا کپی برداری نموده و خود را مطابق با آن میکند.

جنیان میتوانند خود را به شکل ماده و اشیاء نیز متراکم کنند . آنها  بسته به تسخیر توسط انسانها ، تمایل خود و گاهی به امر خداوند که از طریق بزرگان انسان به جن دستور داده میشود خود را به اشیاء و اجسام ، حیوانات و گیاهان و بسیاری مواد در میآورند و این نشانه ای دیگر از قدرت خداوند در خلقت موجودی است که با گذشت قرنها ، واقعیت آن جز بر خواص بر کسی آشکار نیست.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:48  توسط  محمد  | 

طول عمر جن

اگر میانگین عمر انسانها رو 80 درنظر بگیریم، میانگین عمر جن ها 1000 ساله اما مثل انسانها ممکنه از میانگین بیشتر یا کمتر هم زندگی کنند. فکر می کنید موجوداتی که تا الان مثلا 500-600 سال زندگی کردن حتما پیر و فرسوده هستن، نه؟ اما اینطور نیست. نکته جالبی که در مورد عمر جن ها وجود داره، روند رشد جسمی شونه.
جن ها از نظر فیزیکی بسیار کند رشد می کنند. جسمشون تقریبا 11 برابر کندتر از انسان رشد می کنه. یعنی اونا 11 برابر دیرتر از ما پیر می شن.
یه مثال می زنم.
فرض کنید همین امروز یه نوزاد انسان و یه نوزاد جن همزمان به دنیا اومده باشند.
11
سال دیگه اون نوزاد انسان چه شکلی می شه؟
یه بچه مدرسه ای کلاس پنجم دبستان در نظرتون میاد. درسته؟
حالا نوزاد جن چی؟… اون بعد از 11 سال تازه اندازه ی یه بچه ی یکساله شده.
برعکس این جریان ، جن ها از نظر رشد عقلی و احساسی خیلی خیلی سریع تر از انسان هستند.
یعنی یک جن هر روزی که از عمرش می گذره به اندازه ی 5-6 سال آگاهی و شعورش بیشتر می شه. طوری که نوزاد جن 3 هفته بعد از تولدش تمام آگاهی هایی که یه انسان عادی در طول زندگیش می تونه بدست بیاره، در ذهنش داره.
البته مقیاس ها و اعدادی که من استفاده کردم، تقریبی بودند و یه چیز حدودی گفتم که بتونید تصور کنید وگرنه محاسبات دقیق نیست 


اين مطلب رو در سطح وب مشاهده  كردم ولي مطمئن نيستم درست باشد والله اعلم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:46  توسط  محمد  | 

زاد و ولد جن

زاد و ولد و تولید مثل جن

چون در جنیان جنبه عنصریت  آتش بیشتر از آدمی است لذا در امر آمیزش جنسی بتدریج انسان دچار ضعف شده و سرانجام ادامه ی این عمل برای وی غیر ممکن و حتی مخاطره انگیز خواهد بود .
(آقای ستار پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن)

در مقایسه با بشر  جن معمولا فقط جنسیت مشخص است. هرچند زن و مرد آنها برای خودشان معلوم است اما فاقد دستگاه و یا سیستم بدنی نر و ماده و تخمدان و زهدان میباشند.
آنها پس از گذشت 5 یا 6 سال از  ازدواج بچه دار شده و حد آکثر حدود 8  بچه میآورند .

 و چون روح در شراره آتش دمیده شد ، آن (شراره) به جهت سستیش ، لرزش فراوان پیدا کرد و دمیدن ، اضطراب و نا آرامیش را افزونی بخشد و هوا بر آن غالب گشت و بر یک حالت قرار نگرفت:

عالم جنیان بر این صورت پدید آمد ، چنانکه زاد و ولد در بشر به سبب ریختن آب در زهدان رحم ، و چون نسل و زاد و ولد در طایفه بشر اینگونه است .

در جنیان ، زاد ولد به واسطه القای هوا در رحم ماده آنان واقع میشود .

بنابر این زاد و ولد در طایفه جنیان هم هست و وجودشان به واسطه   قوس- کمان  میباشد و آن آتشین است . وارد(که خداوند نگهدارش باشد) چنین بیان داشت.

اما جمع شدن بعضی شان با بعضی دیگر - هنگام نزدیکی- به صورت پیچیدن است ، مانند دودی که از گلخن و یا کوزه سفالگر بیرون می آید آنها در یکدیگر داخل میشوند و هر یک به تداخل لذتمند میگردند .

نطفه ریختن آنها مثل بارور شدن درخت خرماست (که از گرد خرمای نر درخت خرمای ماده بارور میشود ) باروری جنیان به مجرد بو یا باد – مانند خوراکشان – میباشد و فرقی نمیکند.

جنیان ارواحی اند که در بادها دمیده شده اند و انسان ارواحی که در اشباح دمیده شده اند ، گفته اند : موجود نخستین از جنیان ماده ، انچنانکه حوا از آدم جدا شد ، جدا نگشت .

بعضی گویند : خداوند برای نخستین موجود از جنیان ، شرمگاهی در وی آفرید که برخی شان با برخی دیگر ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند .

و در آنها خنثی نیز آفرید ( نه مرد و نه زن) ، از این روی جنیان از عالم برزخن اند و هم شباهت به بشر دارند و هم شباهت به فرشتگان ، مانند خنثی که هم شبیه نر است و هم شبیه به ماده . آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

مفسرین در ذیل آیه 21 از سوره روم گفته اند مراد از مودت ، ازدواج و مراد از رحمت فرزند است . پس آنان نیز ازدواج کرده ، صاحب فرزند میشوند البته کیفیت ازدواج و تولید نسلشان مختلف است  و بعضی گفته اند مردان آنان نطفه ندارند بلکه باد می وزند. (آقای حیدر قنبری صاحب کتاب داستانهای شگفت از جن)

 

نظر سایت جن

نکته اول : تولید مثل جن توسط تزریق هوا از طرف نر و پذیرش آن از طرف ماده صورت میپذیرد و این مستلزم آن است که هر دو موجود دارای دستگاه تناسلی خاص باشند  .

نکته دوم : در اجنه شهوت نیز وجود دارد (صرف نظر از زیاد و کم بودن آن) چون اصل وجود شهوت در موجودات برای رغبت به تولید مثل است و در صورتی که شهوت وجود نداشته باشد هیچ حیوان ، انسان و جنی رغبت به این کار را ندارد مانند لذتی که خوردن غذا وجود دارد باعث تامین نیرو و بقاء میشود.

نکته سوم : مدت بارداری در زنان جنی طولانی تر از انسانها و بدون هیچگونه سختی و مشقت میباشد.در بعضی کتب مدت حمل و بارداری جن را زمانی بسیار کم و گاهی ، عانا پس از نزدیکی بیان کرده اند و این از نظر ما(سایت جن) کاملا مردود است.

زمان بارداری جنیان بین 4 تا 5 سال طول میکشد و هرگز دوقلو یا چند قلو باردار نمیشوند زیرا در آنها خاصیت اسپرم مانند انسانها جریان ندارد .  

توضیح:

چون جن موجودی مادی است پس قوانین عالم ماده بر آنان حاکم است. زمانی جنین دوقلو میشود که دو اسپرم نر همزمان به اسپرم بستر یعنی اسپرم ماده رسیده و وارد شود .در جن شکل گیری و عمل لقاح توسط عنصر هوا که عنصر غالب در درون جن میباشد صورت میگیرد پس این عمل توسط اسپرم صورت نمیپذیر و که قواعد اسپرم یعنی پذیرش دو یا چند تایی بر آن حاکم باشد لذا دو قلو بودن فرزند در اجنه منتفی است.

اشکال: در مورد مدت بارداری که چطور ممکن است جمعیت جنیان از ما بیشتر باشد در صورتی که مدت بارداریشان طولانی تر است ؟

جواب سایت جن : در کنار مدت بارداری طولانی جن باید به طول عمر جن ( مراجعه شود به منو قسمت طول عمر) توجه داشت . جنیان به صورت طبیعی بیش از 1200 سال عمر میکنند البته اگر تقدیرشان به علت حوادث یا بیماری یا...به مرگ منتهی نشود .

حالا اگر عمر انسان را بین 70 تا 100 سال در نظر بگیریم که یک دهم عمر جن است و مدت بارداری بارداری انسان 9 ماه یعنی تقریبا  یک پنجم مدت بارداری جن میباشد پس آنها با طول عمر بالا به نسبت انسان ، زمان دو برابر برای تولید مثل دارند .

ضمن اینکه انسانها سالهاست که در حال کنترل جمعیت و نسل هستند اما در جامعه جنیان تولید مثل با روند طبیعی رو به افزایش است .

نکته چهارم: سقط جنین در جنیان امکان پذیر نیست چون ضربه خوردن به نوزادی که از جنس لطیف است معنا ندارد استرس و ترس نیز به جنین آنها صدمه نمیزند اما مرگ و میر در نوزادان جن نیز ممکن است و بیشتر علت آن نامتناسب بودن انرژی های جنس نر و ماده است. الته در زمانی که جنین دو رگه انسان و جن باشد سقط جنین مانند انسانها صورت میگیرد.

نکته پنجم : انسان از جن و جن از انسان باردار میشوند و فرزندانی دو رگه حاصل این ازدواج است چگونگی عمل به این شکل است که جنیان از خاصیت شکل گیری در تمام اجزاء به انسان برخوردارند(به منو قسمت تغییر شکا مراجعه شود) پسران آدم با زنانی از جن ازدواج کردند (بحار ج60 ص312 )

 آنها میتوانند شرایط فیزیکی رحم خود را مطابق با پذیرش اسپرم از طرف انسان تنظیم نمایند . مردان آنها نیز توان خاصیت پذیری در تمام اجزاء را از  مردان انسان دارند و حتی میتوانند تولید اسپرم نیز داشته باشند یعنی تطبیق شرایط بارداری به عهده جنیان است .

شنیده شده که فرزندان دورگه انسان و جن گرایش عنصری آنها به انسان بیشتر است و به همین دلیل زنان آنها رقبت بیشتری به مردان انسان دارند . زیرا از قوت فکر انسان که در فرزندانشان تاثیر گذار است احساس فخر میکنند .

روایت: آمده شیطان به صورت پدر حجاج رفت نزد مادر او و با او مقربت کرد  بعد از آن پدر حجاج آمده به نزد زنش رفت و خواست با او نزدیکی کند که مادر حجاج گفت : تو الان آمدی و مقاربت کردی . (اصول کافی ج5 ص502)

نکته ششم : جنیان در زمان خاصی مقاربت و نزدیکی میکنند. پیامبر اسلام فرمودند : در شبهای اول و وسط و آخر ماه مقاربت نکنید، احتمال اینکه فرزندان مبتلا به مرض ،صرع و جنون شوند زیاد است ، زیرا مبتلایان به بیماری صرع و جنون در این سه شب به این مرض مبتلا شده اند. (وسائل الشیعه ج19 ص91)

نکته هفتم: به علت غلبه عنصر  آتش در وجود جن پس از استمرار نزدیکی حالت ضعف بر انسان غلبه میکند .

وجود گرم جن تعادل عناصر وجودی انسان را دچار مخاطره کرده باعث از دست دادن انرژی ، آب بدن و مایعاتی در قسمتهای مختلف بدن وجود دارد میشود مانند: مایعی که در ستون فقرات و استخوانهاست.

عوارض دیگر انسان در مقاربت با جن  شامل سرگیجه ، ضعف اعصاب ، بد عمل کردن دستگاه گوارش و از دست دادن توان جنسی میباشد . در قسمت شنیدنیها حکایتی را از جوانی که به علت ضعف و مشکلات در ارتباط با یکی از دختران اجنه به شیخ جعفر نجفی شکایت کرده آورده ایم.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:42  توسط  محمد  | 

اسطرلاب

اسطرلاب از ابزارهای قدیم نجوم و طالع‌بینی است. اسطرلاب وسیله بسیار کارآمدی در نجوم رصدی بوده و اکنون بیشتر برای کاربردهای آموزشی بکار می‌رود.
این ابزار برای سنجش ارتفاع‌، سمت‌، بعد و میل خورشید و ستارگان‌، تعیین وقت‌ در ساعات روز و شب‌، قبله‌ و زمان طلوع و غروب‌ آفتاب و بسیاری کاربردهای دیگر به‌کار می‌رفته‌است

نام

 

نام آن را مشتق از کلمه یونانی استرلابوس نوشته‌اند و برخی در معنی آن به غلط «ترازوی ستارگان» را ذکر کرده‌اند. حمزه اصفهانی واژه «اسطرلاب» را معرب ترکیب فارسی «ستاره‌یاب» می‌داند.

 

تاریخ اسطرلاب

 

بسیاری از منابع تاریخی اختراع اسطرلاب را به هیپارخوس نسبت می‌دهند اما به نظر می‌رسد ایزارهای مشابه با توانایی‌های مختلف در بین ستاره‌شناسان آشور و بابل رایج بوده و نمونه‌های یونانی نتیجه تکمیل این ابزارها بوده‌است. از اسطرلاب‌های یونانی نمونه‌ای در دست نیست.

 

از قرن نهم میلادی تا قرن نوزدهم اسطرلاب‌های بسیاری در ایران و دیگر کشورهای جهان اسلام ساخته شد. به گفته‌ای نخستین سازنده اسطرلاب در میان مسلمانان محمد فزاری پسر ابراهیم فزاری بوده‌است. تا چندی پیش احتمال می‌رفت که کهن‌ترین اسطرلابی که تاکنون باقی مانده‌، در ۳۷۴ق‌/۹۸۴م به دست دو برادر اصفهانی به نامهای احمد و محمد بن ابراهیم در اصفهان ساخته شده باشد. اما ظاهراً کهن ترین نمونه شناخته شده که نام سازنده و تاریخ ساخت برآن حک شده‌است اسطرلابی است که به گواهی کتیبه کوفی پشت کرسی آن به دست «بسطلس» در تاریخ ۳۱۵ هجری قمری ساخته شده‌است.

 

نوشته‌های قدیمی در مورد اسطرلاب

 

در ایران و جهان اسلام دانشمندان بسیاری رساله‌ها و کتاب‌هایی در باره مبانی نظری و نحوه کار با اسطرلاب نوشته‌اند از جمله:

 

    * العمل بالاسطرلاب‌، یا صنعه الاسطرلاب و العمل به‌، از ماشاءالله یهودی‌.

    * العمل بالاسطرلاب المسطح‌، از ابراهیم بن حبیب.

    * العمل بالاسطرلاب‌، از محمد بن موسی خوارزمی‌.

    * العمل بالاسطرلاب‌، از احمد بن عبدالله مروزی

    * العمل بالاسطرلاب‌، از علی بن عیسی منجم.

    * برهان صنعه الاسطرلاب‌، از محمد بن صباح‌ و ابراهیم بن صباح.

    * رساله فی عمل الاسطرلاب‌، از محمد بن موسی بن شاکر.

    * رساله فی العمل بالاسطرلاب‌، از حامد بن علی واسطی‌.

    * رساله فی الاسطرلاب‌، از ابراهیم بن سنان‌.

    * العمل بالاسطرلاب‌، از عبدالرحمان صوفی‌.

    * رساله فی صنعه الاسطرلاب و العمل بها، از مسلمه بن احمد مجریطی‌.

    * رساله فی عمل الاسطرلاب‌، از ابوسعید سجزی‌.

    * رساله فی الاسطرلاب‌، از کوشیار بن لبان.

    * رساله دوائر السماوات فی الاسطرلاب و رساله فی الاسطرلاب‌، هر دو از ابونصر منصور بن عراق.

    * رساله فی صنعه الاسطرلاب بالطریق الصناعی‌، از همو.

    * مقاله فی منازعه اعمال الاسطرلاب‌، از همو.

    * کتاب فی العمل بالاسطرلاب‌، از ابن سمح‌.

    * العمل بالاسطرلاب و ذکر آلاته و اجزائه‌، از ابن صفار.

    * اختصار علم الاسطرلاب‌، از ابن مشاط سرقسطی‌.

    * رساله فی علم الاسطرلاب‌، از بیرونی‌.

    * استیعاب الوجوه الممکنه فی صنعه الاسطرلاب‌، از همو.

    * الدرر فی سطح الاکر، از همو.

    * بیست باب در معرفت اسطرلاب‌، از نصیرالدین طوسی‌.

    * رساله در ساختن اسطرلاب‌، از غیاث‌الدین جمشید کاشانی‌

 

همچنین در برخی کتاب‌های نجومی در فصل یا فصل‌هایی به اسطرلاب و چگونگی کار با آن پرداخته شده است‌. از این جمله‌اند:

 

    * المدخل الی علم احکام النجوم‌ از ابونصر قمی‌،

    * افراد المقال فی امر الظلال از بیرونی‌،

    * التفهیم لاوائل صناعه التنجیم‌ از همو،

    * روضه المنجمین‌ از شهمردان بن ابی الخیر رازی‌

    * جامع المبادی‌´ و الغایات فی علم المیقات‌ از ابوعلی مراکشی‌.

 

درباره انواع ویژه اسطرلاب نیز رساله‌هایی نوشته شده است‌، از جمله:

 

    * رساله فی الاسطرلاب المسرطن‌، از ابوسعید سجزی‌.

    * الاسطرلاب الزورقی‌، از همو.

    * رساله فی الاسطرلاب السرطانی المجنح‌، از ابونصر عراق‌.

    * رساله فی الاسطرلاب السرطانی المجنح‌، از محمد بن نصر بن سعید.

    * رساله فی عمل الاسطرلاب المسرطن‌، از ابونصر احمد بن زریر.

    * کتاب‌الزیج، از بتانی

 

اروپائیان در قرن ۱۱ میلادی از راه اندلس اسپانیا و آثار اسلامی اسطرلاب را شناختند.

 

اجزای اسطرلاب

 

    * حلقه‌

    * عروه‌

    * کرسی

    * اُم

    * حجره

    * صفایح

    * عنکبوتیه

    * عِضاده

    * محور

    * فرس یا اسبک

 

کاربردهای اسطرلاب

 

اسطرلاب بیش از ۳۰۰ کاربرد دارد.

از کاربرد‌های زمان اسلامی آن می‌توان به قبله یابی و تعیین ساعات اذان‌ها اشاره کرد. به برخی از کاربرد‌های نجومی آن در زیر اشاره شده‌است:

 

    * نمایش آسمان در لحظه دلخواه

    * محاسبه زمان طلوع و غروب اجرام آسمانی در زمان دلخواه

    * اندازی گیری فواصل و ارتفاعات با روشهای هندسی و مثلثاتی

    * محاسبه مکان اجرام آسمانی در آسمان

    * تعیین زمان از طریق مشاهده اجرام آسمانی

    * تعیین طول روز و طول شب

    * یکی دیگر از کاربرد‌های اسطرلاب در زمان‌های گذشته طالع بینی بوده‌است.قدیمیان اعتقاد داشتند که صورت فلکی ای که در لحظهٔ تولد هر کس، در حال طلوع است، صورت فلکی طالع آن فرد است. آن‌ها برای هر یک از آن صورت فلکی‌ها خصوصیاتی را در نظر گرفته بودند که همان خصوصیات فرد بودند. اما آن‌ها فقط از صورت فلکی‌های دایره البروجی برای این کار استفاده میکردند که این صورت فلکی‌ها در اسطرلاب نشان داده شدند و به کمک اسطرلاب به راحتی می‌توان صورت فلکی طالع هر فرد را، با دانستن موقعیت خورشید در آن لحظه، مشخص کرد


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:41  توسط  محمد  | 

خلاصه ي كوچكي از جفر

جفر یا عددشناسی یعنی فال حروف و یا همان پیشگویی با شماره‌ها است، و در کلام دیگر به دست آوردن مجهولی از یک سری معلومات

نظر ناباورمندان به جفر

 

این کار از نظر علوم تجربی قابل توضیح نبوده و از علوم غریبه شمرده می‌شود. به همین جهت آنچه در میان عامه مربوط به این علم رایج است بیشتر خرافاتی است که نام جفر بر آن نهاده شده‌است.

 

روش‌های جفر

 

علم جفر برای رسیدن به جواب سئوالات خود از روشهای گوناگون استفاده می‌کند که تمام افراد از آن اگاهی ندارند و هر کس به اندازه دانش خود از جفر از آن روشها اطلاع دارد.

 جفر برای رسیدن به جواب از ریاضی و نجوم نیز بهره می‌گیرد نام و نام مادر سئوال کننده و زمان سئوال به علاوه جمله سئوال با روش ذکر شده در آن علم مبنای رسیدن به جواب قرار می‌گیرد که توضیح و شرح روشها و مراحل آن از حوصله این بحث خارج می‌باشد. باید یادآوری شود که یکی از مراحل مهم که از آنها به سطر نام برده می‌شود سطر (مستحصله) است که اگاهان به جفر معتقدند باید با طهارت روح و... به روش به دست آوردن آن اگاهی یافت و شنیده شده که بعضی از اساتید علم جفر آن را به شاگردان خود آموزش نمی‌داده‌اند. سطور آن بنابر یکی از روشها به ترتیب ذیل است: سطر اساس سطر نظیره سطر حاصل اساس سطر حاصل نظیره سطر تتمه اولی سطر نسبت نظیره سطر نسبت دوم اساس سطر تتمه ثانیه سطر تتمه تتمتین سطر حاصل اعداد سطر قوا سطر حاصل سطر مستحصله سطر نظیره سطر صدر موخر (که سئوال کننده در این سطر به جواب رسیده‌است و چنانچه به جواب نمی‌رسید باید ادامه می‌داد تا به جواب دست یابد.)

 

کاربردهای جفر

 

جفر در واقع به معنی پوست بزغاله‌ای است که وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا می‌دهد و علم جفر بر اساس برخی روایات به این نحوه بوده که کتابی را جبرائیل به حضور حضرت محمد (ص) اوردند که تمامی علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضیح داده بود که این کتاب جفر نام داشت .

 روزی یکی از صحابه پیغمبر کتاب را از ایشان قرض کردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه کنند ولی در هنگام باز گشت طوفان شدیدی میگیرد که چندین برگ از کتاب را با خود میبرد صحابی نیز شرمگین نزد رسول خدا آمده و ماجرا را شرح می‌دهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان کتاب را پیدا می‌کنند ولی یک برگه از ان کتاب مفقود باقی میماند واین علم جفری که تا کنون در سراسر دنیا منتشر شده از همان یک ورق بوده که خدا میداند دست که افتاده بوده است(البته اعتبار این روایت نیاز به شناخت روایان دارد و شاید به عنوان تمثیل و بیان نسبت اگاهی مردم از علم جفر به نسبت حقیقی از سوی امام یا پیامبر نقل شده باشد)

 ولی کتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت(حجت عج الله تعالی فرجه الشریف)است ولی باید دانست که تا آقا امام زمان به کسی نظر نداشته باشد محال است کسی بتواند به آن(جفر) دسترسی داشته باشد. علم جفر علمی است که روش‌های خاص به خود دارد و بیشترین کاربرد آن در حال حاضر رسیدن به پاسخ پرسش‌هایی است که عالمان جفر به نظر خود رسیدن به آن را درست تشخیص دهند. با توجه به مجهول بودن اصول و ریشه علم جفر بعضی آن را خرافه می‌پندارند و یا کابردهایی برای آن ذکر می‌کنند که خارج از محدوده علم جفر می‌باشد و یاآن را با فال، سحر، طلسمات هیئت و نجوم و... یکی می‌پندارند.

 از جمله مواردی که به اشتباه به علم جفر نسبت داده‌اند موارد ذیل میباشد:

- یافتن عناصر چیره بر سرشت هر فرد و میزان سازگاری افراد با یکدیگر- پیشگویی برای هر فرد

- پیدا کردن زمانهای خوش شگون و بدشگون از راه اخترشماری

- شرایط برآورده شدن آرزوها

- بهبود بیمارها با خواندن ورد و افسون

- خواص واجها- دریافت «رازهای» نامهای پیشوایان اسلام از راه آیه تطهیر

 - تأثیر نامهای خدایی شماره‌شناسی شماره‌های آریایی، لرزشی، مادی و شماره‌های نیرومند آنها بر این باورند که شماره‌های ۳ و ۷ و ۴۰ رمز و رازی دارند. آنها میکوشند تا برپایه زمان زایش هر شخص ویژگیها و منش او را بازگو کنند. مثلاًاستفاده از زمان تولد فرد سبب این توهم شده‌است که ویژگیها و منش افراد را با علم جفر بازگو می‌کنند. گر چه پرشس از موارد فوق در جفر فرد را به جواب می‌رساند اما کاربرد جفر خاص این موارد نبوده و دیده نشده‌است که عالمان جفر در چنین مواردی از آن استفاده کنند.

 

جفر در باور بعضی از شیعیان

 

این علم را مخصوص امام علی، پیشوای اول شیعه می‌دانند. به باور ایشان علوم اولین تا آخرین در جفر است و کتابی بنام جفر جامع که مشتمل بر ۲۸ جلد ۲۸ صفحه‌ای که با چهار حرف الف شروع و با چهار حرف غ به پایان می‌رسد تمام علوم دنیا گذشته و آینده در آن به صورت ملحوظ در ملفوظ است.

 

برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:39  توسط  محمد  | 

جن در کتب مقدس
افته های ما در کتب آسمانی فعلا محدود به تورات ، انجیل و قرآن است و با تحقیق بیشتر مطالبی از کتب آسمانی دیگر در اختیار کاربران محترم قرار میدهیم .

جن در قرآن بصورت گسترده تر آمده لذه در ابتدا موارد جن را در کتب مقدس دیگر می آوریم و سپس فرموده قرآن را بیان میکنیم:

در تورات آمده است: به صاحبان اجنه توجه نکنید . به جادوگران نپردازید تا مبادا توسط آنان ناپاک شوید ، خداوند و خدای شما منم.لاویان 19/31

باز هم در تورات آمده : کسی که به صاحبان اجنه و جادوگران توجه می کند تا آنکه از راه زنا از ایشان پیروی کند ، روی عتاب خود را به سوی او گردانیده و اورا از میان قومش بر می دارم .قاموس کتاب مقدس ص 15و 16           

در انجیل آمده که جنیان در وجود مردی جن زده رسوخ کرده بودند و حضرت عیسی (علی نبینا و علیه السلام) آنان را از بدن آن مرد بیرون آورده و در بدن چند خوک قرار داد. آنان به حضرت استغاثه کردند اما آن حضرت نپذیرفت .نثر طوبی جلد 1 صفحه 139 و140

پس نتیجه میگیریم : دو کتاب مقدس تورات و انجیل که از کتب آسمانی هستند وجود جن را تائید میکنند.

موضوع و کلمه جن در جاهایی از قرآن آمده اما غالبا بین مفسران قرآن تعریف جن را در آیات سوره الرحمان میآورند چون از ماهیت جن بصورت شفاف در سوره الرحمان صحبت شده است .

ما در این قسمت تفسیر جن را بصورت مختصر از اکثر تفاسیر آورده ایم و تفسیر سوره جن را بصورت مفصل در جن در کلام خدا می آوریم:

«و جنّ را از شعله‏هاى مختلط و متحرك آتش آفريد» (وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ). باز در اينجا دقيقا براى ما روشن نيست كه آفرينش «جن» از اين آتشهاى رنگارنگ چگونه بوده است؟ همان گونه كه خصوصيات ديگر آن نيز از طريق وحى صادق يعنى قرآن مجيد و وحى آسمانى براى ما ثابت شده است، محدود بودن معلومات ما در برابر مجهولات هرگز به ما اجازه نمى‏دهد كه اين حقايق را انكار كنيم يا ناديده بگيريم، بعد از آن كه از طريق وحى اثبات گردد، هر چند علم به آن راهى نيابد. تفسیر نمونه

محتمل است از نظر تمثل باشد كه دود و شعله از نظر تجرد آن باشد كه داراى حدت و حرارت و سوزندگى است و گر نه جسمانيت ندارد بلكه نيروى پليديست و تماس معنوى با روان و افكار بشر دارد و مانند شيطان اصيل بعض افراد جن نيز داراى نيرنگ هستند كه با افراد بشر تماس ميگيرند و آنان را بضلالت و گمرهى جلب مى‏نمايند.

خلاصه محتمل است همه انواع جن مانند شيطان اصيل وسيله آزمايش‏ .  تفسیر انوار درخشان

" وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ" كلمه" مارج" به معناى زبانه خالص و بدون دود از آتش است.و بعضى گفته‏اند: به معناى زبانه آميخته با سياهى است.و مراد از" جان" نيز مانند انس نوع جن است، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار اين است كه خلقت جن منتهى به آتش است.و بعضى «2» گفته‏اند: مراد از كلمه" جان" پدر جن است، (همانطور كه گفتند: مراد از انس، پدر انسانها، آدم (ع) است).  تفسیر المیزان

الْجَانَّ پدر جنّ را كه به قولى ابليس است آفريد.مِنْ مارِجٍ مارج شعله آتشى است كه دودى ندارد، بعضى گفته‏اند: شعله آتش مخلوط با سياهى آتش است. «من» بيانى است و گويى فرموده است از آتش خالصى يا آتش آميخته.  تفسیر جوامع الجامع

(وَ خَلَقَ الْجَانَّ) يعنى پدر جان را، حسن گويد: آن ابليس پدر جن بود و آن از شعله آتش آفريده شد، چنانچه آدم عليه السلام آفريده از گل است.

 (مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ) مجاهد گويد: يعنى از آتش‏هاى مختلف سرخ و سياه و سفيد و بعضى گويند: مارج، خالص و صاف از گل و شعله آتشى كه دودى در آن نيست.     ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ: و بيافريد جان را كه پدر جن است، يعنى ابليس‏ را نزد بعضى خلق فرمود جميع جنيان را، مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ: از زبانه صافى بى‏دود از آتش.

 گويند مارج آتشى است كه زبانه سرخ و زرد و سبز آن به يكديگر آميخته گردد بعد از بلندى و تيزى آن. در فتوحات مكيه مذكور است كه مارج آتشى است كه ممتزج به هوا و آن را هوائى مشتعل گويند، پس جان مخلوق است از دو عنصر كه آتش و هوا باشد، و آدم آفريده شده از دو عنصر كه آب و خاك است چون آب و خاك بهم ممزوج شوند آن را طين گويند.

چون هوا و آتش بهم ممزوج شوند آن را مارج گويند. و چنانچه تناسل در بشر به القاى آب نطفه است در رحم، تناسل در جن به القاى هواست در رحم انثى، و ميان آفرينش جان و آدم مدت شصت هزار سال بوده .   تفسير اثنا عشري

درباره خلقت جن در سوره حجر خوانديم: وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ/ 27، معلوم است كه مراد از مارِجٍ مِنْ نارٍ و نارِ السَّمُومِ هر دو يكى است اگر ثابت شود كه جن مانند انس زاد و ولد دارد چنان كه از لفظ ذريه در آيه أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ ... كهف/ 50 به نظر مى‏آيد، در اينصورت منظور از جان ابو الجن است.در تفسير برهان روايتى در اين رابطه از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده است.از حضرت رضا عليه السّلام نقل است كه مرد شامى از على عليه السّلام از ابو الجن پرسيد امام فرمود:«شومان و هو الذى خلق من مارج من نار»

يعنى پدر جن شومان است كه از شعله خالص يا مختلط آفريده شد. تفسیر احسن الحدیث

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ انسان را خدا از گلى خشك و چسبنده مانند گل كوزه گران بدين حسن و زيبائى آفريد و جنيان را از زبانه آتش مختلف زرد و قرمز و سبز كه در آن دودى نبود خلق كرد چه مرج مخلوط شدن چيزيست بچيز ديگر و جان را ابو الجان گويند چنانكه آدم را ابو البشر نامند. ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمود خبر دهيد مرا از خلقت اجنه فرمود جان را خلق كرد از آتش سموم و آن آتشى است كه نه حرارت دارد و نه دود و او را مارج ناميد و جفتش را از همان آتش آفريد و موسوم كرد او را بمارجه با هم همبستر شدند فرزندى از آنها متولد شد بنام جن و از اين فرزند قبايل و طوايف بسيارى بوجود آمد كه يكى از آنها شيطان ملعون است و از براى جان و جن فرزندان پسر و دختر توأمان متولد مى‏شد تعداد آنها رسيد بعدد سنگريزه‏هاى بيابان‏.  تفسیر جامع

و جنّ را آفريد از شعله آتش صاف و بى‏دود- يا از آتش مختلط قرمز و سياه و سفيد يعنى از شعله مختلط از آتش (بنابر تفسير روح البيان نقل از باب نهم سفر ثانى فتوحات گويند: مذكور است كه مارج آتش است ممترج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گويند پس جان مخلوق است از دو عنصر آتش و هوا و آدم آفريده شده از دو عنصر آب و خاك چون آب و خاك بهم شوند آنرا طين گويند و چون هوا و آتش مختلط گردد آنرا مارج خوانند ...) تفسير خسروي    

خلق فرمود پدر اجنّه را كه در سوره حجر ذكر شد از شعله جوّاله صافى و بدون دودى از آتش چون اصل مارج بمعناى مضطرب است و اينجا بصافى از دود تفسير شده‏ .   تفسير روان جاوید

آفرينش جنّ: آنهم مادّه و مبدء أوّلى تكوّن و خلقت آن حرارت و نور است كه موجودات مخصوص و لطيفى بوجود آيد كه آنها را جنّ گويند. و أمّا پروردگار شرق و غرب، اشاره است به اين كه اقبال مردم و پيشرفت و يا إدبار و پشت كردن آنها همه تحت نظر خداوند باشد. تفسير روشن 

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و آفريد جان را كه پدر جن است چنانچه مراد از انسان آدمست كه پدر انس است و در عيون اخبار الرضا در حديث شامى آورده كه از حضرت امير المؤمنين عليه السلم اسم پدر جن را پرسيد حضرت فرمود نام او شومانست و بعد ازين فرمودند كه «و هو الذى خلق من مارج من نار»

و بعضى گفته‏اند كه مراد از جان مطلق جن است مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ از صاف و خالص كه آن آتش است بنا برين من نار بيان من مارج است و بعضى گفته‏اند كه مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ باين معنى است كه از زبانه سرخ و زرد و سبز از آتش كه آن رنگها بيكديگر آميخته باشند و چون خلقت جن و انس از جمله نعمتهاست‏ .   تفسير لاهیجی 

وان ابو الجن است و ابليس عنيد

     از زبانه آتش او را آفريد

گفته محيى الدين كه مارج آتش است

     بر هوا ممزوج و اين شرح خوشست

 از دو عنصر كاتش و باد است او

     آفريده گشت جن بى ‏گفتگو

تفسير صفی

آفرينش جنّ از شعله‏ى آتش همان است كه قرآن گفته است و درست است و از اندازه‏ى درك آدمى بيرون است و ما نمى‏دانيم جنّ چگونه بر زمين زندگى مى‏كند.  تفسیر عاملی

و جنّيان را از آميخته‏اى از آتش و شعله‏هاى آتش چون قوى شود، التهاب پيدا مى‏كند و درهم فرومى‏رود، چنان كه بخشى از آب دريا در بخش ديگر آن داخل مى‏شود، و اساس آفرينش نعمتى است كه بايد جنّيان سپاسگزار آن باشند، كه خدا به آنان چنان قوتى بخشيد كه يكى از آنان تخت بزرگى همچون تخت بلقيس ملكه سبا را از يمن به فلسطين در مدت زمانى انتقال داد كه از زمين بلند شدن سليمان (ع) از جايگاه خودش كوتاهتر بود! و چون هر يك از جنّيان به اصل خود نظر افكند و به نعمتهايى كه خدا به او ارزانى داشته، متوجه آن خواهد شد كه هر شرف و بزرگوارى كه دارد از فضل خداوند متعال است‏. تفسیر هدایت

  وَ خَلَقَ الْجَانَّ و آفريد جان را كه پدر جنست و آن ابليس است نزد بعضى و يا خلق كرد تمام جنيانرا مِنْ مارِجٍ از زبانه صافى كه مضطرب و متحركست بى‏دود مِنْ نارٍ از آتشو گويند مارج آتشيست كه زبانه سرخ و زرد و سبز آن با يك دگر آميخته گردد بعد از بلندى و تيزى آن در باب نهم از سفر ثانى فتوحات مذكور است كه مارج آتشى است ممتزج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گويند پس گويند جان مخلوقست از دو عنصر كه آتش و هواست و آدم آفريده شده از دو عنصر كه خاك و آبست چون آب و خاك بهم ممزوج شوند آنرا طين گويند و چون هوا و آتش بهم مخلوط گردند آن را مارج خوانند و چنانكه تناسل در بشر بالقاى آب نطفه است در رحم تناسل در جن بالقاى هواست در رحم انثى و ميان آفرينش جان و آدم مدت شصت هزار سال‏ . تفسیر خلاصه المنهج

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و بيافريد جنّيان را، مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ  گفتند «جانّ» ابو الجنّ است چنان كه آدم ابو البشر است. ضحّاك گفت: مراد به «جانّ» ابليس است. ابو عبيده گفت «جانّ» واحد جنّ است. من مارج گفتند: «مارج» لهب صافى باشد درفش و بخشيدن» آتش كه به آن دودى نباشد عبد اللّه عبّاس گفت: زبانه آتش باشد، عكرمه گفت: نيكوتر آتشى باشد. مجاهد گفت: آن باشد كه مختلط شود بعضى به بعضى از لهب او سرخ و زرد و سبز، آنگه‏ در حال چون  آتش باز گيرند.  روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ مارج در لغت بمعنى اضطراب آمده و مارج من نار ظرف آتش را گويند كه مخلوط بدود باشد در (المنجد) است كه مارج (الشعلة ذات اللهب الشديد) يعنى شعله آتشى كه بسيار شديد باشد.

از فتوحات مكى از باب نهم آن چنين نقل ميكنند مارج آتشى است ممزوج بهوا كه آن را هواى مشتعل گويند و (جان) مخلوق از دو عنصر آتش است و آدم آفريده شده از دو عنصر آب و خاك است چون آب و خاك ممزوج بهم گردد آن را طين نامند و تناسل بشر بالقاء آب نطفه است در رحم و تناسل جن بالقاء هوا است در رحم انثى و بين آفرينش جان و انسان مدت هشت هزار سال طول كشيد. مخزن العرفان در تفسير قرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و بيافريد جان را كه پدر جن است مِنْ مارِجٍ از زبانه صافى بى‏دود مِنْ نارٍ از آتش و گفته‏اند مارج از آتشى است كه زبانه سرخ و سبز و زرد بيكديگر آميخته گردد بعد از بلندى و تيزى آتش در باب نهم از سفر ثانى فتوحات مذكور است كه مارج آتش است ممتزج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گويند.

 پس جان مخلوق است از دو عنصر آتش و هوا و آدم ع آفريده شد از دو عنصر خاك و آب چون خاك و آب بهم ممتزج شوند آنرا طين گويند و چون هوا و آتش مختلط گردند آنرا مارج خوانند و چنانچه تناسل در بشر بالقاى آب است در رحم و تناسل در جن بالقاى هوا در رحم انثى و ميان آفرينش جان و آدم ع مدت شصت هزار ساله بود . تفسیر مواهب علیه

وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ: و بيافريد پريان را از پاره‏اى آتش.گفته ‏اند جانّ اب


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:37  توسط  محمد  | 

جن در کلام بزرگان

نظر بوعلی سینا در باره جن:

جن حیوان هوایی عاقل ، که دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می آید . رساله حدود

 

نظر استاد علامه طباطبایی صاحب تفسیر کبیر المیزان  در باره جن:

كلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست كه از حواس ما مستورند، و قرآن كريم وجود چنين موجوداتى را تصديق كرده ، و در آن باره مطالبى بيان كرده :
اول اينكه : اين نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم اينكه : اين نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شده اند، و در اين باب فرموده : (و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم ) .
سوم اينكه : اين نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قيامت دارند، و در اين باب فرموده : (اولئك الذين حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس ) .
و چهارم اينكه : اين نوع از جانداران مانند ساير جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند، و در اين باره فرموده : (و انه كان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن ) .
پنجم اينكه : اين نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است ، و علاوه بر اين ، كارهايى سريع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نيست ، همچنان كه در آيات مربوطه به قصص سليمان (عليه السلام ) و اينكه جن مسخر آن جناب بودند، و نيز در قصه شهر سبا آمده است .
ششم اينكه : جن هم مانند انس مؤ من و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى ديگر فاسدند، و در اين باره آيات زير را مى خوانيم (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ، انا سمعنا قرانا عجبا يهدى الى الرشد فامنا به ) ، (و انا منا المسلمون و منا القاسطون ) ، و (انا منا الصالحون ، و قالوا يا قومنا انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بين يديه يهدى الى الحق و الى طريق مستقيم يا قومنا اجيبوا داعى الله ) ، و آيات ديگرى كه به ساير خصوصيات جنيان اشاره مى كند.
از كلام خداى تعالى استفاده مى شود كه ابليس از طايفه جن بوده ، و داراى فرزندان و قبيله اى است ، چون در قرآن مى خوانيم : (كان من الجن ففسق عن امر ربه ) ، و نيز مى خوانيم : (افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى ) ، و نيز مى خوانيم : (انه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم ) .  تفسیر سوره جن

 

نظرمتفکر شهید استاد مطهری در باره جن:

« و خلق الجان من مارج من نار »" قرآن موجود ديگری را عرضه می‏دارد به نام " جن " يا " جان " كه در ادبيات فارسی ما اين امر منشأ يك‏ سلسله اشتباهات شده و آن اين است كه ما اغلب كلمه " جن " را به " ديو " ترجمه می‏كنيم و ديو در فارسی قديم و در فرهنگ خيلی قديم ايران ‏معنا و مفهوم ديگری داشته غير از مفهومی كه جن در قرآن دارد . مثل خود كلمه " شيطان " است كه گاهی آن را به " اهريمن " ترجمه می‏كنند ، در صورتی كه اين دو كلمه مساوی يكديگر نيستند .
 قرآن همه مأمورانی را كه در نظام‏
 خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملك " می‏نامد ، ولی در مقابل‏  به " جن " هم قائل است . جن در رديف ملائكه نيست ، در رديف انسان‏  است ، يعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف ‏اند ، مثل انسان‏ ، منتها جن مخلوقی است كه درجه‏اش از انسان پايين‏تر است . گو اينكه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناييهايی داردكه انسان ندارد .
ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست
‏تر است ، و حتی آن كارهايی كه بعضی از افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهايی كه راست می‏گويند -  انجام می‏دهند ، اينها را اهل معنا نمی‏پسندند ، يعنی سروكار داشتن انسان‏ با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد .

حال به‏  يك معنای ديگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله ديگری‏  است .  اينجا از خلقت انسان و خلقت جن ياد شده . قرآن می‏گويد ما انسان را از خاك ، گل ، اين جور چيزها آفريديم و جن را از شعله ه‏ای از آتش آفريديم :
" « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشين است ، اين يك جنس
است و او جنس ديگری ، مبدأ مادی اين يك چيز است و مبدأ مادی او چيز ديگری . شيطان هم راجع به آدم اول همين حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طين »" مرا از آتش آفريدی و او را از گل .‏ می‏خواست بگويد آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد .

آشنایی با قرآن (تفسیر سوره الرحمن)
 

نظر آیه الله استاد علامه مجلسی صاحب بحارالانوار در باره جن:

اختلافی بین مسلمانان نیست که شیطان وجن از اجسام لطیفی هستند که در برخی از جاها دیده می شوند ودارای حرکات سریئی هستند که قادرند حتی در مجرای خون بنی آدم نیز حرکت کنند .

بحارالانوار جلد 14 صفحه 635

 

نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن:

جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف  شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.

 

نظر عالم جلیل القدر ابراهیم عاملی در تفسر عاملی در باره جن:

بعضی حکما جنیان را صور معلقه نامیده اند که نه وابسته به آسمان و نه چسبیده به زمین باشند بلکه در میان آسمان و زمین به سر می برند و مانند آدمیان دریابند و بدانند و چون در ساختمان وجود جوری هستند که نزدیک به عوالم بالا می شوند شاید بتوانند پاره ای از مغیبات و آنچه پوشیده از آدمیان است آنها دریابند پس ممکن است به سوی عوالم بالا و عوالم الهی بروند و گوش فرا دهند و از ملائکه و موجودات مجرده چیزی فراگیرند.

 

نظر آیه الله سید عبدالکریم کشمیری در باره ملائکه ،جن و موکل:

درباره ملائکه از ایشان سوال شد فرمودند :

ملائکه انواع و اقسام بسیار دارند وظهورات آنان هم متعدد می باشد حتی بوی آنان در هر جایی خاص است  وقتی در نجف مشغول نماز هزار قل هوالله بودم ، دیدم کنارم ملکی همانند پنبه سفید میباشد من رکوع میروم او هم رکوع میکند و من سجده می کردم او هم سجده میکرد.

درباره جن از ایشان سوال شد فرمودند :

بارها این موجودات الهی را دیده ایم ، رنگ و بو و اشکال آنها نیز  مختلف و متعدد است.

درباره موکل از ایشان سوال شد فرمودند :

موکل اسماء الهی ملک هستند لکن مراتب اینها به نسبت بعضی ملائکه مقرب پایین تر است


برگرفته از سايت جن www.jen.ir


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:35  توسط  محمد  | 

رمل

رمل
به فالگیری با ریگ رَمل یا رَمّالی می گویند
نظر ناباورمندان به رمل
  به باور ایشان رمل، رَمّالی یا آینده نگری با ریگ یکی از دانش‌نماها است که افراد بسیاری آن را جزئی از خرافات می‌شمرند.

نکاتی در باب رمالي

 

رمال همان همال اسكه در حمل بار به همه كمك مبكند

 نظر باورمندان به رمل

 

به باور ایشان از کتب و رسالات قدیمی مثل دو چوب و یک سنگ اینطور بر می آید که:

 

رمل علمی است صحیح و از معجزات چند پیامبر از آن جمله دانیال نبی می باشد که مبنای ان علم نقطه است و ابزار آن مهره های رمالی است البته با ریختن نقطه و ریگ نیز همین استخراجات انجام می شود.

 

در کتاب لغتنامه دهخدا برای رمل منبعی ذکر شده که در اینجا می آوریم و آن کتاب نفائس الفنون فی عرایس العیون نوشته علامه آملی در جلد سوم می باشد. بطور کلی در هرشکل چهار نوع جایگاه داریم که به عنوان چهار عنصر طبیعت یعنی عنصر خاکی ، عنصر آبی ، عنصر هوا و سرانجام عنصر آتش در نظر گرفته می شود .

 

شایسته است که بدانید تعریف عناصر در علوم غریبه غیر از عناصر در شیمی است . در شیمی عنصر به ماده ای گفته می شود که تنها داری یک نوع اتم خاص باشد ولی در اینجا چهار عنصر یعنی عناصر تشکیل دهنده عالم از نظر ایشان(اهالی معتقد به علوم غریبه)که همان خاک و آب و هوا و آتش است ; که البته برای هر یک از این عناصر تفسیر غیر از تفاسیر شناخته شده در علومی مثل فیزیک علم هیئت و غیره قائلند.مثلاً برای خاک تفسیری غیر از خاکی که ما میشناسیم قائلند.

 

 

جایگاه اول را لحیان یا همان آتش نامند .به همین منوال سه جایگاه دیگر را آبی خاکی و هوایی


برگرفته از سايت جن www.jen.ir



+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:33  توسط  محمد  | 

رياضت

در دنیای ماوراء و آنچه از دید انسان مستور است بیش از آنچه مردم تصور میکنند مخلوقات گوناگون وجود دارند اما علما و اساتید به علت در پرده بودن این مخلوقات از ذکر اوصاف و نام آنها خودداری مینمایند و این قرار الهی است برای آنانکه بر نفس خود غلبه میکنند
ریاضت

هر ریاضتی نوعی پرهیز است و هر پرهیزی پاداشی بدنبال دارد همانگونه که میفرماید رستگار میشوند پرهیز کاران

ریاضت به دو نوع درست و نادرست تقسیم میشود :

ریاضت نادرست بدون استاد راه بلد و بدون در نظر گرفتن شرایط روحی ، روانی و جسمی فرد یا توسط خود شخص یا توصیه دیگران و یا صرفا خواندن کتاب صورت میگیرد که بسیار خطر ناک است و امکان دارد با فشارهای سنگین ، صدمه های  جبران ناپذیری را در پی داشته باشد به همین دلیل بزرگان گفته اند اگر نیمی از عمر  در انتخاب استاد سپری شود جا دارد .

 هر ریاضتی به هر صورت به نتیجه ای ختم میشود اما اینکه به چه قیمت تمام شود خیلی مهم است ریاضت نادرت مانند این است که شخصی با داس بخواهد کیوی پوست کند صرف نیروی زیاد ، کارایی بسیار کم و نهایتا از بین رفتن میوه را بدنبال دارد اما ریاضت درست مانند جدید ترین دستگاهها برای پوست کندن کیوی به کار میرود  کمترین انرژی ، نتیجه عالی از همه مهمتر سالم ماندن میوه است

 فرق این مثال با واقعیت در این است که با توجه به لطافت روح اگر دچار ضربه شود گاهی اوقات جبران ناپذیر خواهد بود شما تا به حال حتما برایتان اتفاق افتاده که دل شکسته شوید تا مدتها نمی تواند حضور شخصی که دلتان را شکسته تحمل کنید در صورتی که ریاضت ها ارگ اثر بخش نبوده یا مشکل و اختلالات روحی ایجاد کند.

 گاهی اوقات جنونهای سنگین مقطعی را بدنبال دارد بگذارید در این زمینه اتفاقی که برای  یکی از اساتیدی که در این سایت کمک مستمر دارد برایتان نقل کنم آقای ع.احمدی میگفتند در ریاضتهایی که چند سال پیش داشتم اعمالی بود که چند ماهی را به تحقیق برای انجام آن سپری کردم سپس تصمیم به انجام گرفتم این ریاضت مربوط به دانستن اتفاقات آینده بود.

 در اواخر دوره کم کم احساس میکردم سر درد سنگینی دارم و این اتفاق زمانی رخ میداد که از منزل به قصد خرید بیرون میرفتم گاهی اوقات گیج میشدم ناگهان پس از گذشت چند ساعت سر دردم خوب میشد و میدیدم در بازداشتگاه کلانتری هستم سوال که میکردم متوجه میشدم  سه روز است که در آنجا هستم و مرا به جرم خیابان گردی با حالت مست به اینجا آورده اند و این اتفاق تا یکسال ادامه داشت و تقریبا 16 بار مشکلات شبیه کلانتری و تیمارستان برایم رخ داد اصلا دچار اختلال زمانی همراه با سردرد شدید شده بودم  تا با استراحت مطلق در منزل و توسلات توانستم بهبود خود را به دست بیاورم ایشان گفتند هنوز بعد از گذشت تقریبا 7 سال از این موضوع گاهی اوقات در شلوغی ها همان سردرد به سراغم می آید جالب است بدانید آقای ع. احمدی حدود 30 سال است که در علوم غریبه فعالیت دارد .

ریاضت درست ریاضتی که طبق دستور راهنما یا با بنیه علمی، بدون آسیب رسانی و با در نظر گرفتن شرایط روحی ، روانی انسان صورت میگیرد مثل روزه که در غالب ادیان بوده است و بعضی از ادیان غیر از اسلام هم گرسنگی روزانه را به شکل روزه توصیه میکنند مثل دین بودا روزه نیز توسط استاد بزرگ اسلام پیغمبر اکرم آورده شده و همچنین با تحقیقاتی که انجام میشود هر ساله ده ها  نکته علمی برای انجام این عمل ذکر و منتشر میشود لازم به ذکر است اسراری که در روزه برای ریاضت وجود دارد شاید در نوع خود بی نظیر باشد و اتفاق نظر اساتید در مورد اینکه مداومت در روزه به تنهایی بدون ریاضتهای ذکری و ..... میتواند آثار بسیار در رسیدن به مراحل بالای ارتباط با ماوراء داشته باشد البته با لحاظ کردن تمامی شرایط روزه.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:32  توسط  محمد  | 

هاله نورانی یا اتری
ئورا یا هاله نورانی در لغت یه معنی تجلی نامرئی یا میدان انرژی است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیاء را احاطه کرده .
چون میدان انرژی دور هر چیزی وجود دارد ، حتی سنگ یا میز هم دارای هاله نورانی است .

در حقیقت هاله نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده ، بلکه جزئی از هر سلول بدن است و ظریفترین انرژی های حیات را منعکس میکند .

پس بنابر این میتوان آنرا به جای که بدن را احاطه کرده است ، امتداد کالبد نامید .

انرژیهایی که از آئوراهای بدن ما ناشی میشود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس می کند.

 در حقیقت هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار میسازد .

آئوراها از نور به وجود نیامده اند اما وجود نور برای دیدن آنها ضروری است . هاله های نورانی در زیر نور خورشید گسترش میابند و در فضای در بسته جمع میشوند . بدیهی است در تاریکی مطلق جمع و جور تر میشوند .

 آنها به طور کامل محو نمیگردند بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده میشوند .

بی شک در طول تاریخ کسانی قادر بوده اند هاله نورانی را ببینند هرچند که در این سالهای اخیر دانشمندان توانستند صحت و سقم وجود این احاطه نامرئی را که روحیون همیشه قادر به دیدن آن بوده اند معلوم کنند .

در حقیقت عده ای از مردم وقتی بچه هستند میتوانند هاله نورانی را ببینند ولی وقتی بزرگ میشوند این توانایی را از دست میدهند.

همزمان که آگاهی خود را در مورد هاله نورانی گسترش میدهید متوجه میشوید که گاهگاهی هاله نورانی دیگران را میبینید.

ممکن است به طور نامنتظر با کسی که به او اهمیت میدهید با او روبرو شوید و چون از دیدن او به وجد آمدید ناگهان هاله نورانی اورا ببینید.

اگر هاله کسی و کدر دیدید چه بسا هشداری باشد . اگر کسی یکباره اختیار خود را از دست بدهد احتمال این زیاد است شما هاله قرمز رنگ چرکینی که ناگهان دور او ظاهر میشود را ببینید.

آئوراها معمولا به صورت میدان انرژی شبیه به تخم مرغ بزرگ ، که کاملا دور فرد را احاطه کرده است دیده میشوند که بیشتر تا چند سانتی متری دور بدن ادامه دارند.

هر چه شخص روحانی تر باشد هاله او بزرگتر است . آئوراها از لایه های مختلف تشکیل میشوند که افراد آموزش دیده قادرند دست کم سه لایه را ببینند . هر لایه نشان دهنده حوزه متفاوتی از زندگی است .

برگرفته از سايت جن

www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:30  توسط  محمد  | 

همزاد

همزاد یا همزاده به معنای همراه زاده شده ، یعنی دو کس که در یک زمان به دنیا آمده و زاییده شده باشند.
در باورهای قدیمی عوام در ایران باور به چندین موجود تخیلی رواج داشته است از جمله موجوداتی به نام همزاد.

بنا بر این باورها، هر شخص دارای همزادی است که در جایی به نام «دنیای از ما بهتران» بطور هم‌زمان با او زندگی می‌کند و رشدی همگام با آن شخص دارد.

مصریان قدیم بر این باور بودند که کلاً تمامی زندگان دارای همزاد هستند که این همزادها را «کا» می‌نامیدند. به باور مصریان پس از مرگ انسان همزاد آنها نمی‌میرد.

واژه همزاد همچنین می‌تواند در معنی هر دو یا چند چیزی که هم‌زمان به دنیا آمده باشند بکار برود مانند افراد دوقلو و چندقلو یا برای مثال منظومه‌ای همزاد با منظومه شمسی. تحقیق درباره همزاد از دانشنامه ها

 

آقای علی باقری عضو هیدت علمی دانشگاه در کتاب خود درباره همزاد نوشته اند:
; همزاد چیزی مستقل از انسان نیست . در واقع باید گفت همزاد وجود دارد اما بخشی از خود انسان است .

اما همزاد در شرایط خاصی به وجود می آید و توسط فرد خاصی دیده میشود .
 همزاد برای انسانهایی است که دچار مشکل روحی و افسردگیی زیاد هستند و احساس تنهایی شدید و نیاز به هم صحبت دارند.
 آنها سنگ صبور میخواهند و همزاد این نیاز را بر طرف میسازد. به طور معمولی افرادی که در آستانه دیوانگی قرار دارند ، یا برخی از دیوانه ها همزاد را می بینند و با او صحبت میکنند اما این همزاد را هیچ کس دیگر نمیتواند ببیند .
 وقتی فردی دچار تنهایی ، یاس و افسردگی می شود در ابتدای بروز بیماری ممکن است در مغز خود صدایی شبیه ویز ویز را بشنود ، این مربوط به فعالیت و حرکت عادی اعصاب و رگهای مغز و افزایش الکتریسیته در آن است. این صدا صدا در ابتدا آزار دهنده نیست با توسعه ناراحتی و افسردگی ، صدای ویز ویز شدت گرفته آزار دهنده می شود.
 از سوی دیگر بیمار بر میزان گفتگو و مکالمه درونی خود میافزاید .
 در آن واحد مسائل متعددی وارد مغز میشود که امکان توجه و فکر کردن به همه آنها وجود ندارد . در عین حال که بیمار میکوشد به آنها توجه نکند این مساله اورا کلافه مینماید تا جاییکه بر شدت و وخامت بیمار می افزاید و رفتارهای ناهنجار از اوبیشتر سر میزند ، اطرافیان از او دورتر میشوند و بیمار به ناچار خلوت را پذیرفته ، سکوت اختیار میکند. 
 بیمار گاه پنجاه تا شصت موضوع در سر دارد ، کم کم این افکار به شکل پروانه های هلیکوپتر در می آیند که مدام در سر او میچرخد از این مرحله فرد به سوی جنون رفته و به عنوان دیوانه شناخته میشود.   در مرحله میانی شرع ویز ویز گاه بیمار چنان با خود گفتگو میکند که گویی واقعا فرد دیگری در مقابل اوست.
در این مرحله جن میتواند وارد بدن او شود ، به تدریج تحریک احساس تنهایی نموده و توهم او را شدت بخشد. آنگاه زمانی میرسد که بیمار خود را میبیند .
 در غالب موارد ، قبل از اتمام دوران افسردگی و ورود به مرحله جنون فرد نفس خود را رویت میکند که تحت عنوان همزاد شناخته میشود.
 اما این فرد  که در مقابل او ظاهر میشود بخشی از نفس خود بیمار است از این رو فقط توسط خود بیمار قابل رویت است.

 

نظر سایت جن :

همزاد ، موجودی غیر از جن نیست او هم از جنیان است و همزمان با ما متولد شده است . در میان جنیان همزمان با هر نوزادی که از انسان متولد میشود کودکی جنی پا به دنیا میگذارد ، و او همزاد آن شخص است .

ما بر خلاف بعضی اساتید که اعتقاد بر مستقل نبودن همزاد از وجود خود انسان اعتقاد راسخ به وجودی خارج از وجود خود انسان داریم و دالایل و شواهد بسیار در این موضوع وجود دارد که یکی از این دلایل وجود اورادی برای تسخیر همزاد است و دیگر بیان بزرگان .

به طور یقین همزاد همان جن است و تجسم خیال افراد روانی و بیمار نیست . این را به سادگی ، با مراجعه به کتب تسخیرات میتوان ثابت کرد و ظاهرا به علت نامحسوس بودن بعضی از مسائل روانشناسان مسئله را با یک نامگذاری علمی ، به بیماری تبدیل کرده اند.

در مورد سید صدرالدین نهاوندی شوشتری نقل شده است که وی مشهور به این بود که اهل باطن و کرامت است ، ولی خودش این موضوع را انکار کرده و گفته است که بر حسب اتفاق ، همزاد من که از جنیان است ، پادشاه گروهی از جن میباشد و به خاطر علاقه ای که به من دارد پنج شش نفر از جن ها را مامور خدمت به من نموده است و آنها بدون اینکه دیده شوند کارهایی را برای من انجام میدهند مثلا ظرف آب را پر میکنند ، هیزم می آورند آتش روشن میکنند ، گهواره بچه را تکان می دهند و از این قبیل کارها و وقتی مردم این گونه امور را می بینند  گمان میکنند آنها از کرامات من هستند در حالی که من کرامتی ندارم.

شاید برای خوانندگان این سوال پیش آید که آیا همه انسانها همزادی از جنس جن دارند؟

امکان دارد که هر انسان همزادی از جن داشته باشد چون جنیان تعدادشان از انسانها بسیار بیشتر است پس این احتمال میرود ولی در باره اینکه هر همزادی از جن بخواهد و بتواند ارتباط با انسان همزاد خود پیدا کند ( به خاطر علاقه ای که دروجودشان به یکدیگر است ) بعید به نظر میرسد.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:28  توسط  محمد  | 

معلومات و معقولات جن

معقولات جن

 جن از‏نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناييهايی دارد كه انسان ندارد ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست‏تر است ، و حتی آن كارهايی كه بعضی ز افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهايی كه راست می‏گويند -انجام می‏دهند ، اينها را اهل معنا نمی‏پسندند ، يعنی سروكار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد . حال بهيك معنای ديگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله ديگری است .  استاد مطهری

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

معلومات جن

ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:15  توسط  محمد  | 

ماهيت جن

ماهیت جن

ماهیت به معنای چیستی است و در اینجا اقوالی که درباره چیستی جن وجود دارد ارائه میکنیم ضمن اینکه با گذشت زمان مطالب این صفحه نیز تکمیل تر میگردد.

خلقت جن از آتش است نه آتش شناخته شده بلکه سخن از نوعی آتش است برای اینکه گفته شده
نار و لفظ نار نکره است و معرفه نیست به همین جهت مراد آتش معمولی نیست در این مورد خدا به دو نوع از مرحله خلقت جن اشاره کرده یک مرحله مارج و دیگری نار، مارج در این جا منظور اختلاط شعله های آتش میباشد و بعضی گفته اند که معنی تحرک نیز در آن هست که تفاسیر آن را به شعله های بی دود تفسیر کرده اند
مارج مرحله دیگر از نار است و نار خودش قابل رویت است ولی مارج محصول نادیدنی از آتش است که همان انرژی حاصله از آتش است که حرکت کننده و نفوذ کننده و همراه با ارتعاش است یا همان امواج حرارتی است یا چیزی حاصل از امواج حرارتی .

در قرآن آمده است : و خلق کردیم جن را از نار سموم
منظور از نار سموم این آتش برافروخته مانند آتش دست آورد بشر نیست بلکه از آتش فراگیر و سوزنده قبل از آفرینش انسان است و اگر قرار باشد آن طور که آیات دیگر خبر میدهند جهان جن را یک جهان پهناور بدانیم لازم است نار سموم را نیز یک آتش گسترده وپهناور و دراز مدت و پایدار بدانیم که همان آتش های مربوط به دوران پیشین زمین است یا آتشهای درون زمین ویا مربوط به کرات آسمانی و خورشید ها است که جهان جن از نار سموم ساخته و آفریده شده است باید پذیرفت این منبع آتش هنوز هم هست و هنوز هم منشاء پیدایش افراد و اصناف جن میگردد .
اجنه اجسامی هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال مختلف در آیند . و دارای عقل و هوشند.
در جن و شیطان جنبه هوا و آتش غالب است و ساختمان بدنشان طوری است که در نهایت لطافت بوده و کاملا قویمی باشد اما کسانی که به عالم مجردات اعتقاد دارند می گویند اجنه موجوداتی ارضی و سفلی هستند ، پاره ای از این موجودات سفلیه تابان و الهی اند که اجنه صالحه هستند .
عده ای از فیلسوفان گذشته و اصحاب ریاضت ، جن را ارواح سفلیه می نامیده و معتقدند که ارواح سفلیه سریع الاجابه هستند و ارواح فلکیه نصی الاجابه و قوی میباشند.
و نیز معتقدند که اجنه جسم نیستند و داخل در اجسام دیگر هم نیستند بلکه قائم به نفس خود می باشند .
گروهی دیگر معتقدند که اینها ارواح بشر هستند وقتی که ازبدنها جدا می شوند قدرت و کمال آنها زیاد می شود .
نظر من این است که این گفتار با نص صریح قرآن سازگاری ندارد و مردود است.
رقیه یعقوبی صاحب کتاب دنیای شگفت جن، ابلیس،شیطان


جنها موجودات نامرئی هستند که از آتش بدون دود یا انرژی حرارتی آفریده شده اندکه احیانا
دیده هم میشوند
  آقای قنبری صاحب کتاب داستانهای شگفت انگیزی از جن

جن  در رديف انسان است ، يعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف‏ اند ، مثل انسان ، منتها  مخلوقی است كه درجه ‏اش از انسان پايين‏تر است .

قرآن می‏گويد ما انسان را ازخاك ، گل ، اين جور چيزها آفريديم و جن را از شعله ه‏ایی از آتش آفريديم   " « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشين است ، اين يك جنس است و او جنس ديگری ، مبدأ مادی اين يك چيز است و مبدأ مادی او چيز  ديگری .

شيطان هم راجع به آدم اول همين حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طين »" مرا از آتش آفريدی و او را از گل .

در قرآن به جن و انس " ثقلين " گفته شده است ، بر خلاف ملائكه كه داخل در ثقلها نيستند . " ثقل " از همان ماده " ثقل " كه به معنی سنگينی است .اشيائی كه وزن دارند ثقل و جسمهايند كه دارای سنگينی هستند .

در اينكه انسان ثقل است يعنی دارا وزن و سنگينی باشد ، امر مشكلی بوده است . حداكثر آنچه كه تصور می‏كردند ( اين بود كه‏ ) مثلا در مورد هوا می‏گفتند هوا جسم هست ولی جسم غير مرئی است چون ما يكديگر را به وساطت هوا و نور می‏بينيم اما خود هوا را نه می‏بينيم و نه‏ لمس می‏كنيم ، وجود هوا را به قرائنی به دست می‏آورم ، از قبيل اينكه وقتی مثلا كوزه‏ای را در آب فرو می‏بريم می‏بينيم قلقل می‏كند ، احساس‏ می‏كنيم كه يك چيزی دارد خارج احساس می‏نيم يك چيزی با صورت و دست ما تماس پيدا می‏كند و فشار می‏آورد ، در صورتی بود كه ( قدما ) راجع به‏ اينكه يك شی‏ء جسم باشد و مرئی نباشد داشتند .

 ولی امروز مسأله شكل ديگری پيدا كرده و آن اين است : جسم يعنی شيئی كه داراری جوهری باشد كه دارای ابعاد است . اينكه در قديم خيال می‏كردند همه جسمها سه بعدی است امروز مورد قبول نيست يعنی معتقدند كه ممكن است جسمی دو بعدی باشد ، جسمی يك بعدی باشد ، جسمی چهار بعدی باشد ، جسمی‏ شش بعدی باشد .

 می‏گويند ما خودمان سه بعدی هستيم و ساختمان ادراك ما هم‏ ساختمان سه بعدی است يعنی ما فقط اجسام سه بعدی را درك می‏كنيم . اگر اجسامی باشند كه سه بعدی نباشند ، دو بعدی يا چهار بعدی باشند آن وقت ديگر ما نمی‏توانيم آنها را درك كنيم . شايد دو بعديها را مثلا بتوانيم درك كنيم جهار بعديها را نتوانيم يا بر عكس .

 به هر حال ادراكات ما ادراكات سه بعدی است نه كمتر و نه بيشتر . بنابراين ممكن است در همين‏ فضا الان اجسامی وجود داشته باشند كه جسم باشند ، ثقل باشند ، وزن داشته باشند ، ما وجود آنها را احساس نكنيم ولی آنها واقعا وجود داشته باشند .

اين احكامی هم كه ما آنها را برای همه اجسام ، قطعی فكر می‏كنيم آنچنان قطعيت ندارد . مثلا می‏گوييم كه جسمی از جسمی‏ نمی‏تواند عبور كند . اگر همين اتاق درهايش بسته باشد ما ديگر نمی‏توانيم از اين ديوارها عبور كنيم مگر اينكه بشكافيم .

 بدون اينكه شيشه را بشكنيم‏ يا در را باز كنيم و ياد ديوار را بشكافيم نمی‏توانيم عبور كنيم . ولی‏ می‏گويند اجسامی كه مثلا دو بعدی هستند از همين ديوار عبور می‏كنند بدون آنكه ديوار شكافته شود .
 
آشنائی با قرآن 6 تفسیر سوره الحمن: استاد مطهری


جن در فرهنگهای مختلف با ماهیت های مختلف تعریف شده است:
در اروپا و غرب به غیر از قسمتهایی از قاره آفریقا جن را ارواح خبیث و سرگردان میدانند به این معنا که افرادی که میمیرند یا اعمال نیک دارند که وارد بهشت میشوند یا اعمال بد دارند که سرگردان هستند و آنها اجنه را ارواح سرگردان میدانند یعنی میگویند موجودی مجزای از انسان نیست یعنی ماهیت وجودی جن همان روح بدون جسم است.       تحقیقات گروه پژوهشی



نظر سایت جن درباره ماهیت جن:
جن موجودی دنیوی و مادی است . و هیچگونه سنخیتی با ملائک ندارد زیرا ملائک موجوداتی ماورائی و از عالم مجردات هستند . در حالی که جن از عالم ماده است ولی با حواس ما قابل ادراک نیست.
انسان از خاک است و
جن از آتش : اینکه انسان از خاک است به این معنا است که عنصر وجودی او از خاک است پس خاصیت خاک جرم داشتن و وزن داشتن است و اینکه جن از آتش است عنصر وجودی او دارای خواص آتش سبک بودن و هوایی بودن است .
حال تصور کنید:
انسان : موجودی که از خاصیتهای خاکی برخورداراست + دارا بودن عقل
جن: موجودی که از خاصیتهای آتش برخوردار است + دارا بودن عقل
انسان جسم متراکم و قابل رویت دارد و
جن جسم غیر متراکم ( همانند دود آتش یا انرژی حاصل از آتش ) که هر گاه بخواهد همانند دود خود را متراکم کرده و به رویت در می آید و هر گاه بخواهد خود را لطیف و غیر متراکم میکند تا از نظرها پنهان شود .
برای واضح شدن موضوع بهتر است اینگونه بگوییم ما دارای روح هستیم و جسم ، جسمی که از خاک است
جن نیز دارای روح بوده (صرف نظر از چگونگی روح در جن) وجسم ، جسمی که از آتش است  تنها تفاوت جن با انسان در نوع جسم و تعقلات و تفکرات این دو موجود است .
خوب این مسلم است که قابلیت آتش ، دود و حرارت  توان شکل گیری  به اشکال مختلف و ظرفی که در آن قرار میگیرد می باشد .

در مورد ماهیت جن که از دود آتش است یا از انرژی آتش یا از برق و رخشندگی آتش به صورت مفصل در قسمت تخصصی بحث نموده ایم و ما در این قسمت بطور اختصار برای تقریب به ذهن کاربران نظرمان را اعلام نمودیم.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:6  توسط  محمد  | 

خلقت جن

خلقت  جن

هنگامی که زمان ایجاد عالم و نشاه جنیان فرارسید ، سه امین از امنای فرشتگان در فلک اول توجهی کرده سپس از کارگزارانشان (از آسمان دوم ) آنچه را اینها در آفرینش و ایجاد نیازمند بدانند گرفته و پس از آن به آسمانها فرود آمدند و از کارگزاران دو ( فرشته ) از آسمان دوم و ششم آنجا گرفتند و به ارکان و عناصر فرود آمدند و محل را آماده ساختند .

آنان (سه امین)را سه امین دیگر در پی آمد و از کارگزارانشان از آسمان دوم آنچه را که نیاز بدان (در نش و ایجاد) داشتند گرفتند و به آسمان سوم و پنجم آنجا فرود آمدند و دو فرشته دیگر گرفتند و به آسمان ششم گذر کردند و کارگزار دیگری از فرشتگان گرفته و به ارکان و عناصر فرود آمدند تا تسویه و پرداخت را کامل نمایند ، در این حا شش فرشته باقیمانده فرود آمده و بقیه کارگزاران را که در آسمان دوم و در آسمانها بودند بر گرفتند .

 بنا بر این همه گان بر توصیه و پرداخت این نشاه (به فرمان علیم و دانای حکیم ) گرد آمدند.

وچون نشاه جن به پایان آمد و کالبدش برپا گشت . روح از عالم امر توجهی کرد و در آن صورت روحی دمید که به سبب وجود آن در وی حیات ساری گشت و برخاست و زبان به ثنا و ستایش آنکس که پدیدش آورده است به زبان فطرتی که بر آن سرشته شده است گشود .

و در خویش عزت و عظمتی دید که نه سببش را میدانست و نه برآن کس که بدان (عزت و عظت)افتخار  میورزد زیرا آنجا مخلوق دیگری از عالم طبایع جز خودش نبود از این روی عابد پروردگارش و مصمم بر عزت و افتخار خویش و متواضع و فروتن نسبت به ربوبیت ایجاد کننده اش ( بدانچه که نشاه اش بر آن سرشته شده) باقیمانده تا اینکه آدم خلق شد .

وچون جنیان صورت او را دیدند بر یکی از آنان که نامش حارث بود دشمنی آن نشاه غلبه کرد و بادیدن آن صورت آدمی روی در هم کشید و آن ترشرویی وی برای همجنسانش روشن شد و چون اندوه و غصه اش را دیدند وی را در آن کار سرزنش و نکوهش نمودند و چون کار آدم تمامی یافت حارث انچه را در دلش (از بغض و کینه و دشمنی) داشت آشکار ساخت و از امتثال فرمان آفریدگارش به سجود بر آدم ، خود داری کرد و بر آدم به سبب نشاه اش که خاک است ، اسکتبار و بزرگ منشی ورزید ، و به اصل و نشاه خویش ( که آتش است) افتخار ورزید .

ولی راز قوه و نیروی آبی که خداوند هر چیز زنده ای را از آب آفرید و حیات جنیان هم از آن است (ولی نمیدانند) از وی پنهان ماند .   (دانستنیها و داستانهایی در مورد جن ص 62)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:3  توسط  محمد  | 

جن در قران
جن (بفتح اول ) مصدر و به معناي پوشاندن و تاريک شدن است . در لغت آمده : (( جنه جنا: ستره - جن عليه الليل : اظلم عليه )) .(جن ) (بکسر اول ) خلاف (انس )، موجودي است مکلف ، باشعور، ناديده و مورد خطاب خداوند. و پروردگار عالم در حق انس ‍ و جن مي فرمايد: (( (سنفرغ لکم ايها الثقلان ) که هر دو به علت مکلف و مورد خطاب بودن ، ثقلان ؛ يعني دو موجود باارزش ‍ زمين ناميده شده اند.
بايد به وجود
(جن ) معتقد باشيم ؛ زيرا قرآن مجيد و روايات قطعيه از آن خبر داده است . انکار وجود جن ، کفر است . چنانکه انکار وجود ملائکه ، کفر است . جن ، موجود غير مادي و شايد نيمه مادي است . و در هر حال از جنس ما نيست ولي بنا به صراحت آيات قرآن ، در اکثر احوال ، همطراز و هم عرض انسان است . اينک اين قسمت را از قرآن کريم بررسي مي کنيم :

 
1- جن و انس ، هر دو موجود پرارزش (ثقلان ) روي زمين مي باشند. تاءمل در آيات سوره
(الرحمن ) اين مطلب را روشنتر مي کند که خداوند متعال در آن سوره ، 31 بار، خطاب به انس و جن نموده و مي فرمايد: (فباي الاء ربکما تکذبان ؛ يعني اي انس و جن ! کدام يک از نعمتهاي پروردگارتان را تکذيب مي کنيد). و از همان سوره مبارکه آشکار مي شود که نعمتها، دنيا و آخرت براي هر دوي آنها مي باشد. و يک سوره در قرآن مجيد به نام (سوره جن ) است که مطالب زيادي در آن راجع به جن آمده است .
2- جن از آتش (شايد انرژي ) آفريده شده است . چنانکه انسان از خاک مي باشد:
(( و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون و الجان خلقناه من قبل من نار السموم )) .
يعني :
(و همانا ما انسان را از گل و لاي ساخورده تغيير يافته ، بيافريديم و طايفه ديوان را پيشتر، از آتش گدازنده خلق کرديم ).
و نيز مي فرمايد:
(( خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجان من مارج من نار)) .
در قاموس قرآن گفته ايم که
(جان ) و (جن ) هر دو يکي مي باشند.
3- جن مانند انسان مکلف به اعمال است :
(( و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون )).
4- براي جن و انس از جنس خودشان پيامبراني مبعوث شده اند، چنانکه در روز قيامت ؛ خداوند به انس و جن در مقام ملامت خواهد گفت :
(( يا معشر الجن و الانس الم ياءتکم رسل منکم يقصون عليکم اياتي و ينذرونکم لقاء يومکم هذا...)) .
يعني :
(اين گروه جن و انس ! آيا براي هدايت شما از جنس خودتان رسولاني نيامدند که آيات مرا براي شما بخوانند و شما را از مواجه شدن با اين روز سخت بترسانند...).
و در آيات 29 - 32 از سوره احقاف :
(( و اذ صرفنا اليک نفرا من الجن يستمعون القرآن ...)) معلوم مي شود که به عمل به قرآن و اسلام نيز مکلف بوده اند. روايات اهل بيت - عليه السلام - نيز شاهد اين مطلب مي باشند که بعدا خواهد آمد.
5- جن و انس هر دو نيکوکار و گناهکار دارند و گناهکارانشان اهل دوزخ مي باشند چنانچه خداوند مي فرمايد:
(( و لقد ذراءنا لجهنم کثيرا من الجن و الانس لهم قلوب لايفقهون بها... اولئک هم الغافلون )) .
و نظير آيات فوق است ، آيات شريفه :
(( لاملئن جهنم من الجنة و الناس اجمعين )).
و:
((ولکن حق القول مني لاملئن جهنم من الجنة و الناس ‍ اجمعين )) .
و خداوند در سوره جن از قول خود آنها نقل فرموده که گفته اند:
(( و انا لما سمعنا الهدي امنا به فمن يومن بربه فلايخاف بخسا و لارهقا و انا منا المسلمون و منا القاسطون فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا )) .
يعني :
(و ما چون آيان قرآن را گوش فرا داديم ، برخي هدايت يافته ايمان آورديم . و هر کس به خداي خود ايمان آورد، ديگر از نقصان خير و ثواب و از احاطه رنج و عذاب ، بر خود هيچ نترسد. و از ما جنيان هم (چون آدميان ) بعضي مسلمان (و بي آزار) و برخي کافر و ستمکارند و آنانکه اسلام آوردند، براستي به راه رشد و ثواب ، شتافتند. و اما ستمکاران هيزم بر آتش گرديدند).
6- جن مانند انسانها مي ميرند و از بين مي روند. و گروهي جاي گروهي را مي گيرند. چنانکه خداوند مي فرمايد:
(( حق عليهم القول في امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس انهم کانوا خاسرين )) .
يعني :
(و آنچه از عقب دارند (از نعمت و لذت ابدي آخرت ) فراموش و غافلشان کنند و وعده الهي بر آنها حتم و لازم گرديد. و چون امتاني از جن و انس که در گذشتند، سخت زبون و زيانکار شدند).
کلمه
(قد خلت ) مبين آن است که امتهايي از جن مانند امتهاي انس ، از بين رفته اند.
نظير اين آيه است آيه شريفه
(( اولئک حق عليهم القول في امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس )) .
و در سوره اعراف مي فرمايد:
(( قال ادخلوا في امم قد خلت من قبلکم من الجن و الانس في النار)) .
و در آيه هجده از همان سوره خطاب به انس و جن مي فرمايد:
(( لاملئن جهنم منکم اجمعين )) .
7- جن ما را مي بينند ولي ما آنها را نمي بينيم . درباره بر حذر داشتن انسانها از شيطان و اتباع او خداوند مي فرمايد:
(( انه يريکم هو و قبيله من حيث لاترونهم )) (229)؛ يعني : او و همجنسانش شما را مي بينند از جايي که شما آنها را نمي بينيد).
8- آنها به رسول خدا - صلي الله عليه و آله - و به کتاب او ايمان آوردند چنانکه مي فرمايد:
(( قل اوحي الي انه استمع نفر من الجن فقالوا: انا سمعنا قرانا عجبا يهدي الي الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا )).
يعني :
(اي رسول ما! بگو مرا وحي رسيده که گروهي از جنيان آيات روشن قرآن را (هنگام قرائت من ) استماع کرده اند و پس از شنيدن ، گفته اند که ما از قرآن ، آيات عجيبي مي شنويم . اين قرآن خلق را به راه خير و صلاح هدايت مي کند. بدين سبب ما بدان ايمان آورده و ديگر هرگز به خداي خود مشرک نخواهيم شد).(( و اذ صرفنا اليک نفرا من الجن يستمعون القران فلما حضروه قالوا انصتوا فلما قضي ولوا الي قومهم منذرين قالوا يا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعد موسي مصدقا لما بين يديه يهدي الي الحق و الي طريق مستقيم يا قومنا اجيبوا داعي الله و امنوا به يغفرلکم من ذنوبکم و يجرکم من عذاب اليم )).
يعني :
(اي رسول ما ياد آور وقتي را که ما تني چند از جنيان را متوجه تو گرانيديم تا استماع آيات قرآن کنند. چون نزد رسول رسيدند با هم گفتند گوش فرا دهيد (تا آيات خدا را بشنويد) چون قرائت ، تمام شد ايمان آوردند و به سوي قومشان براي تبليغ و هدايت باز گرديدند. گفتند: اي طايفه ما! ما آيات کتابي را شنيديم که پس از موسي نازل شده بود. در حالي که کتب آسماني تورات و انجيل را که در مقابل او بود، براستي تصديق مي کرد. و خلق را به سوي حق و طريق راست هدايت مي فرمود. اي طايفه ما! شما هم (مانند ما) دعوت خدا را اجابت کنيد و به او ايمان آريد تا از گناهان شما درگذرد و شما را از عذاب دردناک (قيامت ) نگاه دارد).
از آيات شريفه فوق ، کاملا روشن مي شود که آنها ايمان آورده و قوم خود را نيز به ايمان دعوت کرده اند. و از
(کتابا انزل من بعد موسي ) به نظر مي آيد که آنها يهودي بوده اند و گرنه مي گفتند: (من بعد عيسي ). و در کافي بابي منعقد است تحت عنوان (جن به محضر امامان - عليهم السلام - مي آيند و مسائل ديني خود را مي پرسند) و در آن باب ، هفت حديث نقل شده است .
9- مساءله تناسل و تکثير جن ، بسيار پيچيده و نامعلوم است . در چند آيه درباره حوريان بهشتي آمده است :
(( لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان )) ؛ (در آن بهشتها زنان زيباي با حيايي هستند که جز به شوهران خود ننگرند) و دست هيچ کس پيش از آنها نه از انس و نه از جن ، بدان زنان نرسيده است ).
و نيز درباره شيطان آمده است :
(( کان من الجن ففسق عن امر ربه افتتخذونه و ذريته اولياء من دوني ...)) .
و اين آيه شريفه صريح است در اينکه شيطان از جنس جن بوده و ذريه و فرزنداني نيز داشته است . از آيه
(( لم يطمثهن )) مي شود حدس زد که تکثير جن به واسطه مقاربت باشد. و شايد گفته شود که (انس و لا جن ) در جاي (احد) است ؛ يعني : (( لم يطمثهن احد)) و منظور از (و ذريته ) همجنسان شيطان باشد.
در مجمع البيان در ذيل آيه فوق از زجاج نقل شده که گفته است : جن مانند انس ، مقاربت و نزديکي دارد. و الله العالم .
10- قرآن مجيد صريح است در اينکه جن مانند انس کار مي کند و اعمالي انجام مي دهد. و باز در قرآن کريم آمده است که : سليمان عليه السلام - به جن تسلط داشته و جن براي او کار مي کرده است و کاخها، تمثالها و کاسه هايي به بزرگي حوض و ديگهاي بزرگ مي ساخته اند:
(( و من الجن من يعمل بين يديه باذن ربه ... يعلمون له ما يشاء من محاريب و تماثيل و جفان کالجواب و قدور راسيات اعملوا ال داود شکرا )) .
يعني :
(و برخي از ديوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت پرداخته اند... آن ديوان براي او هر چه مي خواست از کاخ و عمارات و معابد عالي و ظروف بزرگ مانند حوضها و نقوش و مثالها و ديگهاي عظيم که بر زمين کار گذاشته بودي ، همه را مي ساختند. اينک اي آل داوود! شکر و ستايش خدا بجاي آريد).
و در سوره انبياء آمده است که شياطين براي حضرت سليمان غواصي مي کردند و کارهاي ديگري نيز انجام مي دادند
(( و من الشياطين من يغوصون له و يعملون عملا دون ذلک و کنا لهم حافظين )) .
يعني :
(و نيز برخي از ديوان را مسخر سليمان کرديم که به دريا غواصي کنند (و براي او لؤ لؤ و مرجان و ديگر جواهرات بياورند) و يا به کار ديگر او بپردازند و ما نگهبان ديوان براي حفظ ملک سليمان بوديم ).
و در سوره ص آمده است که جن براي حضرت سليمان بنايي و غواصي مي کردند. و گروهي نيز در زنجير و حبس بودند:
(( فسخرنا له الريح تجري بامره رخاء حيث اصاب و الشياطين کل بناء و غواص و اخرين مقربين في الاصفاد )) .
يعني :
(ما هم باد را مسخر فرمان او کرديم تا به امرش هر جا بخواهد به آرامي روان شود. و ديوان و شياطين را هم که بناهاي عالي مي ساختند و از دريا جواهر گرانبها مي آوردند نيز مسخر او کرديم . و ديگران از شياطين را ( که در پي اخلال مردم بودند) به دست او در غل و زنجير کشيديم ).
و در سوره نمل ، لشگرکشي حضرت سليمان به مملکت
(سباء) نقل شده است و در آنجا آمده که : عده اي از جن جزء لشکريان سليمان بودند و عفريتي از آنها به سليمان گفت : من تخت بلقيس را پيش از آنکه از اينجا برخيزي پيش تو مي آورم :(( و حشر لسليمان جنوده من الجن و الانس و الطير فهم يوزعون ... قال عفريت من الجن انا اتيک به قبل ان تقوم من مقامک )) .
يعني :
(و سپاهيان سليمان از گروه جن و انس و مرغان ، تحت فرمان رؤ ساي خود، در رکابش حاضر آمدند... از آن ميان عفريت جن گفت : من چنان برآوردن تخت او قادر و امينم که پيش از آنکه تو از جايگاه (قضاوت ) خود برخيزي ، آن را به حضور آورم ).
در تبيين اين آيات ، ناچاريم که بگوييم : آنها مجسم و ممثل شده و کار مي کرده اند. و نيز در زندان ماندن آنها نيز همين گونه بوده است . و الا اگر آنها در حال و شکل واقعي خودشان بوده اند چگونه مي شود اينها را توجيه نمود، مگر اينکه ثابت شود که مردم چيزي نمي ديدند ولي اين را مي ديدند که اشياء جابجا مي شود و از آن مي فهميدند که جن آن کار را مي کند. و هيچ کسي نيست که جن مانند فرشته مي تواند ممثل و مجسم شود. و در تعريف جن گفته اند:
(( يتشکل باشکال مختلفة حتي الکلب و الخنزير)) .
11- در سوره جن آمده است :
(( و انه کان رجال من الانس ‍ يعوذون برجال من الجن )) .
يعني :
(مرداني از انس به مرداني از جن پناه مي بردند).
از لفظ
(برجال من الجن ) مي توان فهميد که آنها زنان و مرداني دارند. والله العالم .
12- قرآن مجيد مي فرمايد: يک وقت جن از رفتن به آسمان ممنوع شده اند. و به جاهائي که قبلا مي رفتند، نمي توانسته اند بروند. در سوره جن از قول خودشان چنين نقل شده است :
(( و انا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شديدا و شهبا و انا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجدله شهابا رصدا و انا لا ندري اشرار يد بمن في الارض ام اراد بهم ربهم رشدا )) .
يعني :
(ما آسمان را لمس کرديم ، ديديم که با نگهبانان قوي و شهابا پر شده است . و ما در محلهاي نشستن از آسمان براي استراق سمع مي نشستيم . الآن هر که گوش بدهد مي بيند که شهابي در کمين اوست . نمي دانيم آيا شري براي اهل زمين اراده شده و يا خدايشان براي آنها هدايت و کمالي اراده فرموده است (و اين ممنوع بودن علامت کدام يکي است ؟) ).
آيات شريفه از لحاظ مصداق خارجي ، بسيار متشابه و ذواحتمالات است . ولي صريح است که در اين ممنوعيتي براي آنها پيش آمده و نتوانسته اند مانند سابق ، بالا بروند. در روايات اهل بيت عليهم السلام - آمده که اين جريان در موقع ولادت حضرت رسول الله - صلي الله عليه و آله - بوده است . و از اهل سنت آن را در هنگام بعثت آن حضرت ، گفته اند. در مجمع البيان ذيل آيه هجده از سوره حجر، از اين عباس و در سوره جن از بلخي نقل شده است .
در تفسير صافي از حضرت صادق - صلوات الله عليه - نقل شده است که : اين ممنوعيت براي آن بود که در زمين چيزي مانند وحي ، از خبر آسمان نباشد و آنچه از جانب خدا آمده ملتبس نگردد:
(( عن الصادق عليه السلام ... قال :... و انما منعت لئلا يقع في الارض سبب يشا کل الوحي من خبر السماء و يلبس علي اهل الارض ... )) .
يعني :
(اگر آنها باز به آنجاها راه داشتند، چيزهاي راست و درستي به زمين مي آوردند و آن را به اولياي خود مي گفتند و (اين هنگام آن چيز) آميخته با وحي مي شد و بر اهل زمين مشتبه مي گرديد).
و لذا خداوند متعال در جاي ديگر مي فرمايد:
(( لايسمعون الي الملاء الاعلي و يقذفون من کل جانب دحورا و لهم غذاب واصب )) 

يعني : (شياطين هيچ از وحي و سخنان فرشتگان عالم بالا را نشنوند و از هر طرف به قهر، رانده شوند. هم به قهر برانندشان و هم به عذاب دائم قيامت گرفتار شوند).
و در سوره شعراء - شايد صريحتر از جاهاي ديگر - آمده است که :
(( و ما تنزلت به الشياطين و ما ينبغي لهم و ما يستطيعون انهم عن السمع لمعزولون ))  که مي گويد آنها از شنيدن (ملاء اعلي ) منع شده اند. و در اينجا اهميت روايت امام صادق - عليه السلام کاملا معلوم مي شود. براي تکميل مطلب ، رجوع شود به قاموس قرآن در بحث پيرامون (جن ).
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:0  توسط  محمد  | 

جنزدگي

جنزدگی
 

جنزده به کسی که توسط جن مورد اذیت قرار گیرد گفته میشود.

جنزدگی فقط منحصر به انسان نیست بلکه گاهی حیوانات نیز مورد اذیت و آزار و تهاجم جن قرار میگیرند.

آقای علی باقری در کتاب خود آورده است:

جنیان میتوانند  روح حیوان را کمی دورتر از بدن برده و نگهدارند اما قادر به قطع رابطه روح با جسم حیوان نیستند. در این حال میتوانند نقش روح را در حیوان بازی کنند و اورا وادار به انجام برخی کارها نمایند  اما این کار را به صورت مقطعی و موقت انجام میدهند و نمیتوانند به طور دائم در بدن حیوان بمانند.

در برخی موارد وارد بدن انسانها میشوند انسانهایی که دچار مشکل روحی و اخلاقی یا افسردگی هستند ، جنها وارد بدنشان شده ، آنان را وادار به انجام کارهای غیر عادی میکنند این کار را تا رسیدن فرد به مرز جنون و دیوانگی کامل انجام میدهند و پس از آن او را رها میکنند .

گاهی نیز چند نفر از جنیان به خفه کردن انسان میپردازند.

در کتاب داستانهای شگفت درباره جن ، آمده:

جنزدگی نوعی بیماری روانی و جنون که در اثر مس شیطان اتفاق میافتد. علامه طباطبایی در تفسیر المیران آورده : هر چند همه دیوانگان بر اثر مس شیطان دیوانه نشده اند اما بعضی از جنون ها در اثر مس شیطان رخ میدهد.

در بحارلانوار جلد14ص635 علامه مجلسی آورده:

جنها دارای حرکات سریعی هستند و حتی در مجاری خون بنی آدم نیز میتوانند حرکت کنند.

در کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مطهری آمده:

امروزه حتی در میان تحصیلکرده های اروپایی ، افراد و طبقاتی وجود دارند که علت یک حادثه مثلا بیماری را موجودات نامرئی از قبیل دیو و جن میدانند.



آقای ستار پور ابراهیم در کتاب خود آورده:
اقوال در این مساله مختلف است:
1. عده ای به کلی منکر این مساله بوده و تاثیر اجنه و شیاطین را در جنون انسانها نفی می کنند و عقیده دارند که استناد جنون یه شیطان و اجنه ممکن نیستو خدای متعال عادل تر از آن است که شیطان را بر عقل بنده اش مسلط کند و حداقل کاری که جن و شیطان می توانند درباره انسان بکنند: وسوسه گری است. این افراد صرع و جنون را از امراض عصبی می دانند.
2. برخی معتقدند که صرع انسان به وسیله شیطان و اجنه بر وجه تشبیه است نه حقیقی زیرا شیطان حقیقتا نمی تواند انسانی را مصروع کند و لکن امور وهمی و تخیلی را در فرد ایجاد و او را وسوسه می کند تا این که صرع واقع می شود.
3. عده ای معتقدند که ممکن است صرع از فعل شیطان باشد ولکن نسبت به بعضی از مردم نه همه و لذا ظاهر قرآن به آن گواهی می دهد و منع عقلی هم وجود ندارد و خداوند هم شیطان را از این کار منع نکرده و آن را امتحان برای برخی و عقوبت برای برخی دیگر قرار داده است
4. برخی دیگر مساله جنون را تا اندازه ای مرتبط با جن و شیاطین می دانند که بر اثر تماس و تصرف آنان به افراد به وجود می آیدو معتقدند که اجنه و شیاطین به واسطه داشتن نفوس شریر و امواج مضر می توانند ایجاد جنون و اختلالات فکری و عقلی در انسانها نمایند .
زارگیریه، طایفه ای از شیعه می باشند که در بندر عباس و اطراف آن سکنی دارندو در اصل آفریقایی و از سواحل آنجا آمده اند و هنوز عده ای از آنان به زبان«سواحلی» صحبت می کنند و کارهای ایشان مانند نوعی جادوگری است و شیخ خود را باب می خوانند.

 وی با چند تن از کسان خود ارواح خبیثه را از تن شخص مجنون با زار گرفتن خارج می کند. زارگیران جمع می شوند و با نواختن دهلی بنام لایبا و زدن خیزران بر بدن شخص جن زده، شیطان، جن یا روح خبیث را از تن او بیرون می آورند.

 در هنگام ادای این مراسم، شخص بابا از خود بی خود می شود و در ضمن این کارها گیاهان خاصی را در کنار شخص جن زده دود می کنند تا بوی آن به مشام وی برسد.ممکن است کسی که زار در تن او جای گرفته توسط آن روح به وی وحی شود و به غیبگویی بپردازد. گاهی زنی جادوگر متصدی بیرون آوردن زار از تن بیمار می شود .

 از دیرباز بیماران روحی و روانی خاصی را به جن ارتباط می دادند و اعتقاد بر آن بود که بیمار، جن زده شده است. بیشتر این بیماران حرکات غیر ارادی با لرزش و تشنج های شدید و با کف کردن دهان مشخص می شدند و معالجان آنان معمولاً مردان روحانی بودند که با روش هایی از جمله تماس فلزات با بدن بیمار و خواندن آیاتی و نیز انجام حرکات خاصس جن را از بیمار دور می کردند. جالب اینجاست که اکثر بیماران با انجام همین اعمال سلامت و بهبودی بدست می آوردند. (دنیای مرموز جن)

 

نظر سایت جن

در بسیاری از کتب مطالب شبیه مضامینی که عرض شد آمده که دلالت بر صحت جنزدگی دارد.

یکی از مشکلات بسیار سخت که نام مریضی به خود گرفته مسئله جنزدگی است.  در حال حاضر علم روز از درمان آن عاجر است و از روحانیون (روحیون) برای درمان جنزدگی کمک گرفته میشود .

عده ای از روحیون و علماء مریضی صرع را حاصل مس اجنه یا جن زدگی میدانند .

واقعیت جنزدگی یعنی حضور جن (اجنه ای که لاابالی ودر قید دین و مذهب نیستند) در جسم انسان یا به عبارت دیگر وارد شدن جن در کالبد انسان میباشد.

این مسئله در انسانهایی که صاحب قدرت روحی قوی نیستند یا کسانی که به تسخیر جن و ارتباط با آنها میپردازند بسیار  اتفاق میافتد .

جن با توجه به نقطه ضعف انسان ، بر قوه عاقله او( که ضعیف شده) چیره میشود و اورا در حالتی بین خواب و بیداری نگه میدارد در این حالت اختیار جسم او را بدست میگیرد و تلاش انسان نیمه خواب برای به دست آوردن حالت طبیعی خود بیهوده است .

صدای انسان جنزده غیر طبیعی و با فشار ، حرکاتی بسیار قدرتمند که گاهی سه تا 10 نفر را از پا در میآورد (و این به خاطر قدرت جن میباشد) حالات غیر ارادی ، از دست دادن کنترل چشمها ( سیاهی چشم به بالا میرود ، گاهی سرخ رنگ میشود یا حرکت مردمک آن سریع میشود ) فحاشی و زدن حرفهای رکیک البته غالبا به مقدسات توهین نمیکند ، از  آثار اسنان جنزده است .

بعضی اشخاص که در مقابل جن مقاومت بیشتری میکنند ،اعضایشان منقبض شده و در یک حالت باقی میمانند و باعث عدم تحرک آنها میشود گاهی از دهان آنها کف بصورت بسیار کم و مدام به بیرون میریزد.

این حالات ادامه دارد تا آن زمان که افراد قادر بر کنترل اجنه :  از علماء ادیان الهی و اساتید علوم غریبه  یا اهل ریاضت ، بر بالین شخص آمده و با روشهای خود اعم از رقعه نویسی ، خواندن کتب مقدس ، احضار جن آذار دهنده ، اجبار جن به ادای شهادتین و یا..... اورا از جسم شخص دور کند.

ما در قسمت کلیپهای تصویری  کلیپی از یک خانم که دچار جن زدگی شده را آورده ایم. (مراجعه شود به صفحه خانه کلیپهای تصویری)

جنها کمتر به کالبد افراد نابالغ ورود میکنند . گاهی اوقات علت این حملات عدم رعایت بعضی مسائل میباشد مثل تنها گذاشتن شخصی که میترسد ، شب در باغ یا مزارع.

ترس انسان تنها باعث جلب توجه و طمع اجنه لاابالی میشود و این مسئله در انسانها نیز جاری است :بارها و بارها اشخاص بی بند و بار  و بی شخصیت را دیده ایم که فرد ناتوان را مورد اذیت و آزار  جسمی و روحی قرار میدهند و از این مسئله لذت میبرند حال جنیان که دارای سطح تفکر بسیار پاینتر هستند .

ما مواردی را برای قوت و قدرت روح و پیشگیری از این مسائل در توصیه ها آورده ایم که بسیار مفید فایده خواهد بود .

البته در این قسمت به موردی که توصیه شده و برای شخص جن زده بسیار مفید است اشاره میکنیم: میرزا محمد باقر اصفهانی الخوانساری در مصاحب خود با یکی ار اجانین در سوال خود درباره خوراک آنان آورده :
جن گفت: هرگاه شخص وجیه و صبیحی از بنی آدم را ببینم او را به سینه های خود می چسبانیم و او را می بوئیم و از بوی او قوت و قدرت می گیریم چنانچه آدمیان از خوردن غذاها قوت می گیرند.
پس هرگاه از آدمیان را دیدید در دماغ و عقل او اختلالی وارد شد و وحشتی در سینه و سر او داخل گردیده بدانید که از تأثیر بوی ما و بسینه چسباندن ما است .

و علاجش آن است که مقداری از آب سداب خالص را و اگر به سرکه مخلوط باشد بهتر است در یکی از سوراخهای بینی او بچکانید زیرا با این کار آن جنی که به او آزار رسانیده هلاک می شود و صاحب آن بیماری به خواست خداوند شفا می یابد.


برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 13:48  توسط  محمد  | 

مطالبي مهم درباره جن

ارتباط با جن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1-     طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2-     اجرای اعمال : اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3-  استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4-  تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود  

5-  بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود

 

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است

 

عنصر مادی انسان متفاوت از عنصر جسمیت پیدا کرده جن است شرح این مبحث در قسمت تخصصی بیان شده است

سطح فکری دو موجود نیز بسیار متفاوت است همانطور که قابلیتهای جن بسیار شگفت انگیز است قابلیت فکری او نسبت به انسان بسیار ضعیف میباشد البته ذکر این نکته لازم به نظر میرسد که تمامی قابلیتهای جن به غیر از مسئله طول عمر برای انسان اکتسابی و دست یافتنی است

چون انسان از نظر خلقت در بالا ترین سطح مخلوقات قرار دارد بنا بر همین ارتباط او با تمام موجودات همراه با به خدمت گرفتن آنها خواهد بود شما هر حیوانی را که بخواهید با او زندگی کنید به تسخیر در آورده ، تربیت کرده و از او استفاده مینمائید از  مرغ و گوسفند و حیوانات اهلی تا شیر و دلفین و عقاب که وحشی هستند ابتدا محبوس ،سپس از آنها  بهره برداری مینمایند

جن نیز همینگونه است شما در حالی میتوانید اورا به خدمت بگیرید که با اذکار و اوراد که مسائل معنوی و غیر مادی است او را محبوس نموده سپس ارتباط برقرار مینمائید

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد اما از دید ما پنهان است و با این اعمال شما به مرحله ای میرسید که میتوانید وجود اورا درک کنید بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم

 

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

 

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)


برگرفته از سايت جن www.jen.ir



+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 13:40  توسط  محمد  | 

ازدواج جن

ازدواج جن
 

روایات زیادی در زمینه ازدواج جن با انسان نقل شده و افراد متعددی گفته اند که با زنان جنی ازدواج کرده اند و معمولا هم درخواست از طرف زنان جنی است . (حیدر قنبری صاحب کتاب داستانهای شگفت انگیز از جن)

در مورد تشکیل خانواده و ازدواج جنیان روش خاصی دارند هر گاه دو تن از آنها به زندگی با هم گرایش یابند ، به هم نزدیک میشوند.

این نزدیکی سبب ایجاد شادی در میان گروه و قوم آنها میشود و همه دور آنها جمع شده آواز خوانده ، میرقصند.

مراسم مزبور تا حدودی شبیه مراسم ازدواج انسانها است  که در آن میهمانان پذیرایی شده و شادی میکنند .

جنیان در حدود 10 سالگی آماده ازدواج و تولید مثل  هستند.

آنها بعد از ازدواج در روابط خود صادق بوده ، به یکدیگر خیانت نمیکنند و اساسا چنین مشکلی در جامعه جنیان در جامعه جنیان وجود ندارد .

آنها هیچگاه بر سر تصاحب زنان در گیر نمیشوند چون آنان مانند بشر دارای قوای شهوت جنسی نیستند. البته اگر همسر آنان بمیرد میتوانند دوباره  ازدواج کنند.

در هنگام ازدواج همه جنیان مطلع شده و معمولا در جشن اجتماعات همسایه نیز شرکت دارند.انجام شادی و شرکت در چنین اجتماعاتی به آنها انرژی خاصی میدهد.
آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

از اقوال ، حکایات ، شواهد و قرائنی که در دست داریم چنین بر می آید که بین جنیان و آدمیان میتواند تزویج صورت گیرد و این امر بارها انجام گرفته است

 اما آنچه مسلم است این است که ازدواج انسان با جن به خاطر تفاوت طبایع بین ایندو ، گرچه برای جنیان خوش آیند است اما هیچگاه سرانجام خوشی برای انسان نداشته و مخاطرات احتمالی و حتی مرگ را ممکن است در پی دارد. (آقای ستار پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن)

 

نظر سایت جن

اجنه مانند انسانها برای تولید مثل نیاز به نزدیک شدن به جفت خود دارند و چون دارای شعور و آگاهی میباشند برای این کار مقدماتی مانند آداب و  مراسم ازدواج را برگزار میکنند.

آنها پس از انتخاب جفت در صورتی که به دین و آئینی پایبند باشند طبق همان آئین مراسم عروسی را برگزار میکنند به این معنا که اگر مسلمان باشند صیغه عقد را جاری میکنند ، و اگر مسیحی یا یهودی باشند به کلیسا و عبادتگاه رفته با انجام مراسم مربوط به خود زندگی مشترکشان را آغاز میکنند .

ازدواج انسان با جن بسیار اتفاق افتاده  که غالبا به علت مشکلاتی که دارد زندگی مشترک این دو موجود مدت کوتاهی دارد.

در ازدواج جن با انسان : معاشقه ، صحبتهای عرفی و مراوداتی که بین زن و شوهر وجود دارد به شکلی که در بین انسانها برقرار است وجود ندارد لذا  لذت ها منحصر به لذت جنسی است و این باعث میشود انسان از لحاظ روحی نیز بسیار دچار خستگی و نا بسامانی گردد .

به عنوان مثال دو انسان که از فرهنگهای متفاوت باشند در زندگی  با چالشهایی رو برو هستند که با گذشت زمان و تاثیر فرهنگ هر یک بر دیگری این چالشها بر طرف میشود گاهی هم به علت اختلاف زیاد فرهنگها به جدایی و طلاق کشیده میشود .

 حال تصور کنید دو موجود با ماهیت متفاوت ،هم سطح  تفکرات و تعقلات  چگونه میتوانند یکدیگر را درک کرده و زندگی کنند خوی حیوانی در جنها قوی تر از انسانهاست (البته نه درندگی بلکه حیوانی)

بنا بر این خداوند فرموده ما از جنس خودتان برایتان زوج و زوجه آفریدیم تا با او آرامش پیدا کنید .

حکم ازدواج با اجنه به عهده بزرگان و مراجع تقلید است اما پیامبر اکرم در مورد ازدواج با اجنه نهی فرموده اند (بحار ج 60 ص13)

برگرفته از سايت جن www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 13:14  توسط  محمد  | 

دين و مذهب جن

دین و مذهب جن

اجنه مانند انسانها مکلف هستند . این مسئله در قرآن به صراحت آمده است . آنها کافر ، یهود، مسیحی ، مسلمان و آتش پرست هستند .

جنیان غالبا به دوسته بزرگ از نظر دینی تقسیم میشوند : کافر و دیندار به یکی از ادیان الهی شاید در بین آنها ادیان دیگر وجود داشته باشد اما به قدری کم است که ما در هیچ منبعی آثار آن را ندیده ایم .

در سوره جن آمده : عده ای از جنیان آیات قرآن را شنیده و به اسلام روی میآورند این دلیلی قوی بر مکلف بودن آنها است 

در ترجمه آیه  4 از همین سوره  استاد الهی قمشه ای نوشته است : و البته سفيهان و بى‏خردان ما به خدا دروغ مى‏بستند (كه به او فرزندى مسيح و عزير و فرشتگان را نسبت دادند) و این نیز دلیلی بر دینداری آنها به ادیان دیگر الهی است .

البته از لحاظ عقلی هم واضح است : موجودی مانند انسان مکلف میتواند به ادیانی که انسانها دارند گرایش پیدا کند و قطعا هم همینطور است . اما اینکه چرا آنان بیشتر به ادیان الهی گرایش دارند میتوان چند مورد را بیان کرد :

1.بعضی از ادیان توسط خود بشر ایجاد شده و اثر خرافات است: مثل مدفوع پرستان یا حیوان پرستان که در هند هستند ، اینگونه اعتقادات در جن کمتر راه پیدا میکند چون با وجود پایینتر بودن عقل جن نسبت به انسان آنها از قابلیت تجسم بعضی واقعیتهای متافیزیکی برخورداند (به قسمت قدرت و سرعت جن مراجعه نمایید) یعنی آثار مترتب و حقیقی در بسیاری از مواد را به چشم میبینند بنابر این دلیلی برای پرستش خبائث(مدفوع) و بهائم (مانند گاو) و... برای آنها وجود ندارد.

2.فرمانبرداری از بزرگان خود: که باعث میشود از خطاها و جسارت بر راه اندازی ادیان خرافی پرهیز کنند و این موضوع در بسیاری روایات آمده که بزرگانی از جن به خدمت پیغمبران و اولیاء الهی میرسیدند و از هدایتهای آنها استفاده کرده و به قوم خود انتقال میدادند.

3.طولانی بودن عمر جنیان: این موضوع از مسائل بسیار مهمی است که باعث عدم خطای آنان میشود ما در قسمت طول عمر جن از مدت زمانی زندگی آنها در این دنیا صحبت کرده ایم آنها چون عمرهای طولانی دارند تحریف در ادیان و دستورات بسیار بین آنها کم است چون بعضی از آنها وجود دو یا چند پیغمبر و راهنمای الهی را درک کرده و از محضرشان استفاده نموده اند .

4.تشخیص مسائل روحی و اخلاقی جنیان: جن قدرت تشخیص راست و دروغ و درک کرامات انسانی را دارد ، از سرعت بالا نیز برخوردار است ضمن اینکه حضور او برای خواص بدون ضرر است ، با این قابلیتها میتواند از حضور انسانهای بزرگ استفاده نمایند و حقایق وظیفه خود را به خوبی بداند .

نکته: جنها در حالیکه دسترسی شان به حقایق بیشتر از انسانها است به علت ضعف قوه عاقله بسیاری اوقات به اشتباه میروند این به خطا رفتن دلیل بر عدم دینداری آنها نیست.

با ارزشترین مردم نزد خدا با تقواترین آنها است این حدیث شامل جنیان نیز میشود و دربین جن و انسان مسئله قدرتهایی که خداوند عنایت فرموده در ارزشها لحاظ نمیشود انجام به وظایف با نیت خالص مد نظر است . هر دو موجود مورد آزمایش الهی قرار دارند . حال آنکه امکانات بیشتری دارد باید بار وظایف و تکالیف سنگین تری  را بدوش کشد.

جنیان دارای پیغمبر و راهنمای مستقیم الهی از جنس خودشان نیستند و امور از طریق راهنمای انسانی ( اعم از پیغمبر و امام معصوم) به آنها منتقل میشود .

 ما در سلام به ائمه معصوم بخصوص ساحت مقدس حضرت ولیعصر( ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) میگوئیم السلام علیک یا امام الانس و الجان : انس جمع انسان و جان جمع جن است یعنی سلام بر تو ای پیشوای انسانها و جنیان.

مرحوم طبرسی نقل کرده اند که پیامبری بر خصوص جن مبعوث شده به نام یوسف و اقوال متعددی را در این زمینه میدانند ، اما این مسئله بسیار ضعیف است و ایشان نیز خود به صراحت بر این موضوع تاکید نکرده اند .

از کلام هام نوه ابلیس بر می آید که حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) هم بر ایشان مبعوث بوده اند زیرا او گفته:آنان بر من تورات و انجیل آموختند ، تو هم قرآن یاد بده و من به تو ایمان آوردم. (بحار جلد 18ص 78 و سفینه البحار ج 1 ص 679 )

 

جنیان با تفاوت ادیان مکان زندگیشان را تغییر میدهند و غالبا هر قوم دارای یک دین هستند . در روایتی پیغمبر اسلام (ص) به جنیان کافر دستور به زندگی دور از شهرها زندگی و به دیندارانشان اجازه زندگی در دهات و روستاها نزدیک انسانها را دادند.

آتش پرستان جن در کنار آتشفشانها زندگی میکنند همانطور که در کتاب آقای حسین احمدی آمده قوم کواریون از اجنه در زیر قله دماوند شهری دارند

نکته: ما در قسمتهای دیگر اشاره به چگونگی زندگی و مکان زندگی جنیان کرده ایم ، جن به خاطر لطافت جسمی نیاز به تبعیت از قواعد محسوس انسانی از قبیل محصور بودن در مکانی مثل خانه های انسانها را ندارند حتی این مسئله که یکی از اماکن برای زندگی جنیان بالای سقفهای بیش از 3 متر است از مسلمات اهل تجربه و توصیه های معصومین است پی دلیلی بر رد گفته استاد احمدی درباره مکان زندگی قوم کواریون نیست .



برگرفته از سايت جن www.jen.ir


 


   
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 13:4  توسط  محمد  | 

كليپ جن

این قسمت مربوط به تحلیل کلیپهای منتشر شده در باره جن میباشد

به زدوی بارگزاری خواهد شد


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 12:43  توسط  محمد  | 

بختك

بختک

بختک در افسانه‌ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شبها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد.
برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم‌معنی دانسته اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست.
بختک موجودی نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان مسلط می‌شود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل می‌کند، درین حالت انسان فقط نظاره گر ناتوانی خود است. ترسی بدون دلیل وجود انسان را در بر می‌گیرد و انسان توان کوچک‌ترین واکنشی نسبت به این ترس ندارد .

در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد می‌نشیند و تمام وجود انها را فلج می‌کند. شاید ترس انسان گرفتار این موجود نیز بدلیل این است که حضور انرا بر روی خود احساس می‌کند ولی نمی‌تواند انرا ببیند.

برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان نفوذ می‌کند و بدن را در اختیار می‌گیرد. اصطلاح " بختک روی زندگیش افتاده " نیز ازین جا وارد ادبیات فارسی شده است  .

مشخصات علمی

این پدیده با نام Sleep Paralysis شناخته می‌شود. در هنگام به خواب رفتن و در مرحله REM، بدن به طور طبیعی دچار فلجی موقت می‌شود. بختک زمانی رخ می‌دهد که مغز از وضعیت REM بیرون می آید (بیدار می‌شود) اما فلج موقت بدن همچنان باقی می ماند.

 تفسیر دانشنامه‌ای

حالت اختناق و سنگینی که گاهی در خواب به انسان دست می‌دهد، رؤیای وحشتناک توأم با احساس خفقان و سنگینی بدن که انسان را از خواب می‌پراند.

خفتک، خفتو، برفنجک، درفنجک و فرنجک و فدرنجک و برغفج و برخفج و خفج و فرهانج و کرنجو و سکاچه هم گفته شده به عربی کابوس می‌گویند. «فرهنگ عمید»

بختک موجودی افسانه ئی است که عوام، احساس سنگینی را که گاه اوقات به شخصی که طاقباز خوابیده دست می‌دهد به وسیله او توجیه می‌کنند.

 بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر بینی او را بینداخت، و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینی ئی برای خود ساخت.

فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافته است چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او می‌جهد. اگر در آن حال خفته بیدار شده چنگ در بینی او اندازد فرنجک از بیم آن که بینیش کنده شود گنجی از گنجهای اسکندر را که می‌شناسد رشوت خواهد داد تا دست از بینیش بردارد. بختــک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده می‌ شود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درخت‌ها و در جنگل‌ها و باغ‌ها می‌گردد.

ظاهرأ این اعتقاد از ناآگاهی عوام به گاز کربنیکی که شب‌ها از گیاهان متصاعد می‌شود و کسی را که در جنـگل یا در زیر درخت خفته باشد به خفقان می‌افکند ناشی شده است.

برخی افراد معتقدند, در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت, می توان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند. «کتاب کوچه»

در زبان آلمانی به اين نامها نيز معروف است:

Mahr – Schrätel – Alb – Alf

آلمانی‌ها نیز همانند فارسی زبانان مثلی مترادف دارند:

Es lag mir wie ein Alp auf der Brust

مثل بختک(با سنگینی جثه به روی کسی یا چیزی افتادن)

جستجو در چند فرهنگ و دانشنامه

آقای علی باقری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در کتاب خود موضوع بختک را چنین بیانن میکند ؛
بختک هم از جمله موجودات نامرئی برای انسان است که توسط خداوند آفریده شده . این موجود میتواند بعضی انسانها را مورد حمله و تهاجم قرارداده و از نفس یا روح او تغذیه کرده و به تدریج اورا تضعیف نماید.
معمولا افرادی که دارای نیرو یا افکار منفی و اخلاق ناپسند و زشت هستند ، یا از تاراحتی شدید خانوادگی رنج میبرند (مانند درگیری زن و شوهر یا اختلاف والدین و فرزند) وکسانی که به هر دلیل دچار اختلال روحی و افسردگی شده اند ، بیشتر گرفتار بختک میشوند.
آنها قادرند اندازه بدن خود را کاملا به اندازه بدن افراد کرده  ، تمام جسم او را بپوشانند . سپس با گرفتن مجاری تنفسی و صوتی صدای او را قطع میکنند و اجازه اعتراض یا صدا کردن و فریاد زدن به او نمی دهند آنگاه پس از تحت فشار قرار دادن شدید جسم فرد ، بخشی  از انرژی و نیروی او را می گیرند .
معمولا پس از تهاجم بختک به انسان ، او احساس خستگی و کوفتگی شدید در بدن و عضلات خود مینماید ، به طوری که کبودی و ساهی در آن مشاهده میشود. بختک به افراد در سنین مختلف حمله میکند . حتی می تواند جنین انسان را مورد آزار و حمله قرار دهد .
مجموعا بختک با افراد مثبت و با روحیه قوی و شاد کاری ندارد  بختک معمولا به تناوب حمله میکند . در مراحل اولیه با فواصل طولانی به سوی فرد می آید . اما به تدریج با افسردگی و ناراحتی هر چه بیشتر او ، تعداد حملات بختک نیز بیشتر میشود ، تا آن که کاملا او را به ضعف و اختلال روحی  روانی سوق دهد و سرانجام او را بکشد.
بهترین راه برای از بین بردن بختک و رفع تهاجم او آن است که افراد مورد تهاجم ، افکار منفی، روحیه و اخلاق بد را از خود دور سازند ، غذای مناسب و سالم خورده ، به شاد خواری ، تفریح ، ورزش و رگدش بپردازند . سپس  افرادی که دارای انرژی مثبت هستنداز طریق دادن انرژی به آنان  کمک کنند تا به تدریج این افراد انرژی از دست داده خود را باز یابند.
بختک گیری و جن گیری توسط عارفان قدیم هم شناخته شده بود. بختک معمولا شکل سیال و نامحسوس دارد و تنها از روی فشار و اثر منفی آن روی انسان قابل شناسایی است.

 

نظر سایت جن درباره بختک

سایت جن در این باره نظر خاصی ندارد چون هنوز تیم پژوهشی نتیجه ای اعلام نکرده است و تحقیقات ما در این زمینه منحصر به شنیده های شاهدان عینی میباشد .

اما یکی از مجربین علوم نامحسوس و محققین که در امر پشتیبانی سایت جن همکاری میکنند به نام آقای استاد جعفری تاکید بر این مسئله دارند که بختک خود موجودی است که در خارج وجود دارد و چون انسان از انرژیهای خاص روحی برخوردار است برای کسب انرژی ، در مواقعی روی جسم انسانی که به پشت خوابیده (یعنی پشتش کامل روی زمین باشد) میافتد تا از انرژیهای درونی او استفاده نماید.

ایشان میفرمایند علت اینکه شخص احساس خفگی میکند به خاطر سنگینی جسمی بختک نیست علت احساس خفگی سرعت از دست دادن انرژی است که فرد را دچار این توهم میکند که بختک او را خفه میکند .

خصوصیات ذکر شده توسط جناب استاد جعفری و شاهدان عینی در باره  بختک چنین است :

قد بلند ، بدنی پوشیده از موهای چند سانتی بسیار لطیف و نرم که کل بدن را پوشانده و قرار گرفتن کامل روی جسم انسان.

شیوه  سایت جن در باره پذیرش موضوعاتی این چنین نه انکار است و نه تائید چون در این عالم  موجودات بسیاری وجود دارد که هنوز علم ناقص بشر حتی به شناخت آن دست نیافته است.

 پروردگار دانای بزرگ است


برگرفته از سايت جن

www.jen.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 12:40  توسط  محمد  | 

ال

آل

 آل به معنی خاندان و دودمان است.

 آل یکی از موجودات افسانه‌ای در باور عوام ایران بوده است.

 آل به معنی سرخ‌رنگ است.

در دانشنامه ها آمده : آل یا زائوترسان موجودی  خیالی -افسانه ایست. در گذشته بر این باور بودند که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند آل آمده و به آزار رسانده یا از میان می‌بردش.

در باور عامه، «آل» موجودی خطرناک است، که از فرهنگ ایران قدیم نشأت می گیرد. آل موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان‌های آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینی ای از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می‌شود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را می‌رباید. سپس به سرعت به طرف آب می‌رود و جگر زائو را به آب می‌زند. زائو بلافاصله می‌میرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زده‌اند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اتاق گذاشت. آل از چیزهای فلزی نوک تیز می‌ترسد. فرو کردن سوزن به پارچه‌ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است.

تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اتاق بوده‌اند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اتاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغ‌ها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می‌برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می‌گیرد و با جام چهل کلید روی او آب می‌ریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه‌ای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد.

 

نقل قول و شنیده ها

در مورد این موجود کتاب یا مطلب خاص متقنی وجود ندارد ، متاسفانه فرهنگ لغات و دانشنامه ها نیز موجودات متافیزیکی را غالبا خرافه یا افسانه میدانند ، بسیاری از اوقات نیز ضعیف ترین قولها مثل قول عوام را در مورد ماوراء نقل میکنند  اما آنچه که از بعضی مجربین مسائل ماورایی و شاهدان عینی سوال شده. اتفاق نظر در مورد  چند خصوصیت آل  دارند :

1-  قالبا آل به شکل زنان دیده میشود  گیسوی بسیار بلند و سفید و دندانهای نیش بزرگ(تا حدی که از قسمت فک پایین تر آمده) ، فک پهن ، قد نسبتا کوتاه و حالت خمیده و جسم سفید از خصوصیات آل است

2-   برای نوزادان خطر ناک است بنا بر همین گفته شده نوزادان را در مناطق طبیعی مثل روستاها در خانه تنها نگذارند چون یکی از بهترین غذاهای آل را جسم مرده نوزاد حیوانات بخصوص نوزاد انسان تشکیل میدهد

3-     مکان زندگی آل بیشتر در طبیعت است و از نظر عقلی از اجنه بسیار پایین تر از حیوانات بالاتر است

4-  امکان ارتباط بر قرار کردن او با انسان بسیار کم است چون از نظر قدرت از انسان ضعیف تر و به همین خاطر گریزان از آدم هاست

5- در مورد چگونگی زاد و ولد و دیگر خصوصیات رفتاری آل ما اطلاعاتی را به دست نیاورده ایم  اما آنچه گفته شده اینکه مرتبه وجودی آنها پایین تر از جن میباشد به این معنا که به حیوان نزدیک ترند تا جن

 

گفته شده بهتر است درمورد تنها نبودن نوزاد قرآنی را دربالای سر نوزاد بگذارند بخصوص آویختن آیه الکرسی یا  ان یکاد به لباس نوزاد در این موارد توصیه شده

نظر سایت جن درباره آل

ما در باره چنین موجودی منبعی علمی یا روایی نیافتیم لذا نظر خاصی در حال حاضر در این باره نداریم. تعدد موجودات نامحسوس باعث میشود انکار موضوع دشوار گردد . خداوند دانای به امور است

لازم به ذکر است این مطالب به این خاطر پیگیری و از چندین نفر از اهل مسائل ماورایی سوال شده ، که در نظر مردم آل را با جن یکی میدانند البته در قسمتهای قبلی هم گفتیم شاید در مورد خیلی از چیزها مطلبی نوشته یا گفته نشده در صورتی که وجود دارد و این خود بر اساس تجربه های ماورائی پدید می آید تنها چیزی که مهم است بدانیم اینکه در ماوراء این طبیعت موجودات بسیاری هستند که ما تصوری از آنها نداریم. بحث درباره این موجودات و شناخت آنها ، فقط برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی است . البته امروزه به علت شهر نشینی و فاصله انسان با طبیعت بسیار کم اتفاق میافتد چنین موجوداتی با اسنانها در تماس باشند.


برگرفته از سايت جن

www.jen.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 12:33  توسط  محمد  | 

انواع جن

انواع  جن

تقسیم بندی اجنه به نوع شاید تقسیم بندی منطقی به نظر نرسد زیرا نوع آنها همان جن است اما چون اختلاف در شکل و شمایل ، مرام ، طریقه زندگی و نیروهای آنها بسیار متفاوت است ما از لفظ عامیانه انواع استفاده منمائیم

جن از ابعاد مختلف شامل تقسم بندی مختلف است

·         تقسیم بر اساس ماهیت : آتش ، هوا ، دود       (در همین قسمت صحبت میشود)

·         تقسیم بندی از لحاظ مکان زندگی                   (مراجعه شود به قسمت مکان زندگی)

·         تقسیم بندی بر اساس دین و آئین                   (مراجعه شود به قسمت دین و مذهب )

·         تقسیم بر اساس طوایف و مرام                       (در همین قسمت صحبت میشود)

 

 

البته با توجه به تحقیقات و تکمیل مطالب امکان جابجایی ، ادغام و اضافه شدن تقسیم بندی ها وجود دارد.

 

تقسیم بر اساس ماهیت......................................................................

 

جن ها از لحاظ ماهیت یا بهتر بگوییم غالب بودن خواص به سه دسته تقسیم میشوند:

جنهایی که به رنگ تیره رویت میشوند که در آنها دود آتش بر دیگر مواد غالب است : که سرعت آنها به نسبت انواع دیگر متوسط است .

جنهایی که سرخ رنگ هستند و در آنها شعله و رخشندگی غالب بر مواد دیگر است : آنها دارای قدرت خاصی هستند و ارتباط با آنها باعث عوارض و بیماریهای بیشتری در انسانها میشود از جمله کم سو شدن سریع چشم به عنوان مثال ع.احمدی از اساتید علوم غریبه که در امور سایت ما را یاری میکنند درباره ارتباط با این نوع اجنه میگویند به علت مداوت زیاد به این کار در حال حاضر نمیتوانند عقربه های ساعت را که در فاصله یک متری شان قرار دارد تشخیص دهند ایشان میگویند هر گاه میخواهم به اطراف نگاه کنم حرارت ، گوشه  چشمانم را اذیت میکند.

جنهایی که به رنگ سفید و گاهی شفاف دیده میشوند در آنها هوا و حرارت (انرژی حاصل از آتش )غلبه دارد ، از لحاظ قدرت بسیار قوی و دارای قابلیتهای بالایی هستند و تسخیر آنها حتی توسط مجربین اهل احضار بسیار خطرناک و پرضرر است به گفته اساتید گاهی پس از گذراندن ریاضتهای طاقت فرسا برای تسخیر این نوع از جن ، انسان در هنگام رویت ابتدا دچار احساس راحتی شده و حالت سرخوش به او دست میدهد و پس از دقایقی با جاری شدن خون از بینی ، احساس خواب آلودگی کامل کرده و از هوش میرود و با تجدید ملاقات ، اختلالات مغزی بر او عارض میشود گاهی اوقات در ابتدای امر شخص به علت سکته مغزی یا ایست قلبی جان خود را از دست میدهد.

 

تقسیم بر اساس طوایف و رفتارها ...............................................................

 

همانطور که انسانها دارای طوایف گوناگون و قبایل بیشمار هستند، اجنه ، به علت جمعیت زیادشان به نسبت انسانها دارای طوایف بسیار میباشند که قابل شماره نیست .

ما در اینجا قسمتی از تحقیقاتی که در کتب مختلف انجام گرفته بیان میکنیم:

((شیرین یربوع))نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن زیاد بسر می برند.

این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ، با او به بازی می پردازد ، همانطوری که گربه با موش بازی می کند و بتدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو است ، مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او     می پردازد .

((شیرین یربوع)) تا مدت زمان طولانی با ((سعلات)) همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ، سعلات برقی را دید و قصد آن کرد و رفت.فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده بودند ، بنی سعلات می گویند.نوعی دیگر از جن وجود دارد که بنام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن بسر می برد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده است.

 اگر این جن به کسی دست یابد ، با او مجامعت می کند و اهالی آن سرزمین ها این جن را می شناسند. این جن چنانچه به  هر کس تجاوز کند به او زحمت می دهد تا حدی که ممکن است موجب هلاک وی شود زیرا قضیب او مانند سر گاو است.

 مردم وقتی که او را می بینند از خود بی خود می شوند .اما گاها نیز ممکن است که مردی شجاع با این نوع از جن برخورد کند که در این موقع جن قصد او  نمی کند. به عبارت دیگر جرأت جسارت به او را ندارد!نوعی دیگر از جن بنام الغدار وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد ، هلاکش می کند.

گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک نمود. از انواع دیگر جنها که از او نام می بریم ، جنیست که (( وشق )) نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که نسناس از این نوع جن به وجود آمده است.

نسناس طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر ، در زمین میزیستند و سپس منقرض شدند.گفته می شود که دانشمندان بقایای جسد   نسناس هایی را از زیر خاک به دست آورده اند.

 اگر وشق ، کسی را دربیابانها و جنگلها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند،به شخص حمله ور می گردد.در یکی از سفرها ، علقمة بن سفیان ، وشق را دید. هر دو به جانب همدیگر حمله ور شدند و علقمة ضربتی با شمشیر بر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمة ، ضربتی بر علقمة وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.

 علاوه بر جن های نام برده در فوق از جنی بنام « منها » یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب از خود بروز می دهد تا پرهیزگاران و عابدان چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند و آنچه از آنها صادر می شود واقعا" از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار عجب و غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.

حکایتی را در این باب جهت روشن شدن موضوع ذکر می کنیم:

 می گویند که یکی از زاهدان صومعه ای داشت و مهمانی نزد آن زاهد آمد.مهمان می دید که هر شب هنگام افطار نزد زاهد ، چراغ و چراغدان و سفره ای حاضر می شود. مهمان متعجب می شد لذا از زاهد پرسید که این وسایل از کجا می آیند؟ زاهد در جواب دادن به مهمان روی گردانید. مهمان در سئوال خود اصرار ورزید. زاهد گفت: مدتی است که هر شب چنین می شود تا من گمان کنم که اینها از کرامات من است اما من در همان وهله ی اول دانستم که او شیطان است.به محض اینکه سخن زاهد به اینجا رسید ، فورا" چراغ خاموش شد .  جناب آقای پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن

البته طوایفی دیگر از جنیان بصورت مفصل در قسمت تخصصی توضیح داده شده است


برگرفته از سايت جن

www.jen.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 12:29  توسط  محمد  |