خلسه روحی یک جن گیر
فیلم روایت مرگ نازلی از زبان یک جن گیر عاشق، بی شک از آن دسته فیلم هایی است که حداقل نیمی از موفقیت خود را مدیون فیلمنامه آن است. دیدن این فیلم دو غافلگیری را توأمان در بر دارد: نخست غافلگیری حاصل از کشف شخصیت یک انتقام جوی ناتوان در پس چهره یک دعانویس بریده از دنیا و دوم غافلگیری حاصل از فهم این که آن چه دیدیم نه یک مستند، که سراسر فیلمی ساختگی بود. دست یافتن به هر دوی این غافلگیریها، جز با داشتن فیلمنامه ای کامل میسر به نظر نمی رسد.

در جهان امروز دو ایدئولوژی تعیین کننده ی روش زندگی هستند : یکی تئوئیسم (Theism) و دیگری مکتب اومانیسم (Humanism)
ایران اسلامی به عنوان قطب مکتب خداگرا و در سوی دیگر آمریکا به عنوان قطب اومانیسم، دو جبهه رو به روی هم هستند. یک جامعهی اومانیستی به جامعهای گفته می شود که در آن انسان گرایی به عنوان یک اصل جایگزین خدا محوری(تئوئیسم) قرار گرفته است .
سینمای هالیوود همواره به عنوان اشاعه دهنده ی تفکر اومانیتسی در جهان ، به ساخت اثری در جهت القا و معرفی این ایدئولوژی پرداخته است . یکی از تولیدات مطرح در این زمینه که با نشان دادن روحیه ی اومانیستی اقدام به تبلیغ این مکتب می کند سریال سوپر نچرال (Super natural) است .

رولینگ هر منظوری را که خواسته در این داستان قرار دهد، با مهارت تمام به نحوی قرار داده که یک کار صرفا اهانت آمیز نباشد
در ابتدا:
نکتهى دیگرى هم که من باید عرض کنم، این است که برجستگىهاى یک جامعه در این زمینههاى ذهنى و فکرى و علمى باید در خدمت تعالى انسان قرار بگیرد. امروز در دنیا اینجور نیست؛ امروز در دنیا نه علم در خدمت تعالى انسان است، نه هنر و نه بقیهى چیزها. خب، یک نمونهى هنر، سینماست. قلهى سینماى دنیا، هالیوود است. این دستگاههاى هنرى دنیا چقدر به اخلاق بشرى، به معنویت انسان، به امیدبخشى به انسان کمک میکنند؟ عکس قضیه است؛ نمیشود گفت صفر، مبالغى زیر صفر! یعنى بنیانهاى اخلاقى را، بنیانهاى فکرى را، تعالى بشرى را تخریب میکنند. امروز در دنیا، هنر در خدمت تعالى انسان نیست؛ علم هم همین جور. علم در خدمت سرمایهدارى است، در خدمت ثروتاندوزان است.
دیدار رهبر حکیم با نخبگان استان کرمانشاه ۲۶/۷/۹۰
–من یکی از خوانندگان مجموعه کتاب های هری پاتر و بینندگان فیلم های هری پاتر هستم. مدتی پیش که تازه کتابهای هری پاتر را به پایان رساندم، به بخوردم، که تقدیم خوانندگان جست و جوگر می کنم .شایسته است پیش از هر چیز به خلاصه ی داستان توجه فرمایید:

هنگامی در سال ۱۹۶۹ فیلم “بچه رزماری” رومن پولانسکی برپرده سینماها رفت ، در واقع به نوعی نیمه پنهان ماه نمایان شد!
یعنی در حالی که تا آن تاریخ کسی از شیطان پرستی و شیطان پرستان و فرقه منسوب به آنها خبری نداشت ، ناگهان جامعه آمریکا و هالیوود با پدیده ای تکان دهنده مواجه شدند که مثل موجود سری فیلم های “بیگانه” درون آنها رشد کرده و بزرگ شده بود و حالا با شکل و شمایلی کریه ، خود را نشان داده و از درون آن جامعه بیرون می زد. هالیوودی که تا آن روز به حضور اخلاقیات و نمادهای مذهبی در آثارش تظاهر می کرد و به عنوان ویترین جامعه دینی آمریکا، خود را در مقابل سینمای ضد اخلاقی اروپا ، حافظ معنویت و کرامت انسانی می دانست و اینک در برابر یک پرده دری ضد دینی قرار گرفته بود. سینمایی که تا آن روز ، جان فوردش به قرار دادن سمبل های کاتولیسم در فیلم های وسترن معروف بود و آلفرد هیچکاک در فیلم “اعتراف می کنم” ، مقام کشیش را تا آنجا بالا می برد که حتی در آستانه محکومیت جنایی هم حاضر نیست اسرار قاتلی که نزدش اعتراف کرده را برملا سازد و هنری کینگ درباره قدیسه ای به نام برنادت فیلم می ساخت و بزرگانش مانند دیوید وارک گریفیث و هنری کاستر و ویلیام وایلر و نیکلاس ری و حتی امروز مارتین اسکورسیزی و مل گیبسون ، بخش هایی از زندگی عیسی مسیح ، را جلوی دوربین می بردند.
اين نقد رو يكي از دوستان با نام كيان در قسمت نظرات گذاشته بود
شرح و نقد فیلم کنستانتین در ادامه مطلب ...
کنستانتین داستان مردی است که حرفه اصلی اش احضار ارواح، جن شناسی و جن گیری است و با اتکا به نیروی خود سعی دارد دنیا را از دست پسر انسان نجات دهد ...
کارگردان : فرانسیس لورنس
محصول : 2005 آمریکا
این قسمت مربوط به تحلیل کلیپهای منتشر شده در باره جن میباشد
به زدوی بارگزاری خواهد شد