X
تبلیغات
جن علوم غریبه دعا - اهمیت عدد چهل در روایات و قران
اولین وبگاه تخصصی جن , علوم غريبه , متافیزیک , ادعیه
سخنرانی حجة الاسلام والمسلمین محسن قرائتی اینجا گوش کنید

(تاریخ پخش: 23/07/66)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در آستانه اربعین هستیم. كلمه اربعین به معنی چهل است و من امروز میخواهم دربارهی اربعین و چهل صحبت كنم. پارسال و پیارسال هم به مناسبت اربعین صحبت‎هایی كردم ولی امسال به یك حدیث‎هایی رسیدم كه بحث خیلی تكمیل شده است. حدوداً تا الان كه میآمدم به حدیثهایی برخوردم و دیدم که در بیشتر اینها كلمه چهل است، البته گفتن بعضیهایش خیلی ضرورت ندارد، چون پیام ندارد. اما بعضی از چیزهایی كه پیام دارد و شنیدنش برای ما هم مفید است، میخواهم بگویم. در مسائل عبادی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی، تربیتی، در همه این مسائل عدد چهل هست. در مسائل متفرقه هم است. آیات، حدیث‎ها و روایاتی كه درباره مسئله چهل نظر دارد را بررسی میكنیم. اما در مسائل عبادی بگویم.

زنی هم كه شوهرش را اذیت كند و یا شوهری كه زنش را اذیت كند، اگر هر یك از زن و شوهر همدیگر را اذیت كنند، عبادت هیچ كدام از زن و مرد قبول نمیشود. یعنی آزار به زن و آزار به شوهر نتیجه‌اش همان نتیجه شراب خوردن است

پیغمبر به امیرالمنین فرمود: «یَا عَلِیُّ شَارِبُ الْخَمْرِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَلَاتَهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً»؛ (من ‏لا یحضره ‏الفقیه، ج‏4، ص‏352)؛ كسی كه اهل مشروبات الكلی باشد، اگر نمازخوان باشد خدا نمازش را تا چهل روز قبول نمیكند. اگر هم نماز نمیخواند كه برایش بدتر است. به یك عالمی گفتند: فلانی ساعت دو نصف شب دزدی كرده است. گفت: دو بعد از نصف شب دزدی كرده است؟ گفتند: بله. گفت: پس نماز شبش را چه كسی میخواند؟ گفتند: بابا دزد كه نماز شب نمیخواند. حالا ما آدمهایی داریم كه هم شراب میخورند و هم نماز میخوانند. یك كسی به كسی سفارش میكرد، میگفت: عرق میخوری بخور. قمار بازی می‎کنی، بکن. دزدی میكنی بكن. فحش میدهی بده. چاقو میكشی بكش اما مسلمان باش. گفت كه دیگر كجای این مسلمانی است؟ بالاخره ما آدمهایی داریم كه مسلمان هستند و اهل عرق هم هستند. اگر كسی چنین باشد عبادتش تا چهل روز قبول نمیشود. این برای عرق خوردن بود.

زنی هم كه شوهرش را اذیت كند و یا شوهری كه زنش را اذیت كند، اگر هر یك از زن و شوهر همدیگر را اذیت كنند، عبادت هیچ كدام از زن و مرد قبول نمیشود. یعنی آزار به زن و آزار به شوهر نتیجه‌اش همان نتیجه شراب خوردن است. پس آدم‎هایی داریم كه حزب اللهی هستند و عرق نمیخورد اما زنش را در خانه میسوزاند. نتیجهی این با آدم شرابخوار یكی است. مواظب باشید. ببینید آدم گاهی آتش میگیرد. بالاخره گرانی هست و چیزی هم نیست. مشكلات زیاد است. آدم عصبانی میشود. اگر عصبانی شدید عذرخواهی كنید. نگویید مرد نباید از خانمش عذر خواهی كند. مرد باید از خانمش عذرخواهی كند. مرد باید از بچه‌اش هم عذر خواهی كند.

امام صادق فرمود: «مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ دَعَا اسْتُجِیبَ لَهُ» (كافى، ج‏2، ص‏509) «مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِینَ» باز در اینجا كلمه اربعین است. تا چهل روز نمازش قبول نیست. آدمی كه شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نیست. اگر كسی میخواهد دعا كند اول به چهل مومن دعا كند. خداوند چون این خصلت را از او میبیند كه این سوز دارد، میگوید: ملائكه این كه دلش میسوزد و به چهل مومن دعا میكند، دعای خودش هم مستجاب شود. منتهی به شرط این كه از روی سوز به چهل مومن دعا كنیم. نه این كه برای چهل و یكمی، آن چهل نفر را دعا كنیم. آخر گاهی وقتها آدم در یك گروهی میخواهد یك نفر را ببوسد ولی میترسد که برایش حرف در بیاورند. این دو نفر را میبوسد، ولی نیتش آن آخری است. اینطور نباشد. واقعاً از روی علاقه باشد. گاهی آدم در صف نانوایی میرود و علاقه به نظم دارد. گاهی نه با تمام وجودش میخواهد در برود، ولی میترسد خارج از نوبت به او فحش بدهند. برای همین از ترس در صف میرود. فرق بین كسی كه به نظم علاقه دارد با کسی که از روی ترس در صف میرود چیست؟ هر دو در صف میروند اما این كجا و آن كجا. اگر كسی به چهل نفر از روی عشق و محبت دعا كند، به خاطر این خصلت و روحیه‌اش خدا دعای او را مستجاب میكند.

همه كارهایش برای خدا باشد، یعنی وقتی سر كار میرود، بگویند: آقا كجا كار میكنی؟ بنده كارمند راه آهن هستم. مثل شما الان كارمند راه آهن هستم. خوب چرا سر كار میآیی؟ یك وقت میگویی: بابا ما خرجی نداریم. یك وقت میگویی: بابا زن و بچه مسئولیت دارد و من واجب است خرجی زن و بچهام را بدهم. به خاطر انجام این واجب کار می کنم. سراغ نماز میآیم و نماز میخوانم. خوب نماز كه میخوانم با مسواك زدن ثواب یك ركعت آن هفتاد ركعت میشود. با گلاب بروم نماز بخوانم، میخواهم با خدا كه حرف میزنم بوی عطر از من بیاید. یك وقت میگوید: من از گلاب خوشم میآید. یك وقت میگوید: خدا راضی است و من خوشم میآید، فرق میكند. یك محصل برای نمره درس میخواند، یك محصل برای درس، درس میخواند. یك دانشجو دانشگاه میرود برای نمره گرفتن و به مدرك رسیدن و به زندگی رسیدن و لذا ببیند كه در آلمان و فرانسه زندگیش بهتر است، فوراً در میرود. چون از اول كه به دانشگاه رفته است میخواسته در حال رفاه باشد.

«مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِینَ» خدا به حضرت موسی فرمود: 30 روز دعا كن ولی دید 30 روز كم بود. قرآن میگوید: «وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ» (اعراف/142) مناجات حضرت موسی چهل شب بود. پیغمبر فرمود: «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَجَّرَ اللّهُ یَنَابِیعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» (عدة الداعی، ص‏232)؛ اگر كسی چهل روز سعی كند برای خیر خدا كار كند هر كاری میكند برای خدا باشد، هر كس چهل شبانه روز فقط برای خدا كار كند خداوند یك حالت و بینشی به او میدهد كه میفهمد حق با كیست. باطل كیست؟ دنیا چیست؟ عیب‎ها چیست؟ دواها چیست؟ آن وقت یك آدم حكیم و پختهای میشود و حكمت او بر زبانش جاری میشود، یعنی اگر عوام هم باشد اگر درس نخوانده هم باشد. اگر چهل روز سعی كند همه كارهایش برای خدا باشد بعد از چهل روز حرف‎هایی كه میزند حرف‎های پختهای میزند. حكیم غیر دانشمند است. گاهی باسواد است و حرف‎هایش خام است، گاهی بیسواد است و حرف‎هایش پخته است. بیسواد است ولی حرف‎هایش پخته است.

همه كارهایش برای خدا باشد، یعنی وقتی سر كار میرود، بگویند: آقا كجا كار میكنی؟ بنده كارمند راه آهن هستم. مثل شما الان كارمند راه آهن هستم. خوب چرا سر كار میآیی؟ یك وقت میگویی: بابا ما خرجی نداریم. یك وقت میگویی: بابا زن و بچه مسئولیت دارد و من واجب است خرجی زن و بچهام را بدهم. به خاطر انجام این واجب کار می کنم. سراغ نماز میآیم و نماز میخوانم. خوب نماز كه میخوانم با مسواك زدن ثواب یك ركعت آن هفتاد ركعت میشود. با گلاب بروم نماز بخوانم، میخواهم با خدا كه حرف میزنم بوی عطر از من بیاید. یك وقت میگوید: من از گلاب خوشم میآید. یك وقت میگوید: خدا راضی است و من خوشم میآید، فرق میكند. یك محصل برای نمره درس میخواند، یك محصل برای درس، درس میخواند. یك دانشجو دانشگاه میرود برای نمره گرفتن و به مدرك رسیدن و به زندگی رسیدن و لذا ببیند كه در آلمان و فرانسه زندگیش بهتر است، فوراً در میرود. چون از اول كه به دانشگاه رفته است میخواسته در حال رفاه باشد. هر جا ببیند رفاهش بیشتر است به آنجا میرود، یك كسی به رفاه كار ندارد، به این كار دارد كه میخواهد یك مشكلی از مملكت باز كند، بنابراین به او هر چه هم چراغ سبز نشان دهند، خویش و قوم‎هایش هم هر چه نامه به او بنویسند، نمیرود. این بسیار فرق میكند.

اگر كسی برای خدا تا چهل روز كارهایش را انجام دهد این را خدا فرموده است ما او را حكیم میكنیم. یعنی اگر هیچ هم سواد ندارد حرف‎هایی كه میزند بسیار پخته است، یك بینشی دارد

اگر كسی برای خدا تا چهل روز كارهایش را انجام دهد این را خدا فرموده است ما او را حكیم میكنیم. یعنی اگر هیچ هم سواد ندارد حرف‎هایی كه میزند بسیار پخته است، یك بینشی دارد. یكی از دوستان میگفت: در ماشین نشسته بودم یك شعر خواندم، گفتم:

الهی جسم و جانم خسته گشته                                  در رحمت به رویم بسته گشته

یك عوامی نشسته بود و هیچی هم سواد نداشت. گفت: آقا جسم و جانت خسته گشته است خب برو دو ساعت بخواب. درِ رحمت خدا هم به روی هیچ كس بسته نگشته است. ایشان میگفت: ما مدیر كل بودیم و او هم یك آدم بیسواد است. میگفت: آنقدر من خجالت كشیدم. بله گاهی وقت‎ها عوام هستند اما یك حرفی كه میزند که یك حرف پختهای است.

در یك باغی و در یك شهری رفتیم. به صاحب باغ گفتم: این همه درخت هیچ كدام میوه نمیدهد؟ گفت: این همه آدم هستیم و اینجا میخوابیم، یكی از ما نماز شب نمیخواند، خوب این به آن در. من یك وقت داشتم میرفتم در ماشین در جاده، سگی به ماشین حمله كرد، یك مقدار كه رفتیم، دیگر سگ از منطقه خود دور شد، چون هر سگی یك منطقهای دارد. فقط تا یك منطقهای میآید که در دست اوست. بعد یكی از دوستان گفت: ببینید این سگ منطقهای كه برای خودش بود حفظ كرد، تو آن منطقهای كه داری حفظ میكنی به مسئولیتت عمل میكنی؟ نكند که ما از حیوان پستتر باشیم. چون مار سالی ده نفر را میگزد زبان ما روزی 10نفر را میگزد. الآن اگر به دادگاه تلفن كنید هیچ كدام از گرگهای عالم در آنجا پرونده ندارند ولی ببینید كه ما آدمها چه قدر در آنجا پرونده داریم. بنابراین اگر كسی خالص كار كند خداوند او را حكیم قرار میدهد.

دیگر چه داریم كه عدد چهل در آن باشد. اگر كسی «اذا مات المومن مخضر جنازته اربعین رجل»؛ اگر یك مومنی از دنیا رفت و چهل نفر گفتند: خدایا ما بدی از او ندیدیم، خدا میگوید: من كه میدانم این چه كاره بود كه مُرد، اما حالا كه شما چهل مسلمان میگویید: ایشان آدم خوبی است، من به احترام گواهی شما از آنچه میدانم میگذرم. شهادت چهل مومن بر جنازه، این بسیار عجیب است و اگر كسی هم در تشییع جنازه اطراف جنازه را بگیرد، تشییع كند و جنازه را روی دوشش بگیرد خدا چهل گناه كبیره او را میبخشد. در كارهای عبادی اینها چهل بود. تشییع جنازه عبادت است. نماز عبادت است. مناجات موسی عبادت است. اخلاص برای خدا عبادت است.

یك وقت داشتم میرفتم در ماشین در جاده، سگی به ماشین حمله كرد، یك مقدار كه رفتیم، دیگر سگ از منطقه خود دور شد، چون هر سگی یك منطقهای دارد. فقط تا یك منطقهای میآید که در دست اوست. بعد یكی از دوستان گفت: ببینید این سگ منطقهای كه برای خودش بود حفظ كرد، تو آن منطقهای كه داری حفظ میكنی به مسئولیتت عمل میكنی؟ نكند که ما از حیوان پستتر باشیم. چون مار سالی ده نفر را میگزد زبان ما روزی 10نفر را میگزد. الآن اگر به دادگاه تلفن كنید هیچ كدام از گرگهای عالم در آنجا پرونده ندارند ولی ببینید كه ما آدمها چه قدر در آنجا پرونده داریم. بنابراین اگر كسی خالص كار كند خداوند او را حكیم قرار میدهد.

عدد چهل در مسائل عبادی را گفتم و اما در مسائل نظامی یك حدیث برایتان بخوانم. پیغمبر فرمود: (این برای بسیجیها، ارتشیها، كسانی كه رزمنده هستند و برای هر نیرویی خوب است) «إِنَّ صَبْرَ الْمُسْلِمِ فِی بَعْضِ مَوَاطِنِ الْجِهَادِ یَوْماً وَاحِداً خَیْرٌ لَهُ مِنْ عِبَادَةِ أَرْبَعِینَ سَنَةً» (عوالی‏اللآلی، ج‏1، ص‏282). اگر یك نفر در یك روز در جبهه باشد، ارزشش از چهل سال عبادت بیشتر است. یعنی یك مسلمان در بعضی مناطق جهاد مقاومت كند. مسلمان در جبهه جا دارد، اگر یك شبانه روز در بعضی از جاهای جنگ، در بعضی از قسمت‎های جبهه باشی ارزشش از چهل سال عبادت بیشتر است. این هم برای ارزش جبهه بود. امام سجاد فرمود: یك كسی كه به جبهه میرود، خدا چهل هزار فرشته را مأمور میكند، كه از این رزمنده كه میرود جبهه بدرقه كنید. این هم عدد چهل در جبهه و حدیث هم داریم كه امام فرمود: وقتی امام زمان (عج) ظهور میكند، یاران امام زمان چنان قدرت رزمیشان زیاد میشود كه یك نفر مسلمان از یاران امام زمان، به اندازهی چهل نفر زور دارد. پس در مسائل رزمی هم چهل بود. یك روز در جبهه بودن ثواب «أَرْبَعِینَ سَنَةً» چهل سال عبادت دارد و كسی كه به جبهه میرود چهل هزار فرشته او را بدرقه میكنند و حضرت مهدی كه میآید رزمندههایش چنان قوی هستند كه یكی از آنها به اندازهی چهل نفر زور دارد. این هم چهل در مسائل نظامی بود.

واقعاً همینطور است. شما حساب كن سخنرانی كسی مثل امام که این پیام برائت را داد، چقدر اثر دارد؟ یك روز سخنرانی امام به كل عمر همه ما میارزد. علی اصغر شش ماهش بود اما این شش ماهه به ششصد سال عمر ما میارزد، چون سند بنی‎امیه را خون علی اصغر امضاء کرد ... چون اگر علی اصغر در كربلا نبود فایدهاش اینقدر نبود. میگفتند: بابا سر حكومت دعوا كردند، حالا یكی هم آن یكی را كشت. میگفت: حالا فرض میكنیم، اینطور كه تو میگویی بود، علی اصغر چه گناهی داشت. این علی اصغر آخرین چیزی است كه این بنی امیه را در بن بست قرار میدهد، كه میگوید: این دیگر چه گناهی كرده بود. گاهی یك كسی كوچك است ولی نقش بزرگی دارد.

عدد چهل را در مسائل اقتصادی را بگویم. در مسائل اقتصادی امام صادق فرمود: «الْحُكْرَةُ فِی الْخِصْبِ أَرْبَعُونَ یَوْماً وَ فِی الشِّدَّةِ وَ الْبَلَاءِ ثَلَاثَةُ أَیَّامٍ فَمَا زَادَ عَلَى الْأَرْبَعِینَ یَوْماً فِی الْخِصْبِ فَصَاحِبُهُ مَلْعُونٌ وَ مَا زَادَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْعُسْرَةِ فَصَاحِبُهُ مَلْعُونٌ» (كافى، ج‏5، ص‏165)؛ اگر وضع مردم خوب باشد یك كسی چهل روز چیزی را انبار كند، محتكر است. آخر میگویند: اگر چند روز آدم انبار كند محتكر است. اگر سه روز نبود احتكار كرد، روز چهارم محتكر است. یك وقت یك چیزی نیست، اگر سه روز آن چیز نباشد و آن را انبار كند محتكر است و اگر یك چیزی چهل روز هست. خوب حالا اگر محتكر باشد چه؟ حدیث داریم پیغمبر فرمود: اگر كسی دزد باشد خدا بیشتر دوستش دارد تا محتكر باشد. چون دزد از پولداران میدزدد، محتكر از گدا میدزدد. فرض كنید محتكر از فقرا صابون میخواهد، تاید میخواهد او روغن نباتی میخواهد، اینهایی كه میخواهند همه مثل خود شما از یك طبقه هستند. محتكر از طبقه محروم بر میدارد. دزد از پولدار میدزدد. قالی ابریشمی، طلا، سكه و ... می‎دزدد. پیغمبر فرمود: «وَ لَأَنْ یَلْقَى اللَّهَ الْعَبْدُ سَارِقاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ یَلْقَاهُ قَدِ احْتَكَرَ طَعَاماً أَرْبَعِینَ یَوْماً» (من‏ لایحضره ‏الفقیه، ج‏3، ص‏158) اگر خدا با یك نفر سارق برخورد كند «أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ یَلْقَاهُ قَدِ احْتَكَرَ طَعَاماً أَرْبَعِینَ یَوْماً» او را بیشتر دوست می‎دارد تا کسی که احتکار کند. حالا اگر كسی احتكار كرد، گران شد بعد فروخت پولش را در راه خدا داد. امام میفرماید: اگر كسی جنسی را انبار كند كه گران شود، بعد گران شد و فروخت و پولش را در راه جبهه داد، مثلاً باز هم گناه احتكارش را با این پول خرج كردن حل نمیكند. احتكار در زمان عادی در شرایط معمولی چهل روز است، ولی احتكار در شرایط داغ و حاد سه روز است. دزد از محتكر بهتر است. این هم یك حدیث است. حدیث دیگر این كه اگر محتكر گران بفروشد و پولش را در راه خدا دهد، آن ثواب چاله آن گناه را پر نمیكند. حدیث‎ها از کتاب وسایل جلد 12 و سفینة البحار، جلد 1 بود. این یك حدیث برای مسائل اقتصادی بود.

اینقدر امشب به مناسبت این كه در آستانه اربعین هستیم، در این خط رفتیم. اما چهل در مسائل سیاسی را بگویم. پیغمبر فرمود: «یَوْمٌ وَاحِدٌ مِنْ سُلْطَانٍ عَادِلٍ خَیْرٌ مِنْ مَطَرٍ أَرْبَعِینَ یَوْماً» (مستدرك ‏الوسائل، ج‏18، ص‏9). یك روز یك آدمی كه رهبر و عادل باشد، نفع یك روز رهبر عادل از چهل روز بارندگی بیشتر است. واقعاً همینطور است. شما حساب كن سخنرانی كسی مثل امام که این پیام برائت را داد، چقدر اثر دارد؟ یك روز سخنرانی امام به كل عمر همه ما میارزد. علی اصغر شش ماهش بود اما این شش ماهه به ششصد سال عمر ما میارزد، چون سند بنی‎امیه را خون علی اصغر امضاء کرد ... چون اگر علی اصغر در كربلا نبود فایدهاش اینقدر نبود. میگفتند: بابا سر حكومت دعوا كردند، حالا یكی هم آن یكی را كشت. میگفت: حالا فرض میكنیم، اینطور كه تو میگویی بود، علی اصغر چه گناهی داشت. این علی اصغر آخرین چیزی است كه این بنی امیه را در بن بست قرار میدهد، كه میگوید: این دیگر چه گناهی كرده بود. گاهی یك كسی كوچك است ولی نقش بزرگی دارد.

یك سخنرانی بود كه وقتی من گوش دادم كلی پای رادیو گریه كردم. گفتم: خدایا این یك سخنرانی یك ساعته، به عمری سخنرانی ما میارزد. چون حدیث داریم «إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ» (كافى، ج‏5، ص‏59)؛ یعنی بهترین جهاد این است كه آدم پهلوی آدم‎های فاسد قرص حرف بزند. «كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ». «یَوْمٌ وَاحِدٌ مِنْ سُلْطَانٍ عَادِلٍ خَیْرٌ مِنْ مَطَرٍ أَرْبَعِینَ یَوْماً» از مطر بهتر است. مطر به معنی باران است. «أَرْبَعِینَ یَوْماً». این هم برای یك رهبر عادل و ما باید افتخار كنیم كه چنین رهبر عادلی داریم. البته من ضامن نیستم در مسئولین مملكت و هر كه وزیر است، وكیل است، معاون است، مدیر كل است، همه را نمیدانم اما این را میدانم و اجازه دهید كه بگویم، من از یكی از شخصیت‎های درجه یك كه حالا نمیتوانم اسمش را ببرم، ایشان گفت: بنده جز از گوشت یخی و جز كوپن استفاده نمیكنم. اصلاً گوشت گرم نمیخرم و ما باورمان نمیآید. ما پشت سر آقای خامنهای نماز میخوانیم من از ایشان شنیدم كه گفت: بنده فقط خوراكم با كوپن است و این هم گوشت یخی است. حالا اگر یك جایی به میهمانی رفتیم یك چیزی به ما دادند آن حسابش جداست. قرآن هم میگوید: حضرت ابراهیم دو میهمان برایش آمد، ابراهیم یك شتر كشت و گوشتش را كباب كرد و از مهمان‎هایش پذیرایی كرد. یك وقت حساب یك میهمانی جداست. ما یك وقت یك جایی بودیم بعد از سخنرانی همه در صف رفتند، گفتند: آقای قرائتی اگر میخواهی عادل باشی تو هم باید در صف بیایی. گفتم: درست است، عدالت یعنی من هم در صف بروم. اما یك چیز دیگر هم باید بگویم و شما نمیدانید كه میهمان باید پذیرایی شود، بی انصافها من میهمان شما هستم. دیگر چیزی نگفتند، احترام در صف رفتن همه یك اصل است. اما بالاخره احترام میهمان هم یك اصل است. من چون امروز میهمانتان هستم گفتند: خیلی خوب پس برو. در عین حال یك دقیقهای در صف رفتیم و بعد هم بیرون رفتیم.

من از یكی از شخصیت‎های درجه یك كه حالا نمیتوانم اسمش را ببرم، ایشان گفت: بنده جز از گوشت یخی و جز كوپن استفاده نمیكنم. اصلاً گوشت گرم نمیخرم و ما باورمان نمیآید. ما پشت سر آقای خامنهای نماز میخوانیم من از ایشان شنیدم كه گفت: بنده فقط خوراكم با كوپن است و این هم گوشت یخی است. حالا اگر یك جایی به میهمانی رفتیم یك چیزی به ما دادند آن حسابش جداست

اجمالاً باید قاطی نكنیم گاهی وقت‎ها واقعاً یك فرصت‎هایی حیف است، مثلاً یك پزشك جراح كه میتواند روزی ده نفر را در بیمارستان از مرگ نجات دهد، ایشان در صف تخم مرغ برود، این بسیار ظلم است. نه آقا تو عادل هستی تو باید در صف بروی، فلانی هم در صف برود. آقاجان فلانی از صبح تا شام از خطری دفاع نمیكند اما یك پزشك جراح، یك خلبان، یك مغز متفكر، یك استاد دانشگاه، یك آدم‎هایی هستند كارشان كیفی است. بعضیها كارشان كیفی است. بین كیفی و كمّی فرق است. ما نمیگوییم: هر كس كیف دستش است از صف بیرون برود اما هر كس كارش كیفی است از صف بیرون برود. گناه است كه پزشك جراح در صف برود، گناه است كه خلبان در صف برود. آخر درست است یك شب او برود ولی «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر/3). قرآن هم میگوید: همه شب‎ها تاریك است. اما خوب شب قدر با باقی شب‎ها فرق میكند. البته باز نمیخواهم بگویم در مسئولین ما، ضامن دولت و رئیس مجلس و رئیس جمهور و امام و ... اینها را زندگیشان را میدانیم. اما حالا فلان منطقه یك مسئول یك كاری كرد، من ضامن همه نیستم.

در مسئله بهداشت داریم كه اگر كسی چهل روز گوشت نخورد بداخلاق میشود و حتی داریم كه اگر چهل روز گوشت گیرتان نیامد، قرض هم كردید اشكال ندارد. ولی در چهل روز باید گوشت خورده شود، حالا از نظر بهداشتی چگونه است؟ وضع بدن ما كه چهل روز به چهل روز باید گوشت به آن برسد، آن یك حساب دیگر دارد. داریم كه اگر هم كسی دائماً چهل روز پشت سر هم گوشت بخورد، قساوت قلب پیدا میكند ولی اگر كسی چهل روز گوشت نخورد بداخلاق میشود. درباره نظافت بدن و موی بدن داریم از چهل روز بیشتر طول نكشد یعنی هر چهل روز یكبار حتما نظافت كنید. اگر كسی ایمان به خدا دارد و به قیامت ایمان دارد از چهل روز بیشتر طول نكشد. درباره یك سری غذاها هم سفارش شده است كه چهل روز به چهل روز این غذا و این اثر باید به بدن برسد. حالا اگر ما الان این را بگوییم ممكن است یك كسی واقعاً نداشته باشد، البته ما در ایران با همه مشكلاتی كه داریم وضعمان از خیلی جاها بهتر است. ما الان میلیون‎ها آدم داریم كه حالا اسمشان را نمیبرم. میلیون‎ها آدم داریم كه واقعاً چیزی گیرشان نمیآید. دربارهی مسئله انار هم بسیار سفارش شده است كه هر چهل روز یك بار حتما مصرف شود.

ما به دكتر رفتیم گفت: صبح، صبحانه زرده تخم مرغ بخور، عصر فلان چیز را بخور، نهار كباب برگ بخور. گفتم: آقا آدرس خانه‎تان را هم بنویسید، چون اینها در خانه ما نیست. البته میتوانم یك وعده كباب بخورم، اما شما برای دو ماه میگویی كباب بخور من نمیدانم که همان یكی، دو بارش را هم میتوانم كباب بخورم یا نه؟ اما لطفاً آدرس خانهتان را بدهید. گفت: حضرت عباسی خانه ما هم نیست. اجمالاً حالا چون مسئلهای است كه با كمبود مواد غذایی روبرو هستیم اجازه بدهید كه این را بیشتر باز نكنیم، چون نیست. البته این را هم به شما بگویم ما خودمان این نیست را پذیرفتیم، همین برادران كه این را به پیشانیشان بستند، اینها كه به جبهه میروند این را قبول دارند.

ما سه راه داریم اگر خواسته باشیم همه چیزی در مملكت باشد و كمبود نباشد این سه راه است:

1- سازش با آمریكا  2- از كشورهای پولدار وام بگیریم  3- كم خوردن و محكم ایستادن.

حدیث داریم آدم چهل ساله عصا دست بگیرد. رهبر كبیر انقلاب زمانی این را برای شاگردانش معنا كرده بود، یعنی هر كس چهل ساله شد عصا دست بگیرد. یعنی با احتیاط راه برو. آدم چهل ساله عصا دست بگیرد، یعنی عصای احتیاط دست بگیرد. یعنی تو دیگر بچه نیستی، تو دیگر هر چیزی را نگو. حالا تو چهل سالت شده است

ما خودمان قبول كردیم كه حالا كه آمدیم با این كمبودها میسازیم وگرنه یك آره بگو آمریكا هرچه میخواهی در مملكت میریزد، طوری كه دیگر صفی برای روغن نباتی نباشد، فقط یك بله گفتن به آمریكا برابر است با روغن نباتی و ... یا سازش با آمریكا یا وام گرفتن. الان دولت ما به هیچ كشوری وام ندارد، ما طلبكار هستیم ولی بدهكار نیستیم و با همه مشكلاتمان بدهكار نیستیم، بنابراین یا خانه كاهگلی و هیچ وامی به هیچ بانكی بدهكار نباشیم، یا خانهای كه پشتش سنگ مرمر است اما به همه بانك‎ها جز بانك خون بدهكار باشیم. این هم بانك خون به خاطر این كه پول نمیدهد وگرنه از آن هم وام میگرفتیم. افرادی هستند از همه بانك‎ها پول میگیرند. یا اتاق قشنگ با وام، یا كاهگل بی وام. و ما خودمان كاهگل را قبول كردیم كه بدهكار نباشیم.

خوب 40 را در مسائل تربیتی بگویم. در مسائل تربیتی باز عدد چهل چراغ میزند. این عدد چهل خیلی در حدیث‎ها چراغ میزند، حالا این چهل چیست این را دیگر نمیدانم. حدیث داریم كه قرآن میگوید: «حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً» (احقاف/15)؛ سن چهل سال اوج رشد انسان است و انبیاء ما اكثراً در سن چهل سالگی به مقام نبوت رسیدند از جمله پیغمبر خودمان كه در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند. پیغمبر فرمود: اگر یك آدم مجرم را بخوابانند و شلاقش بزنند فایدهاش از چهل روز بارندگی برای جامعه بیشتر است. بله نباید رحم كرد چون:

ترحم بر پلنگ تیز دندان                                             ستمكاری بود بر گوسفندان

اگر در یك شهری یا شهركی یك دزدی را گرفتند، چهار تا انگشتش را قطع كردند دیگر مردم محله راحت میخوابند وگرنه اگر او را زندان بردند و برگشت باز همه مردم منطقه در ناراحتی و ناامنی به سر میبرند. اگر ما خواسته باشیم به دزد رحم كنیم، ناامنی را در كل منطقه حاكم كردیم. اگر یك كسی خلاف كرد او را بخوابانند و شلاق بزنند. خوب شما در راه آهن رفتید، خیلی از زن‎ها بدون شوهرشان میآیند و بلیط تهیه میكنند و تنهایی از تهران به اهواز یا ... میرود. چرا یك زن تنهایی بلیط میگیرد و به مشهد میرود و بر میگردد؟ به خاطر این كه مملكت امن است. اگر ناامن باشد خوب دلهره در همه جا ساكن میشود. بنابراین اگر دو مجرم را شلاق بزنند، ارزش امنیتش خیلی بیشتر از باران‎های مبارك است. داریم كه «من بلغ اربعین سنة وام یتعلف فقد عصی». حدیث داریم آدم چهل ساله عصا دست بگیرد. رهبر كبیر انقلاب زمانی این را برای شاگردانش معنا كرده بود، یعنی هر كس چهل ساله شد عصا دست بگیرد. یعنی با احتیاط راه برو. آدم چهل ساله عصا دست بگیرد، یعنی عصای احتیاط دست بگیرد. یعنی تو دیگر بچه نیستی، تو دیگر هر چیزی را نگو. حالا تو چهل سالت شده است. حدیث داریم كسانی كه چهل سالشان می‎شود تغییری پیدا نمیكنند شیطان پیشانیش را میبوسد، میگوید: پدر و مادرم فدای تو، تو دیگر آدم حسابی بشو نیستی. چون وقتی تا چهل سال یك انسانی یك خطی را رفت، برگشتش محال نیست، اما تربیت این طرف مشكل است او چهل سالش است. البته محال نیست اما سخت است. روایتی داریم خداوند تا چهل سال به مأمورین و فرشتگان میگوید: با مدارا رفتار كنید. اما همین كه چهل سالش شد، گناهی میشود میگوید: «فَغَلِّظَا». «إِنَّ الْعَبْدَ لَفِی فُسْحَةٍ مِنْ أَمْرِهِ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَرْبَعِینَ سَنَةً فَإِذَا بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَلَكَیْهِ قَدْ عَمَّرْتُ عَبْدِی هَذَا عُمُراً فَغَلِّظَا وَ شَدِّدَا وَ تَحَفَّظَا وَ اكْتُبَا عَلَیْهِ قَلِیلَ عَمَلِهِ وَ كَثِیرَهُ وَ صَغِیرَهُ وَ كَبِیرَهُ» (كافى، ج‏8، ص‏108) ؛ ای دو فرشتهای كه اعمال ایشان را مینویسید. «فَغَلِّظَا» یعنی غلیظ برخورد كنید. برخورد را تند كنید، این دیگر چهل سالش شد باز هم گناه میكند «وَ شَدِّدَا». شدت عمل نشان دهید «وَ تَحَفَّظَا» مو را از ماست بكشید. چهل سالش شده ولی باز هم گناه میكند. «وَ اكْتُبَا عَلَیْهِ قَلِیلَ عَمَلِهِ وَ كَثِیرَهُ». قلیل كارش و كثیر كارش را كم و زیادش را بنویس. «وَ صَغِیرَهُ وَ كَبِیرَهُ» یعنی وقتی انسان چهل سالش شد غسل بلد نیست. چهل سالش شده نماز بلد نیست. چهل سالش شده تكان نمیخورد، افسوس به حالش.

حالا اول مهر است این را بگویم: چهل سالش شده چهل تا یك روز سر كلاس‎های نهضت سوادآموزی نیامد تا دو كلمه یاد بگیرد. چهل سالش شده هنوز بلد نیست بنویسد، آدم یك روز نوشتن را یاد میگیرد. چهل سالش است هنوز با مدرسه موش‎ها نشسته است. نشسته پینوكیو تماشا میكند. خوب بابا تو كه پای تلویزیون نشستی، میبینی بچه‌ات میگوید: آفرین، صد آفرین، هزار و سیصد آفرین تو هم همچنین میكنی تو چهل سالت است. آخر آدم چهل ساله كه نباید برنامه كودك ببیند، گاهی آدم مینشیند ببیند با بچه‌اش چگونه حرف بزند، آن طوری نیست. اما اینجا باید دقت كنیم كه اگر چهل سالمان شد یك خورده كوتاه بیاییم و به قول امام عصای احتیاط دست بگیریم. خدا فرشتهها را مأمور میكند كه دیگر اغماض نكنند. حدیث داریم كه پیغمبر فرمود: اگر كسی برود یك باب علمی را یاد بگیرد برای این كه باطلی را به حق جلوه دهد یا گمراهی را به هدایت راهنمایی كند، این آقایی كه تحصیل میكند جلوی باطل را بگیرد و حق را ترویج كند، كار این طلبه است كه سراغ تحصیل علم برای ارشاد مردم برود. اگر كسی هجرت كند و برای تحصیل از خانه‌اش بیرون برود آن هم تحصیلی كه بار داشته باشد، آخر بعضی تحصیل‎ها بار ندارد، خیلی چیزها كه ما میخوانیم مسافرت هم میكنیم، ممكن است خارج هم برویم در دانشگاه هم برویم، چیزی هم حفظ كنیم، نمره هم بگیریم، كمك هم بگیریم اما بار ندارد. علم باید بار داشته باشد. بار یعنی چه؟ مثلا سوال ایدئولوژی میكنند. مسابقه است خوب بفرمایید. آیا خرمشهر در عملیات بیت المقدس یا فتح المبین یا دهه فجر یا مسلم بن عقیل آزاد شد؟ حالا این را بدانم چه میشود ندانم چه میشود؟ مثل این كه بگوییم: آقا استاد شما 60 كیلو است یا 70 كیلو یا 80 كیلو، چند كیلو است؟ این چه باری دارد. باید بگوییم: خرمشهر چه طور سقوط كرد و چه طور آزاد شد؟ چه طورش را نمیدانم، حالا اسم عملیات هر چه میخواهد باشد. حسینیه جماران قالی است یا موكت یا زیلو است؟ این چه باری دارد. امام چه فرمود؟ بسیاری از چیزهایی كه بچههای ما میخوانند هیچ بار علمی ندارد. یعنی بدانیم یا ندانیم اثری ندارد. در جغرافی میخوانیم كه زیمباوه بادام زمینی دارد. خوب حالا به من چه؟ میخوانند و نمره هم میآورند. ولی هیچ بار علمی ندارد. به دبیرستان دخترانه گفته بودند كه درباره زندگی ملاصدرا مقاله بنویس. آخر ملاصدرا یك فیلسوف بزرگوار به دختران دبیرستانی چه كار دارد؟ به او بگو درباره زندگی حضرت زینب بنویس، دربارهی زندگی حضرت فاطمه بنویس. نقش زن در انقلاب را بنویس. آدم یك چیزی كه یاد میگیرد باید یك نتیجهای هم داشته باشد.

حدیث داریم: «مَنْ خَرَجَ یَطْلُبُ بَاباً مِنْ عِلْمٍ لِیَرُدَّ بِهِ بَاطِلًا إِلَى حَقٍّ أَوْ ضَلَالَةً إِلَى هُدًى كَانَ عَمَلُهُ ذَلِكَ كَعِبَادَةِ مُتَعَبِّدٍ أَرْبَعِینَ عَاماً» (أمالى طوسى، ص‏618) كسی كه سراغ علم برود اما چه علمی و علمی كه جلوی باطل را بگیرد و ظلالت و گمراهی را از انسان دور كند. اگر سراغ علم باردار رفتیم آن وقت یك كار مهمی كردهایم. ارزش یك روز چنین علمی از یك دانشجو یا طلبه از چهل سال عبادت بیشتر است.

اما عدد 40 در تربیت: برای این كه خداوند میخواهد فاطمه زهرا را به پیغمبر دهد سفارش میكند. پیغمبر شما چهل روز از خدیجه دور باش. چرا برای این كه میخواهم یك غذای جدیدی به تو بدهم. یك غذایی است كه باید نطفه زهرا از آن درست شود. چون مسئله تربیتی است باید مخلوط با غذاهای عادی نباشد، چه گفتم: چهل. آدم اگر40 ساله شد، فرشتهها به او سخت میگیرند. برادران و خواهرانی كه حرف مرا میشنوند كسانی كه چهل سالتان است مواظب باشید دیگر مثل دیگران نباشید. حرفتان، فكرتان، نمازتان، قبلاً آنطور نماز میخواندی دیگر چهل سالت است درست نماز بخوان. دیگر نماز خواندن كاری ندارد، نماز 15 كلمه است در هر خانهای باسواد هست این كلمه را درست كن. میگویند: «نستغین» میگوییم: بگو «نَسْتَعینُ» میگوید: نستغین. میگوید: «الحمدرله» میگوییم: بگو «الحمدلله». چهل سالش است باز هم اشتباه میگوید، این خیلی بد است، دیگر بیایید به مادران و خواهران كمك كنید. شب‎های زمستان طولانی است. پنج، پنج و نیم غروب میشود. نه و نیم، ده و نیم میخوابیم. این چهار ساعت را شبی یك ساعت همه ایران مدرسه بشود. تو چه چیزی یاد گرفتی؟ نمازت را بخوان ببینم. قل هو الله‌ات را بخوان ببینم. میتوانی قرآن بخوانی؟ سواد داری؟ امشب این كلمه را یاد بدهیم. خاطره كه بلدیم یاد دهیم و استفاده كنیم. درباره آخرت هم داریم كه فقرا، چون فقرا خوب درونشان است، آدم‎هایی كه وضع مالیشان خوب است در آنها هم خوب هست. منتها آدم پولدار خوب كم است ولی باز هم پیدا میشود. اگر در روز قیامت آدمی بود كه وضع مالیش خوب بود و آدم خوبی بود. باز فقیر چهل سال روزتر از پولدار به بهشت میرود با این كه هر دو آدم خوبی هستند یعنی خوب‎ها هم به خاطر بار مالی خوبی كه دارند، مسئولیت جیبش را دارد، معطلیشان بیشتر است.

حدیث داریم كسی كه چهل حدیث حفظ كند روز قیامت جزو گروه فقها محشور میشود. درباره مسائل خانوادگی داریم كه تا چهل روز معذرت میخواهم. همین كه آیه نازل شد «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَكَ الْأَقْرَبینَ» (شعراء/214). به پیغمبر گفت: اول از همه خویش و قوم‎هایت را دعوت كن، تبلیغ كن. و پیغمبر چهل نفر از فامیلش را دعوت كرد. حضرت امیر فرمود: اگر چهل یار میداشتم حقم را میگرفتم. امام زمان(عج) وقتی ظهور میكند در قیام یك مرد چهل ساله است. امام سجاد چهل بار به مكه رفت، اما حتی یك شلاق هم به حیوانش نزد. وقتی مادر امیرالمومنین فاطمه بنت اسد از دنیا رفت، احترام گرفت و پیغمبر نماز میت را كه40 الله اكبر دارد به این جنازه به خاطر مقام فاطمه بنت اسد و این كه مادر علی بن ابیطالب است خواند، چهل الله اكبر گفت و كسی كه قسم دروغ بخورد چهل روز نشده سیلی آن را میخورد. ابن اساكر كتابی نوشته است كه در آن چهل حدیث از چهل عالم در چهل شهر نقل شده است. شخصی از علماء كمر همت را بسته تا 40 شهر پهلوی چهل عالم رفته است و از هر عالمی یك حدیث پرسیده است. كتاب‎های زیادی درباره اربعین نوشته شده است از هر طرف تا چهل خانه همسایه هست.

كسی كه غیبت یك مسلمانی را بكند چه زن مسلمان چه مرد مسلمان. «مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِیَامَهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَةً إِلَّا أَنْ یَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ» (جامع‏ الأخبار، ص‏146). اگر كسی غیبت یك زن و شوهر مسلمان را بكند. نماز او تا چهل روز قبول نیست و ما كتاب‎های زیادی داریم. كتابی به نام اربعین نوشته شده است و حتی رهبر عزیز انقلاب هم كتابی به نام اربعین دارد و از جمله زیارت امام حسین در اربعین خیلی مهم است. كه خود زیارت بار مهمی دارد و اربعین در انقلاب ما خیلی اثر داشت. یعنی اولین انقلاب ما 19 دی كه به قم ریختند كشتند و اربعینش در تبریز منفجر شد. یعنی اگر خود این اربعینها یادتان باشد در انقلاب نقش مهمی داشت. و اربعین اول زائر امام حسین آمد و گفت: السلام علیك یا اباعبدلله. روز اربعین روزی است كه یار قدیمی امام حسین آمد، نابینا بود عطیه او را سر قبر امام حسین آورد، قبلاً با آب فرات غسل زیارت كرد و آمد سه مرتبه سلام كرد و گفت: حسین جان من یار با وفای تو هستم در عاشورا نبودم و حالا به زیارت تو آمدم. زیارت اربعین از علامت مومن است، خداوند انشاءالله این كسانی كه خون شهدای ما را در طول تاریخ ریختند عذابشان را زیاد كند، نماز جمعه یادتان نرود، جبهه را فراموش نكنید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

                         قرآن و عدد 40

پاره اي از اعداد، در عالم طبيعت، فرهنگ اقوام و اديان مختلف و نيز متون ديني اسلامي و غيراسلامي از اهميت خاصي برخوردارند به گونه اي كه بعضي عقايد، سنن و آداب بر محور آنها چرخيده و همواره مورد توجه بوده اند. اين اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهميت آن ها در پرده ابهام است را مي توان اعداد اسرارآميز ناميد كه مفسران، مورخان و اديبان هر يك به ذوق خود تفسيري ازآن ها ارائه داده اند كه به يقين هيچ كدام از اين نظرات رانمي توان علت قطعي كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله اين اعداد كه در قرآن ومتون ديني به وفور يافت مي شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر يك پژوهشي جداگانه را مي طلبند و ما اكنون به بررسي كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحديث مي پردازيم.
در قرآن كريم واژه «اربعين» به معناي «چهل» در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مي شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگي وي ياد مي كند كه مفسران راز تأكيد بر اين سن را ويژگي خاص اين دوره سني مي دانند واين دوره ازعمل آدمي را دوران كمال عقلاني، پختگي شخصيتي انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوي شدن صفات اخلاقي در درون وي مي دانند. كه اين ويژه گي ها از روايات متعددي كه از معصومين(ع) رسيده نيز به دست مي آيد به عنوان مثال در حديثي آمده است: كساني كه به چهل سالگي مي رسند وتوبه نمي كنند شيطان دستي به صورت آنها كشيده مي گويد: پدرم فداي رويي كه رستگار نمي شود!!!
در روايتي ديگر مي خوانيم: هنگامي كه بنده به سن 40سالگي مي رسد خداوند به دوفرشته مراقب او مي گويد: از اين پس بر اوسخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد وكم او را ثبت كنيد.
روايات فوق و ديگر روايات مشابه همه حكايتگر اهميت خاص چهل سالگي و نقش اين دوره از عمر انسان در تكميل شخصيت وي دارد به گونه اي كه پس از آن امكان تحول دروني او بسيار سخت مي گردد.
در كاربردهاي ديگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعيت ورود بني اسرائيل به سرزمين مقدس و چهل سال سرگرداني آنان در بيابان و نيز ميقات چهل شبه حضرت موسي(ع) سخن به ميان آمده است.
به عقيده مفسران چهل سال سرگرداني بني اسرائيل زمان لازمي براي انقطاع نسل نافرماني بني اسرائيل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمي بود كه بني اسرائيل از ناداني خود در مخالفت با حضرت موسي(ع) دست بردارند.
راز ميقات چهل شبه موسي(ع) نيز هر چند روشن نيست اما وجود اين روايت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را براي خدا خالص گرداند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ويژه آنانكه داراي مشرب عرفاني هستند به عدد 40 در زمينه خودسازي با ديده اهميت بنگرند، وبراي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان وكامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تأثيري ويژه قايل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهين شيرازي فقط پيامبران واولياي الهي از راز تعيين عدد چهل باخبرند.


      برگرفته از تبيان
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14ساعت 8:35  توسط  محمد  |